کد خبر: 4351130
تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۳
یک پژوهشگر دینی اظهار کرد

رسانه دینی؛ بخشی از فرآیند تربیت اخلاقی جامعه و تمدن‌سازی معنوی

سیدمحسن میرسندسی گفت: رسانه دینی در منطق قرآنی، نه صرفاً ابزار انتقال پیام بلکه بخشی از فرآیند تربیت اخلاقی جامعه و تمدن‌سازی معنوی است و مسئولیت آن در قبال شایعه‌پراکنی و تخریب شخصیت، مسئولیتی چندسطحی و ترکیبی از وظایف معرفتی، اخلاقی و نهادی به‌شمار می‌آید.

سیدمحسن میرسندسی، عضو هیات علمی گروه قرآن و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ  اسلامیدر جهان معاصر که منطق شتاب و فوریت بر چرخه تولید، توزیع و مصرف خبر مسلط شده، صورت‌بندی اخلاق ارتباطات به یکی از پیچیده‌ترین میدان‌های پژوهش میان‌رشته‌ای تبدیل‌شده است.

جامعه‌شناسی ارتباطات از یک‌سو نشان می‌دهد که خبر دیگر صرفاً بازنمایی واقعیت نیست، بلکه در بستر شبکه‌های متکثر و الگوریتمی، به کنشی اجتماعی، قدرتمند و هویت‌ساز بدل شده است. از سوی دیگر، علوم تفسیری و مطالعات قرآنی با تکیه‌بر دستگاه معرفتی خویش، الگوی متفاوتی از ساحت گفتار و تعامل اجتماعی مبتنی بر حقیقت عرضه می‌کنند، الگویی که در آن خبر صرفاً یک داده انتقالی نیست، بلکه واجد پیامدهای اخلاقی، روان‌شناختی و ساختاری در جامعه‌ای است که قرآن از آن با عنوان جامعه مؤمنان یاد می‌کند. در چنین وضعیتی، ضرورت بازخوانی نسبت میان قرآن و اخلاق خبررسانی از آنجا ناشی می‌شود که موجِ سیال اطلاعات، سازوکارهای داوری اخلاقی را تضعیف و فرآیندهای تبیین، مسئولیت‌پذیری و راستی‌آزمایی را به حاشیه رانده است.

خبرنگار ایکنای خراسان‌رضوی به منظور نشان‌دادن پیوند منطق قرآنی تولید معنا با تحلیل جامعه‌شناختی از رژیم‌های رسانه‌ای جدید که چگونه می‌توان در عصر سرعت، با استفاده از ظرفیت‌های وحیانی و عقلانی، سواد خبری مسئولانه و مبتنی بر حقیقت را بازتولید کرد گفت‌وگویی با سیدمحسن میرسندسی، عضو هیئت علمی گروه قرآن و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، انجام داده است که در ادامه می‌خوانیم؛

ایکناـ قرآن چه معیارهایی برای تشخیص خبر درست از نادرست ارائه می‌دهد؟

در مواجهه با پرسش بنیادین تمایز میان خبر صادق و کاذب، قرآن کریم با ارائه چارچوبی جامع و دقیق، معیارهایی را فراتر از سازوکارهای راستی آزمایی، پیش روی ما می‌نهد. این معیارها نه‌تنها به شناخت محتوا ناظرند، بلکه بافت اجتماعی تولید و انتشار خبر، انگیزه فاعلان ارتباطی و پیامدهای شناختی و رفتاری مخاطبان را نیز در برمی‌گیرند.

نخستین و اساسی‌ترین معیار، اصل تبیین یا تحقیق است که در آیه 6 سوره حجرات «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن جاءَکُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتبیینوا أَن تُصیبوا قَومًا بِجَهالَةٍ فَتُصبِحوا عَلی ما فَعَلتُم نادِمین» به صراحت بیان شده است. این آیه، مؤمنان را از پذیرش بی‌چون‌وچرای هر خبری، به‌ویژه اگر از سوی فردی فاسق که معیارهای اخلاقی و اجتماعی را زیر پا گذاشته باشد، برحذر می‌دارد و بر ضرورت تحقیق و راستی‌آزمایی پیش از هرگونه قضاوت یا واکنشی تأکید می‌کند. تبیین در اینجا صرفاً به معنای بررسی سندی نیست، بلکه فرآیندی عمیق‌تر از کشف حقیقت مدفون در لایه‌های متعدد گفتار را شامل می‌شود. این مفهوم در جامعه‌شناسی ارتباطات با نظریه کاشت و بازنمایی اجتماعی پیوند می‌خورد، جایی‌که رسانه‌ها نه‌تنها اطلاعات، بلکه چارچوب‌های معنایی و ادراکی را نیز شکل می‌دهند. پذیرش ناآگاهانه خبر نادرست، جهالتی است که فرد را در معرض ندامت قرار می‌دهد، زیرا کنش او بر پایه‌ای غیرواقعی بنا شده است.

دومین معیار، نفی تجسس و پرهیز از پیگیری عیوب پنهان بوده که در آیه 12 سوره حجرات «وَلا تَجَسَّسوا» مورد تأکید قرار گرفته است. این آیه، مؤمنان را از کنجکاوی بی‌مورد در امور پنهانی دیگران نهی می‌کند. در عصر شبکه‌های اجتماعی که دسترسی به اطلاعات شخصی تسهیل شده، این اصل اهمیت دوچندانی می‌یابد. تجسس در این بستر می‌تواند به معنای استخراج اطلاعات خصوصی یا تحلیل رفتار کاربران بدون رضایت آن‌ها باشد که خود، نوعی خبرسازی مبتنی بر تجاوز به حریم خصوصی است. جامعه‌شناسی رسانه، این پدیده را با مفهوم نظارت فراگیر مرتبط می‌داند که در آن، داده‌های کاربران به کالایی برای تولید خبر و سوداگری تبدیل می‌شوند.

سومین معیار، پرهیز از غیبت و سخن‌چینی است که در ادامه همان آیه با تعبیر «وَلا یَغتَب بَعضُکُم بَعضًا» آمده است. غیبت عبارت است از ذکر ضرر برادر مؤمن در غیاب او، که قرآن آن را به خوردن گوشت برادر مرده‌اش تشبیه می‌کند. این تشبیه، عمق جنایت کلامی و تخریب اعتبار اجتماعی فرد را نشان می‌دهد. در فضای مجازی، غیبت و تهمت اشکال پیچیده‌تری به خود می‌گیرد و با انتشار گسترده، می‌تواند وخامت عمومی یافته و وجهه فردی و جمعی را نابود سازد. این مفهوم با تئوری برچسب‌زنی در جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی هم‌راستا است، جایی‌که برچسب‌های منفی اجتماعی، هویت فرد را بازتعریف کرده و او را به سمت انطباق با آن برچسب سوق می‌دهند.

چهارمین معیار، عدم پذیرش اخبار مبتنی بر ظن و گمان صرف است. آیه 36 سوره یونس «إِنَّ الظَّنَّ لا یُغنی مِنَ الحَقِّ شَیئًا» تأکید دارد که گمان، هرچند قوی، جایگزین یقین و حقیقت مبتنی بر علم نمی‌شود. در فضای رسانه‌ای امروز، بسیاری از اخبار بر پایه گمانه‌زنی و تحلیل‌های غیرمستند شکل می‌گیرند. این امر، نظریه شکاف آگاهی را تداعی می‌کند، شکافی که میان آنچه رسانه‌ها بازنمایی می‌کنند و آنچه واقعیت عینی است، پدید می‌آید.

درواقع قرآن رویکردی مسئولانه به خبر را ترویج می‌دهد، جایی‌که هر کلامی مورد پرسش قرار خواهد گرفت در آیه 36 سوره اسرا «وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِه عِلمٌ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا» این مسئولیت‌پذیری شناختی، فراتر از اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، یک وظیفه ایمانی و انسانی است که فرد را در برابر هرآنچه می‌شنود، می‌بیند و می‌اندیشد، پاسخگو می‌سازد. این اصل، با مفاهیم مسئولیت اجتماعی رسانه و نظریه استفاده و رضامندی در جامعه‌شناسی ارتباطات، پیوند می‌خورد، اما با تأکیدی دینی بر پاسخگویی نهایی در برابر خالق است.

ایکناـ آیه «تبیین» در عصر خبرهای فوری و شبکه‌های اجتماعی چگونه قابل‌ اجراست؟

آیه تبیین نه‌فقط یک دستور فردی بلکه یک سازوکار معرفتی و اجتماعی برای مهار خطای ادراکی در گردش خبر است. در عصر شبکه‌های اجتماعی که منطق سرعت بر منطق حقیقت غلبه یافته، اجرای تبیین به معنای بازتولید یک عقلانیت ارتباطی است که در آن دریافت و انتشار خبر تابع سازوکارهای کنترل شناختی و اخلاقی باشد. آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ؛ ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.»، چارچوبی ارائه می‌دهد که در آن کاربر ابتدا باید منشأ خبر را شناسایی کند، سپس نسبت خبر با واقعیت را از خلال تقاطع منابع و سنجش بافت اجتماعی آن بسنجد و در نهایت پیامد احتمالی انتشار را ارزیابی کند. این سه سطح در منطق ارتباطات دیجیتال معادل مفاهیمی چون اعتبار منبع، راستی‌سنجی میان‌رشته‌ای و تحلیل پیامدهای شبکه‌ای است.

درواقع، تبیین در این عصر نوعی مقاومت در برابر اثر شتاب‌زدگی ادراکی است که در نظریه‌های علوم شناختی با عنوان ازدحام و تراکم شناختی شناخته می‌شود. یعنی مخاطب زیر فشار حجم انبوه اطلاعات، توان تمییز را از دست می‌دهد و به سوی رفتارهای واکنشی سوق داده می‌شود. تبیین در چنین شرایطی نقش نوعی ترمز شناختی گمراه‌کننده را ایفا می‌کند. افزون بر این، تبیین با مفهوم تأخیر در راستی آزمایی پیوند می‌خورد که در آن مخاطب آگاهانه میان دریافت و انتشار خبر فاصله زمانی ایجاد می‌کند تا امکان پردازش انتقادی فراهم شود. در نتیجه، اجرای تبیین در رسانه‌های اجتماعی مستلزم ارتقای سواد خبری، تقویت حساسیت اخلاقی و شکل دادن به فرهنگ ارتباطی مبتنی بر مسئولیت جمعی است. در این صورت تبیین نه یک دستور فردی بلکه یک هنجار اجتماعی پایدار در ساختار رسانه‌ای است.

ایکناـ رسانه دینی چه مسئولیت‌هایی در جلوگیری از شایعه‌پراکنی و تخریب شخصیت دارد؟

رسانه دینی در منطق قرآنی، نه صرفاً ابزار انتقال پیام بلکه بخشی از فرآیند تربیت اخلاقی جامعه و تمدن‌سازی معنوی است. بنابراین، مسئولیت آن در قبال شایعه‌پراکنی و تخریب شخصیت، مسئولیتی چندسطحی و ترکیبی از وظایف معرفتی، اخلاقی و نهادی به‌شمار می‌آید. قرآن، خبر را نه یک داده بی‌طرف بلکه عنصری در پیوند با صدق، عدالت و کرامت انسانی تلقی می‌کند، لذا هرگونه انحراف از حقیقت یا تحقیر شخصیت افراد، نقض مستقیم بنیان‌های اخلاقی وحی است.

نخستین مسئولیت رسانه دینی تولید معنا بر محور صدق است. در آیه 70 سوره احزاب «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا؛ ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید»، امر به سخنی استوار و درست، بنیان سیاست گفتار اسلامی را شکل می‌دهد. در جامعه‌شناسی، این اصل معادل با اخلاق گفت‌وگویی حقیقت‌مدار است، یعنی رسانه دینی باید در بازنمایی واقعیت، از جانب‌داری‌های منفعت‌طلبانه و تحریف آگاهانه بپرهیزد. این جهت‌گیری، رسانه را از ورود به قلمرو شایعه که غالباً بر پایه منافع کوتاه‌مدت قدرت و تحریک احساسات جمعی شکل می‌گیرد، مصون می‌سازد.

دومین مسئولیت، صیانت از آبرو و حرمت جمعی است. آیه ۱۲ سوره حجرات «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ؛ ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.» بیانگر قبح مطلق تخریب حیثیت افراد است. رسانه دینی باید با ایجاد سامانه‌های خودنظارتی، از هرگونه محتوایی که موجب لکه‌دارشدن شخصیت انسانی و اجتماعی افراد و گروه‌ها شود، جلوگیری نماید. در زبان جامعه‌شناسی این امر با مفهوم «سرمایه نمادین» مرتبط است. تخریب شخصیت، درواقع نابودی سرمایه نمادین فرد در نظام اجتماعی است و رسانه متعهد دینی وظیفه دارد از فرسایش این سرمایه در برابر هجمه‌های خبری محافظت کند.

سومین مسئولیت، مدیریت چرخه شایعه است. قرآن در آیه 15 سوره نور «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ؛ چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر می گرفتید و با دهان هایتان چیزی می گفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک می پنداشتید و در حالی‌که نزد خدا بزرگ بود.»، رفتار زبانی مؤمنان در مواجهه با شایعه را نقد می‌کند. رسانه دینی با کارکرد آموزشی خود باید در سطح عمومی، مهارت نقد رسانه‌ای و تشخیص خبر از شایعه را ارتقا دهد. این موضوع در جامعه‌شناسی با مفهوم سواد ارتباطی انتقادی هم‌خوان است، یعنی افراد و گروه‌ها توان تحلیل، سنجش و بازسازی روایت‌های خبری را پیدا کنند تا چرخه شایعه در همان مرحله ابتدایی متوقف شود.

چهارمین مسئولیت، ترویج الگوی ارتباط بیناذهنی اخلاقی است، الگویی که در آن هدف از ارتباط، سلطه یا جذب مخاطب هرچه بیشتر نیست، بلکه شکل‌دادن به فهم مشترک اخلاقی در سپهر عمومی جامعه است. مطابق با نظریه کنش ارتباطی در اندیشه هابرماس، گفت‌وگو باید بر پایه صداقت، صراحت و نیت خیر صورت گیرد. قرآن این اصل را با مفاهیمی چون قول معروف، قول لین و قول عدل نهادینه کرده است. در مجموع، رسانه دینی مسئول است تا میان حق اطلاع مردم و حق حیثیت انسان تعادل برقرار کند، چراکه در منطق وحی، آگاهی بی‌مسئولیت همان‌قدر خطرناک است که جهل عمدی.

رسالت رسانه دینی، خلق فضایی است که در آن حقیقت، کرامت و آگاهی، سه ضلع هم‌افزا و نه متضاد اخلاق خبررسانی باشند، و تنها در چنین چارچوبی است که انتشار خبر به عبادتی عقلانی و اجتماعی، نه ابزاری برای تخریب و جداسازی انسان‌ها بدل می‌شود.

انتهای پیام
captcha