
به گزارش ایکنا، سومین نشست از سلسله جلسات خانه اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع)، جمعی از اساتید، پژوهشگران و علاقهمندان حوزه فرهنگ و اندیشه گرد هم آمدند تا از زاویهای نو به مفاهیم عاشورایی بنگرند. در این برنامه، مهدی فیروزان با موضوع «الهیات جدید و مسئله رنج» و مهدی سیمایی با موضوع «عاشورا و شجاعت تنها زیستن» به ایراد سخنرانی پرداختند.
عبور از کلیشهها در فهم عاشورا
مهدی سیمایی نویسنده و پژوهشگر سخنان خود را با نقد نگاههای کلیشهای به عاشورا آغاز کرد و گفت: کلیشه لزوماً به معنای نادرستی نیست، اما تکرار یک روایت ثابت و سادهشده میتواند مانع از درک لایههای عمیقتر یک واقعه شود. عاشورا حادثهای است که ظرفیت خوانشهای تازه و تأملهای مکرر دارد و اگر در قالبهای تکراری محصور شود، بسیاری از ابعاد اخلاقی و انسانی آن نادیده میماند.
وی یکی از مهمترین کلیشهها را نگاه صرفاً فقهی و تکلیفمحور به عاشورا دانست و افزود: برخی این واقعه را تنها در چارچوب «انجام وظیفه شرعی» تفسیر میکنند و برخی این تکلیف را تکلیفی عام میدانند که در شرایطی بر عهده همه مؤمنان است و برخی دیگر آن را تکلیفی خاص و مختص امام معصوم تلقی میکنند. اما در هر دو صورت، اگر عاشورا صرفاً به «انجام تکلیف» فروکاسته شود، آن وجه فضیلتمحور، انتخابگرانه و اخلاقی آن کمرنگ میشود.
عاشورا؛ واقعه انتخاب و اختیار
سیمایی با تأکید بر اینکه عظمت عاشورا بیش از هر چیز در «انتخاب» نهفته است، گفت: در این واقعه، تحمیل از بالا یا اجبار شرعی در کار نیست؛ امام حسین(ع) دعوت میکند، اما تصمیم نهایی را به وجدان افراد واگذار میکند. از اینرو برخی دعوت را میپذیرند و برخی دیگر، با وجود دشواری، آن را رد میکنند. اگر عنصر اختیار و انتخابگری را از عاشورا حذف کنیم، معنای آن دگرگون میشود. عاشورا لحظهای است که در آن یک نظم هنجاری مسلط شکل گرفته و گروهی نمیتوانند با آن همرنگ شوند. یزید در این تحلیل تنها یک فرد نیست، بلکه نماد نظمی است که در آن شر عادیسازی میشود، ارزشها کالایی میگردد و دین به عبادت فردی تقلیل مییابد. در چنین نظمی، حکومت با نماز و روزه مردم کاری ندارد، اما دین را از عرصه اخلاق و مسئولیت اجتماعی کنار میزند. ایستادگی امام حسین(ع) «نه» بنیادین به این تقلیل و به این انفعال اخلاقی است.
بیطرفی و مشارکت منفعلانه
سیمایی با اشاره به پیشنهادهای مطرحشده در روز عاشورا یادآور شد: امام حسین(ع) حاضر میشود به سرحدات برود، اما بیعت با یزید را نمیپذیرد. «بیعت نکردن» هسته مرکزی فهم عاشوراست؛ زیرا از نگاه امام، حتی مشارکت منفعلانه در یک نظم غیراخلاقی نیز پذیرفتنی نیست. بیطرفی در چنین شرایطی به معنای تقویت همان نظم است.

تنهایی اخلاقی و شجاعت ایستادن
وی در ادامه به مفهوم «تنهایی» در عاشورا پرداخت و توضیح داد: این تنهایی تنها به کم بودن یاران محدود نمیشود، بلکه نوعی تنهایی اخلاقی و سیاسی نیز هست. یاران امام میدانستند که وجدان عمومی جامعه، بهویژه در کوفه، در خوابی عمیق فرو رفته است؛ خوابی که از سوداندیشی و مصلحتجویی ناشی میشود. بسیاری از کسانی که همراه نشدند الزاماً منافق یا جاهل نبودند؛ بلکه در برابر انتخابی دشوار قرار داشتند. نمونهای که او ذکر کرد عبیدالله بن حرّ جعفی بود که پیشنهاد داد اسب و شمشیرش را در اختیار امام بگذارد، اما خود همراه نشود. امام این پیشنهاد را نپذیرفت و تصریح کرد که خود او را میخواهد، نه ابزار جنگیاش. این پاسخ نشان میدهد که همراهی با کاروان عاشورا باید آگاهانه و آزادانه باشد.
جرأت تنهایی در جهان معاصر
سیمایی با پیوند دادن این بحث به وضعیت امروز گفت: مشکل انسان معاصر افزایش تنهایی نیست، بلکه کاهش «جسارت تنها ماندن» است. انسان امروز بیش از هر زمان به تأیید جمع وابسته شده است. شبکههای اجتماعی و الگوریتمها نیز حبابهای تأیید میسازند که در آن هر گروه خود را اکثریت میپندارد. این وضعیت نوعی «اکثریتگرایی بیمارگونه» پدید میآورد که در آن حقانیت با پرشماری اشتباه گرفته میشود. در اداره جامعه، رأی اکثریت اهمیت دارد؛ اما در تشخیص اخلاقی، اکثریت معیار حقیقت نیست. تاریخ نشان داده که فهمهای اخلاقی اصیل اغلب از دل اقلیتهایی برمیخیزد که جرأت ایستادن در برابر جو غالب را دارند.
فاعل اخلاقی و راوی اخلاقی
در بخش دیگری از سخنان، سیمایی میان «فاعل اخلاقی» و «راوی اخلاقی» تمایز گذاشت و گفت: اگر کسی نتواند در لحظهای تاریخی کنشگری مستقیم داشته باشد، همچنان میتواند با روایت حقیقت، در تاریخ اثر بگذارد. کاروان اسرا و در رأس آنان حضرت زینب(س) نمونهای از این نقشاند. روایتگری آنان اجازه نداد عاشورا در همان دهم محرم پایان یابد. از این منظر، عاشورا جریانی تاریخی است که با روایت و آگاهی استمرار پیدا میکند. ما در جهانی زندگی میکنیم که موفقیت و محبوبیت با پیروزی ظاهری سنجیده میشود؛ اما امام حسین(ع)، امام حسن(ع) و امیرالمؤمنین(ع) معنای برد و باخت را دگرگون میکنند.
وی با استناد به سخنی از امام علی(ع) گفت: «الغالبُ من غَلَبَ بالخیر، و المغلوبُ من غَلَبَ بالشر.» برنده واقعی کسی است که با خیر و درستی غلبه کند و بازنده آن است که اگرچه ظاهراً پیروز میشود، اما با شر به پیروزی رسیده است. همچنین در تعبیر «المؤمن مُلجَم» مؤمن کسی است که لجام دارد؛ یعنی افسار اخلاقی او را مهار میکند و اجازه نمیدهد برای پیروزی از هر وسیلهای استفاده کند.
سیمایی با اشاره به فرازی از زیارت اربعین گفت: درباره کسانی که در برابر امام حسین(ع) ایستادند آمده است که آنان آخرت خود را به بهایی اندک فروختند. جو عمومی و فضای قدرت به سود آنان بود، اما بهره خویش را ارزان فروختند. در مقابل، امام حسین(ع) و یارانش قهرمانان تاریخ ماندند، نه به دلیل فتح ظاهری، بلکه چون خود را به دنیا نباختند و حقیقت را بر مصلحت ترجیح دادند. عاشورا درس «شجاعت تنها زیستن» است؛ شجاعتی که در آن انسان، حتی اگر در اقلیت باشد، از حقیقت و اخلاق دست نمیکشد.
انتهای پیام