حجتالاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو، استاد حوزه علمیه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات طی یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: بیگمان عاشورا و حرکت امام حسین(ع) به حسب معیارها و شاخصهایی که در آن وجود دارد یکی از ملاکهای تشخیص حق از باطل است؛ آنگاه این واقعیت روشن میشود که باید هدفها، آرمانها، شعارهای نهضت حسینی و فلسفه قیام را بهخوبی مورد بازنگری و شناخت عمیق قرار دهیم و با بررسی بخشی از نتایج و پیامدهای قیام امام حسین(ع)، میتوان به معرفتی دست یافت که در آن حق و باطل از هم متمایز شده و نگرشها درباره نهضت و ابعاد آن روشنتر خواهد شد.
1- رسوا کردن حکومتگران و روشنگری مردم و شناساندن چهره واقعی بنیامیه که حکومت آنها از اول نامشروع و مخالف سیره پیامبر(ص) بود، چنانچه برخی از مورخان نوشتهاند که پس از نهضت عاشورا عموم مردم یزید را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عیب گرفته و از او روی گرداندند، بنابراین مشروعیت مردمی حکومت بنیامیه نیز زیر سؤال رفت، بنابراین یزید پس از وقوف از خطر این مسئله عبیدالله را محکوم به انجام این عمل کرده و او را سرزنش کرد.
2- احیا و زنده کردن برخی از ارزشها مانند قیام و شهادت در مقابل حکومت جائران و مستکبران؛ مردم حجاز در دوره خفقان و سیاه معاویه و عمال او هرگز تصور غلبه بر این جو و فضای سیاسی حاکم را نداشتند و از ترس و هراس هرگز در فکر قیام بر علیه این دستگاه را نداشتند، بهطوری که او به راحتی خلافت را تبدیل به سلطنت موروثی کرد و به زور برای فرزند فاسقش بیعت گرفت؛ امام با قیام خود ارزش شهادت را احیا کرد و شجاعت قیام و مبارزه و آزادگی را به مردم معاصر خود و نسلهای بعدی درس داد و آموخت، درواقع امام معیار ارزشها را مطرح کرد و به جامعه حیات داد.
3- قیام عاشورا بهترین الگویی برای آزادگان جهان شد که پس از این نهضت تمام حکومتهای ستمکاران شکننده شد، با اینکه سرکوب و قتل در رأس کار بنیامیه و بنیعباس بود ولی مردم از مرگ بیم نداشتند و قیام میکردند که پس از قیام امام حسین(ع)، قیام توابین و قیام مختار و قیامهای دیگر در نواحی مختلف جامعه اسلامی که از عناصر و شخصیتهای برجستهای که از صحابه بزرگ بودند رهبری این قیامها را عهدهدار بودند مانند سلیمان بن صرد و... عبدالله عفیف ازدی بدون هیچ ترسی بر یزید اعتراض و از او اظهار تنفر کردند.
قیامهای سرزمینهای اسلامی پس از نهضت عاشورا بهگونهای از این نهضت اقتباس الگو داشتند و به ارزشهای مکتب عاشورا پایبند بودند، نمونه ملموس و محسوس آن قیام امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی است که در جریان آن قرار دارید و میدانید که شهدای جنگ تحمیلی با استناد به کدام مکتب از جان خویش در راه دفاع از استقلال و هویت ایران اسلامی گذشتند و در 15 خرداد ۴۲ مردم با استناد به چه ارزشهایی در مقابل رژیم طاغوت در برابر گلولههای آتشین جانفشانی کردند.
4- امام با نهضت سرخ خویش اسلام اصیل محمدی را با اسلام اموی، عباسی و آمریکایی از هم جدا کرد و تا هستی برقرار است حق و باطل را از هم تمایز کرد، بنیامیه به نام اسلام و بهعنوان جانشین پیامبر بدعتهای فراوانی در تاریخ اسلام بهوجود آورد، آنها در حال مستی بر مردم امامت میکردند و معاویه بهقدری از نام اسلام به سود خود بهره جست که روز چهارشنبه بر مردم شام نماز جمعه خواند و مردم نیز بدون کوچکترین اعتراضی بر او اقتدا کردند.
بنیامیه با این اعمال و رفتار خود اسلام را کاملاً وارونه کردند؛ اگر قیام امام حسین(ع) نبود امروز اسلام واقعی از اسلام اموی متمایز نبود، آنها مردم شام را چنان فریفته بودند که گمان میکردند پیامبر(ص) خویشانی غیر از آنها ندارد.
5- اگر قیام امام حسین(ع) نبود امامت فراموش میشد، پس از قیام آن حضرت بود که مردم فهمیدند چیزی که پس از پیامبر(ص) بهعنوان جانشینی آن حضرت (خلافت) مطرح شده غیرواقعی است و راه درست اسلام را باید از خاندان پیامبر(ص) گرفت که توسط بنیامیه قتل عام شدند و امام حسین(ع) قرآن و معارف آن را زنده نگه داشت.
همچنان که قرآن در آیه 104 سوره مبارکه «آل عمران» میفرماید: «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.»
خداوند در فراروی انسانها دو راه قرار داده که یکی راه هدایت و دیگری ضلالت است و خاندان بنیامیه و آنان که قبل از آنها خود را جانشین پیامبر(ص) معرفی و اسباب به قدرت رسیدن معاویه را فراهم کردند، غاصباند، خلاصه آنکه امام حسین(ع) با خون خویش راه راستین اسلام را مشخص کرد و بر روی تمام فرقههای ساخته و پرداخته امویان و عباسیان و دیگران را خط بطلان کشید.
اگر مواضع امامان دیگر درباره قیام امام حسین(ع) تبیین شود، نشان میدهد که تمام ائمه(ع) بعد از امام حسین(ع) همین رسالت را استمرار داده و در این راه شهید شدند و هر یک در دوره خود وظایف خویش را انجام دادند و شهادت آنها را نباید بهعنوان محرومیت از ارزشهای اسلامی تلقی کرد، بلکه هر یک از آنها براساس امامت و عهدی که با خداوند داشتند در زمان خود به نوعی از مکتب حسینی پاسداری کردهاند؛ امام زینالعابدین(ع) با دعاها و گریههایی جانسوز، امام باقر(ع) با تربیت شاگردان، ترویج علوم الهی و ایجاد مبانی غنی برای فرهنگ شیعه، امام صادق(ع) نیز با توجه به تشابه زمانی این دو بزرگوار همین اندیشه را استوار کرد و استمرار داد.
امام کاظم(ع) با توجه به شرایط زمانش که بنیعباس حکومت را گرفته بود، از ابعاد مختلف به انجام رسالت الهی خویش پرداخت، امام رضا(ع) نیز با مناظراتی که در پرتو قبول اجباری ولایتعهدی، خدمت بسیار اساسی به فرهنگ شیعه و اسلام راستین کرد، زیرا تمام فرقههای اسلامی و غیراسلامی به محوریت علمی اهل بیت(ع) اذعان کردند.
امام جواد(ع) با توجه به شرایط عصر خویش که مناظرات علمی با توجه به روشی که در زمان پدر بزرگوارش زمینهسازی شده بود با بزرگترین علمای اهل سنت «ابن اکثم» مناظره فقهی و علمی کرد (در حالیکه کمتر از 10 سال از عمر شریفش سپری نشده بود) و قویترین حریف و دشمن اسلام را در حضور بسیاری از فقهای فرقههای مختلف رسوا کرد.
به این ترتیب امامان بعد از او، حضرت هادی(ع) و عسگری(ع) خط سرخ حسین بن علی(ع) را به دوره غیبت کبری منتقل کردند، بنابراین فرق است بین حجی که امام سجاد(ع) انجام داده و نمازی که آن حضرت و پیروانش میخواندند با حج و نمازی که خلفای اموی با مستی و غرور و فریب و ریا به مردم میآموختند.
در اسلام منظور از عبادت حیات دادن به انسان است، وگرنه نماز خشک و تهی از درون به ورزش و نرمش بیشتر شباهت دارد تا یک عبادت و حج تهی از احیای معارف و بیزاری از بتهای زمانه. بسیار نامفهوم و پوچ و عملی مضحک است که انسان از خانه خویش حرکت کند و در سرزمین حج حاضر شود و کارهای ساده و ظاهری انجام بدهد، بنابراین حجی که امام حسین(ع) ناتمام گذاشت و ادامه آن را در کربلا استمرار بخشید حج اسلام اصیل است و حجی که دیگران انجام میدادند حجی بیخاصیت و عاری از حیات معقول است.
عظمت کار امام حسین(ع) وقتی روشن میشود که تحلیل درست از عبادات و اصول دین داشته باشیم؛ آیا دستگاه اموی که امام حسین(ع) با آن مبارزه کرد به معنای واقعی توحید موحد بودند یا بپادارنده واقعی نماز و آمر به معروف و نهی از منکر بودند، در کدام گزاره تاریخی گزارش شده که امویان منکری را از جامعه محو کردند یا کدام معروفی را احیا کردند؟
از اینرو هرگز نمیتوان گفت در واقعه عاشورا غلو شده است، بلکه باید در تبیین آن پذیرفت که درباره واقعه عاشورا کاستی و کوتاهی شده است و درواقع امام حسین(ع) با خداوند چنان معاملهای کرد که گویی حسین(ع) تمام اسلام و اسلام خلاصه شده در قیام اوست.
انتهای پیام