کد خبر: 4363442
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۶
یادداشت

چگونه انقلاب اسلامی فلسفه «خودی» اقبال را معنا کرد

میریبه قلم سیدجواد میری؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

اندیشه علامه اقبال لاهوری درباره «خودی» یکی از محوری‌ترین و پویاترین مفاهیم در فلسفه، عرفان و شعر اوست. آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای از جمله اندیشمندانی است که توجه ویژه‌ای به ابعاد انقلابی و اصلاح‌گرانه تفکر اقبال داشته است. سخنرانی مفصل و تاریخی ایشان در «نخستین کنگره بین‌المللی بزرگداشت علامه اقبال لاهوری» در تهران (اسفند ۱۳۶۴ / ۱۹۸۶ میلادی)، که بعدها به عنوان یک مقاله بلند و مستقل با عناوینی چون «اقبال، ستاره بلند شرق» منتشر شد، دقیق‌ترین سند برای درک خوانش و بسط ایشان از فلسفه «خودی» اقبال است. 

۱. جوهر و تعریف «خودی» از نظر اقبال و بازخوانی آن

در فلسفه اقبال، «خودی» (Selfhood / Ego) به معنای خودخواهی یا تکبر نیست؛ بلکه به معنای خودآگاهی، درک اصالت خویشتن، تشخص، استقلال روحی و تجلی نیروی آفرینندگی انسان در سایه عبودیت پروردگار است. اقبال معتقد بود که شرق و جهان اسلام به دلیل پذیرش تصوف انفعالی و استعمار فکری، «خودی» خود را گم کرده و دچار خمودگی شده‌اند.

آیت‌الله خامنه‌ای در مقاله خود، این تحلیل اقبال را تایید کرده و می‌نویسد که بزرگ‌ترین ضربه استعمار به ملل شرق، گرفتن «شخصیت و هویت» آن‌ها بود. ایشان تفکر اقبال را پادزهری برای این بیماری می‌داند. در این دیدگاه، «خودی» نیرویی فعال و حماسی است که انسان را از تسلیم‌پذیری نجات می‌دهد و او را به کارگزار فعال تاریخ تبدیل می‌کند.

۲. ابعاد سه‌گانه «خودی» در تبیین آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

آیت‌الله خامنه‌ای مفهوم «خودی» اقبال را از یک بحث صرفاً ذهنی و فلسفی خارج کرده و آن را در سه سطح منسجم، فرموله‌سازی و بسط می‌دهد:

الف) خودی فردی (خودباوری و بیداری معنوی) در سطح اول، «خودی» به معنای باز-گشت انسان به خویشتن الهی خویش است. آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تاکید می‌کند که اقبال با تکیه بر تعالیم قرآن، انسان را خلیفه خدا بر روی زمین می‌داند. فردی که به «خودی» رسیده باشد، تسلیم شرایط ناامیدکننده نمی‌شود، از درون بازسازی می‌شود و به نیروی ایمان مجهز می‌گردد. این فرد به جای تقلید کورکورانه از غرب یا شرق، به چشمه جوشان حکمت درون خود تکیه می‌کند.

ب) خودی ملی و فرهنگی (استعمارزدایی ذهنی) بسط کلیدی آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بر اندیشه اقبال، پیوند زدن «خودی» به مفهوم نفی غرب‌زدگی است. ایشان توضیح می‌دهد که استعمار ابتدا «خودی فرهنگی» ملل مسلمان را تخریب کرد تا بتواند منابع مادی آن‌ها را غارت کند. وقتی یک ملت باور کند که از خود هیچ ندارد و تفکر، هنر و سبک زندگی غربی برتر است، دچار مرگ «خودی» شده است. احیای خودی ملی یعنی بازگشت به زبان، ارزش‌ها، مفاخر و تاریخ خود و ایستادگی در برابر استحاله فرهنگی.

ج) خودی امت اسلامی (بنیان هویت جمعی بین‌المللی) آیت‌الله العظمی خامنه‌ای بر این باور است که اوج هنر اقبال، تسری دادن مفهوم «خودی» به کل جهان اسلام (امت) بود. در این سطح، «خودی» یعنی اینکه ملل مسلمان فراتر از مرزهای جغرافیایی، خود را به عنوان یک کل واحد، قدرتمند و مستقل در معادلات جهانی بشناسند. این همان ایده اتحاد اسلام است که از مرز احساسات فراتر رفته و به یک هویت ژئوپلیتیک و معنوی مشترک تبدیل می‌شود. 

۳. پیوند میان «خودی»، عرفان، جهاد و حماسه

یکی از وجوه تمایز تحلیل آیت‌الله العظمی خامنه‌ای از اقبال، نحوه ترکیب عرفان با سیاست و حرکت اجتماعی است. در سنتی از تصوف که در قرون گذشته در هند و ایران رایج بود، خودشکنی و فناء به معنای گوشه‌گیری و فرار از مسئولیت‌های اجتماعی تفسیر می‌شد.
آیت‌الله خامنه‌ای استدلال می‌کند که اقبال با نبوغ خود، عرفان حماسی را جایگزین تصوف انفعالی کرد. در این خوانش: خودی باید تقویت شود، نه اینکه تضعیف گردد. تربیت روحی و نیایش شبانه، سوخت حرکت سیاسی و جهاد روزانه است. ایشان توضیح می‌دهد که اقبال فیلسوفی گوشه‌نشین نبود؛ او اندیشمندی بود که آگاهی را مقدمه حرکت می‌دانست و تضعیف خودی را منشأ ذلت مسلمین معرفی می‌کرد. 

۴. انقلاب در  ایران به‌عنوان تحقق عینی «خودی»

در بخش‌های پایانی مقاله و سخنرانی سال ۱۳۶۴، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به یک تطبیق تاریخی شگفت‌انگیز دست می‌زند. او معتقد است که انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹) مظهر عینی و تحقق عملی همان فلسفه «خودی» است که اقبال سال‌ها در شعر خود آرزوی آن را داشت.  ایشان اشاره می‌کند که اقبال لاهوری امید زیادی به مردم ایران داشت و در اشعار فارسی خود بارها جوانان عجم (ایران) را مخاطب قرار داده و پیش‌بینی کرده بود که شعله بیداری از این سرزمین زبانه خواهد کشید مانند شعر معروف: «چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما / ای جوانان عجم جان من و جان شما». 

آیت‌الله العظمی خامنه‌ای استدلال می‌کند که ملت ایران با شکستن هژمونی آمریکا و رژیم شاه، در واقع به «خودی» خود بازگشت؛ یعنی اعتماد به نفس ملی خود را بازیافت، از وابستگی فکری و سیاسی رها شد و ایده «ما می‌توانیم» را عملی ساخت. از نظر ایشان، انقلاب ایران اثبات کرد که فلسفه «خودی» اقبال یک تئوری محض نیست، بلکه یک نقشه راه واقعی برای آزادی ملل مستضعف است.

نتیجه‌گیری 

در تحلیل و بسط آیت‌الله العظمی خامنه‌ای از اندیشه علامه اقبال لاهوری، «خودی» از یک مفهوم متافیزیکی و ادبی به یک فلسفه مقاومت و مدل جهاد تمدنی ارتقا می‌یابد.  امروز در عصری که نیهیلیسم و عقلانیت ابزاری انسان‌ها را منزوی و بی‌هویت کرده است، بازخوانی این بسط فلسفی نشان می‌دهد که چگونه احیای «خودی» (معنویت بیدار، تفکر مستقل و مسئولیت اجتماعی) می‌تواند جامعه را از پوچی رهانیده و ایمانی پویا، حماسی و همدلانه در رگ‌های بشریت جاری سازد.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha