کد خبر: 4357435
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۳
یادداشت

مباهله؛ آزمون بزرگ صداقت در تاریخ اسلام

مباهله صحنه‌ای بود که حقانیت اسلام نه با قدرت، بلکه با صداقت به نمایش درآمد. حضور اهل‌بیت(ع) در این واقعه، جایگاه بی‌بدیل آنان و پیوند عمیق میان ایمان و عمل را آشکار ساخت.

مباهلهواقعه مباهله یکی از شگفت‌انگیزترین صحنه‌های تاریخ اسلام است؛ رخدادی که در آن، حقیقت نه با شمشیر و قدرت سیاسی، بلکه با صداقت و اطمینان کامل به داوری الهی به میدان آمد. پیامبر اکرم(ص) در برابر لجاجت مسیحیان نجران، عزیزترین افراد زندگی خویش را همراه آورد تا نشان دهد حقانیت، زمانی‌که به یقین تبدیل شود، از هیچ داوری هراسی ندارد. این حادثه، افزون بر آشکار ساختن جایگاه بی‌بدیل اهل‌بیت(ع)، الگویی ماندگار برای پیوند میان ایمان، صداقت و مسئولیت‌پذیری در زندگی انسان معاصر ارائه می‌کند. در همین خصوص رضا ملازاده یامچی، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌رضوی قرار داده است که در ادامه می‌خوانیم:

بن‌بست گفت‌وگو و راهی به‌نام «مباهله»

گفت‌وگو همیشه به نتیجه نمی‌رسد. تاریخ سرشار از مناظره‌هایی است که پس از ساعت‌ها استدلال، طرفین نه‌تنها به توافق نرسیده‌اند، بلکه لجوج‌تر از گذشته از یکدیگر جدا شده‌اند. قرآن کریم در مواجهه با مسیحیان نجران که حاضر به پذیرش استدلال‌های روشن درباره بندگی حضرت عیسی(ع) نبودند، راهکاری شگفت‌انگیز ارائه می‌کند: «بیایید عزیزترین افراد خود را بیاورید و کار را به داوری خداوند بسپارید تا دروغگو رسوا شود». این فرمان «مباهله» نام دارد؛ آخرین تیر ترکش حقیقت؛ تیری نه از جنس خشونت، بلکه از جنس «صداقت مطلق».

امروز که انسان در بازار آشفته ادعاها و شعارها با بحران اعتماد روبه‌رو است، مباهله بیش از هر زمان دیگری پیامی حیاتی دارد: راستگویی واقعی از قضاوت‌شدن هراسی ندارد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا پیامبر اکرم(ص) برای اجرای این فرمان الهی تنها چهار تن از خاندان خویش را برگزید و این انتخاب چه الگویی برای سامان‌بخشی به زندگی ایمانی ما ارائه می‌دهد؟

«مباهله»، رها کردن و به خدا سپردن

آیه ۶۱ سوره آل‌عمران را بار دیگر با دقت بخوانیم: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ».

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تحلیل می‌کند که واژه «نَبْتَهِل» از ریشه «بَهَلَ» به معنای «رها کردن و آزاد گذاشتن» گرفته شده است. مباهله در حقیقت رهاکردن منازعه از سطح استدلال‌های زمینی و سپردن آن به داور هستی است. ایشان تأکید می‌کند که این اقدام تنها پس از «مجیء علم» و رسیدن به دانش و حجت کامل صورت می‌گیرد؛ یعنی ابتدا باید استدلال عقلی و نقلی به نهایت خود برسد و سپس نوبت به این داوری الهی فرا رسد. همین قید، مباهله را از هرگونه رفتار جاهلانه یا جادوگرانه جدا می‌کند.

در تفسیر نمونه، آیت‌الله مکارم شیرازی با بیانی روان، این آیه را «آزمون نهایی صداقت» می‌نامد و می‌پرسد: «کدام انسان عاقلی همسر، فرزند و جان خود را بی‌محابا در معرض هلاکت قرار می‌دهد، مگر آنکه یقین استواری به حقانیت گفتار خویش داشته باشد؟» از همین‌جاست که مباهله از یک مناسک دینی فراتر رفته و به «دروغ‌سنج الهی» تبدیل می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی نیز در تفسیر تسنیم بر واژه «نَدْعُ» (می‌خوانیم) تأکید می‌کند و می‌گوید: «این فراخواندن از سر مهر است، نه کینه؛ قرآن حتی در آستانه نفرین نیز در پی هدایت است، نه انتقام». این نگاه، چهره رحمانی مباهله را آشکار می‌سازد.

گزارش تاریخ از «کاروان نور»

اکنون باید دید پیامبر اکرم(ص) به‌عنوان نخستین مفسر قرآن، چه کسانی را مصداق «ابناءنا»، «نساءنا» و «أنفسنا» قرار داد. در اینجا روایات چنان روشن و متواترند که جای تردیدی باقی نمی‌گذارند. مسلم نیشابوری در صحیح مسلم(کتاب فضائل الصحابه، باب مناقب علی) و شیخ کلینی در الکافی نقل کرده‌اند که هنگامی‌که آیه مباهله نازل شد، پیامبر اکرم(ص) دست  علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را گرفت، آنان را زیر عبای خویش گرد آورد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی»؛ خدایا، اینان خاندان من هستند.

چرا این چهار تن؟ پیامبر اکرم(ص) می‌توانست بزرگان صحابه را همراه خود بیاورد، اما چنین نکرد. تحلیل ماجرا آن است که قرآن می‌خواست حقیقت را از حصار واژه‌ها بیرون آورد و در قالب انسان‌های کامل به نمایش بگذارد. علی(ع) به‌عنوان «نفس پیامبر» معرفی شد؛ نه صرفاً پسرعمویی نزدیک، بلکه جانِ جانِ رسالت. فاطمه(س) نماد کامل زن مؤمن و سرمایه عاطفی پیامبر(ص) بود و حسن و حسین(ع) دو کودک معصومی بودند که پاکی از سیمای آنان نمایان بود.

مورخان نقل کرده‌اند هنگامی‌که اسقف نجران این چهره‌ها را مشاهده کرد، گفت: «من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا بخواهند کوه‌ها را از جای خود برکند، دعایشان مستجاب خواهد شد. مباهله نکنید که هلاک می‌شوید.» براساس گزارش‌های طبری و ابن‌هشام، در همین نقطه مسیحیان نجران از مباهله منصرف شدند و راه صلح و پرداخت جزیه را برگزیدند.

مباهله، مانیفست صداقت برای انسان معاصر

اکنون می‌توان از نقل صرف تاریخ فراتر رفت و تحلیلی از این واقعه ارائه کرد. مباهله را می‌توان «نظریه امنیت مطلق مؤمن در سایه راستی» نامید. در روان‌شناسی ارتباطات، مفهومی با عنوان «شفافیت شجاعانه» مطرح است؛ یعنی فرد چنان به درستی راه خود باور دارد که حاضر می‌شود برای جلب اعتماد، آسیب‌پذیری خویش را آشکار کند. مباهله، تجلی همین آسیب‌پذیری در عالی‌ترین سطح آن است.

پیامبر اکرم(ص) نه با شمشیر، نه با ثروت و نه با ابزارهای قدرت متعارف، بلکه با آوردن عزیزترین دارایی انسانی خود، یعنی خانواده‌اش، نشان داد که آنچه می‌گوید، خیال‌پردازی یا ساخته ذهن نیست.

این واقعه درسی بزرگ برای زندگی امروز ما دارد. قدرت اقناع نه در بلندی صدا و تندی کلام، بلکه در هماهنگی میان گفتار و کردار نهفته است. پدر و مادری که فرزند خود را به راستگویی دعوت می‌کنند اما خود دروغ می‌گویند، در حقیقت سرمایه مباهله را از دست داده‌اند. مدیری که از کارکنانش ایثار می‌خواهد اما خود در رفاه و آسایش به سر می‌برد، هرگز نخواهد توانست بر آنان اثر عمیق بگذارد. مباهله به ما می‌آموزد: اگر می‌خواهی دیگران را قانع کنی، سخنت را با زندگی خویش امضا کن.

همچنین این رخداد تعریف تازه‌ای از قدرت ارائه می‌دهد. در منطق مباهله، قدرت در خلوص نیت و پیوند با خداوند نهفته است، نه در لشکر و خزانه. پیامبری که تنها با چهار نفر از نزدیک‌ترین اعضای خانواده خود به میدان آمد، هیئتی قدرتمند از بزرگان مسیحی را به عقب‌نشینی واداشت. این پیام برای جهانی که قدرت را در رسانه، ثروت و سلاح جست‌وجو می‌کند، همچنان انقلابی و الهام‌بخش است.

انتهای پیام
خبرنگار:
امیرحسین جعفری
captcha