کد خبر: 4365800
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۴
در یک نشست علمی بررسی شد

تحلیل هستی‌شناسانه امامت و غیبت در پرتو هدایتگری امام حسین(ع)

یک عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نشست علمی «فلسفه سیاسی جایگاه تاریخی امام حسین(ع)»، به تبیین محوریت «امام» در تشیع و تحلیل نسبت فیلسوف با زمانه پرداخت. وی در این نشست، ضمن بررسی چرایی غیبت و مفهوم «اشباع تعلیمی»، بر نقش حیاتی امام حسین(ع) به‌عنوان چراغ هدایت در دوران غیبت تأکید کرد و مسئولیت «خودگردانی» جامعه شیعه را بر عهده عالمان دین تحت پرچم حسینی و مهدوی دانست.

ارسال/ نقش برجسته امامت امام حسین(ع) در طول تاریخ شیعهبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام و المسلمین غلامرضا بهروزلک، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نشست علمی با موضوع «فلسفه سیاسی جایگاه تاریخی امام حسین(ع) به مثابه چراغ هدایت و کشتی نجات»، در خصوص نسبت فیلسوف سیاسی با زمانه خود اظهار کرد: افلاطون، ارسطو و فارابی هرچند به بحث مدینه فاضله و فاسقه پرداخته‌اند، اما درباره نسبت فیلسوف با زمانه خود سخنی نگفته‌اند؛ به عبارت دیگر، این مسئله که اگر فیلسوف در یک مدینه فاسقه قرار گیرد چه باید بکند، چندان مورد توجه آنان نبوده است.

‌این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کرد: به نظر بنده، ابن باجه این موضوع را مورد بررسی قرار داده و در واقع مفهوم «علف‌های خودرو» در مدینه فاضله فارابی را معکوس کرده است تا به وضعیت فیلسوف متوحد (تنها) در مدینه فاسقه بپردازد.

‌بهروزلک همچنین افزود: فارابی با هوشمندی سعی کرده است روکش شیعه‌گری را در پشت صحنه و زیر روکش افلاطونی نگاه دارد، اما ما می‌توانیم صریحاً بر اساس روایت حمید بن مسلم از امام رضا(ع) ــ که در آن امام را «وحید الدهریین» می‌خوانند ــ فلسفه سیاسی شیعه را تبیین کنیم.

امام؛ محور جامعه

وی در ادامه افزود: وجود استدلال‌های عقلی در متن قرآن و احادیث را نیز می‌توان منبعی برای فلسفه سیاسی شیعه دانست. در تشیع، محور فلسفه سیاسی «امام» است؛ چنان‌که قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ». بسیاری از مفسران، مراد از «امام مبین» را امام ناطق معرفی کرده‌اند؛ امامانی که زمین هرگز از حضور آنان خالی نمی‌ماند و اگر امام نباشد، زمین و جامعه نیز پایداری نخواهند داشت (لصاخت الارض و السماء).

‌استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» بیان کرد که ائمه(ع) همگی نور واحد هستند، اما فعالیت این نور واحد متناسب با شرایط زمان و مکان با یکدیگر تفاوت دارد. پیامبر(ص) نیز نور هستند، اما مرتبه وجودی و منزلت ایشان [در جایگاه نبوت] قابل قیاس با ائمه(ع) نیست.

‌وی با طرح این پرسش که «اقتضای شرایط امامت در زمانه امام حسین(ع) چگونه بوده است؟» افزود: نقش امامت نبوی این است که دین کامل را به جامعه عرضه کند. در ذیل امامت نبوی، تجربه جانشینی علوی و حسنی را داریم که مفسران و تأویل‌گران دین نبوی هستند؛ چنان‌که در روایت آمده است علی(ع) باب علم نبی است.

‌بهروزلک در ادامه توضیح داد: در دوره جانشینی علوی، حضرت علی(ع) خانه‌نشین شد و مورد سب و لعن قرار گرفت؛ در این شرایط، اقتضا این بود که بر «باب و شهر علم نبوی» تابلویی نصب شود تا هر کس قصد ورود به این شهر را دارد، بداند به چه کسی رجوع کند. شاید به همین دلیل پیامبر(ص) فرمودند «حسین منی و انا من حسین»؛ چرا که امام حسین(ع) تداوم‌بخش دین نبوی بود، در حالی که علی(ع) با وجود داشتن علم نبوی، به حاشیه رانده شده بود.

‌وی افزود: روزی امام حسین(ع) در کودکی وارد مجلس پیامبر(ص) شدند و پیامبر ایشان را چنان تکریم کردند که صحابه از این حجم از احترام تعجب کردند. پیامبر(ص) فرمودند: «ان الحسین فی السماء اعظم فی الارض» (جایگاه حسین بن علی در آسمان‌ها، بزرگ‌تر و شناخته‌شده‌تر از زمین است). همچنین فرمودند: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»؛ بنابراین پیامبر(ص)، امام را چراغ هدایت و سفینه نجات معرفی کرده است.

وی در ادامه تصریح کرد: از این تعبیر مشخص می‌شود که زندگی بشر بدون سفینه نجات و چراغ هدایت، امکان تعالی و پیشرفت ندارد. این جایگاه هدایت‌گری اساساً در عرش الهی و در تکوین عالم وجود دارد و برای امام حسین(ع) امری هستی‌شناسانه است. در نهایت، امام سجاد(ع) با اشک و گریه، این چراغ را صیانت و حفاظت کرد تا مسیر حسین بن علی(ع) گم نشود.‌

عزاداری یک امام برای امامی دیگر

این پژوهشگر فلسفه سیاسی در ادامه بیان کرد: زمانی از امام صادق(ع) پرسیدند که «مگر شما سفینه نجات و چراغ هدایت نیستید؟» ایشان در پاسخ فرمودند: «چرا، ولی سفینه حسین(ع) سریع‌تر مسیر هدایت را طی می‌کند.» به همین دلیل، امام صادق(ع) شخصاً بر عزاداری جدشان تأکید داشتند و مجلس عزای ایشان را تکریم می‌کردند.

‌بهروزی‌لک با اشاره به دوران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) اظهار کرد: امام کاظم(ع) تنها امامی است که به زندان افتاد؛ علت این امر آن بود که ایشان به نهادسازی و شبکه‌سازی پرداختند و «نهاد وکالت» را ایجاد کردند و به همین سبب، هارون ایشان را زندانی کرد. در دوره امام رضا(ع) نیز این مسئله توسعه یافت. ایشان نیز توصیه به عزاداری امام حسین(ع) داشتند و به ابن‌شبیب فرمودند: «ان کنت باکیا فابک للحسین» (اگر می‌خواهی گریه کنی، برای حسین گریه کن).

‌وی تصریح کرد: دوران ابناء الرضا(ع)، یعنی از امام جواد(ع) تا امام عسکری(ع)، در واقع دوره ورود به عصر غیبت است و پس از یازده امام، وارد دوران غیبت شدیم؛ این امر [پایداری جامعه] با تکیه بر «چراغ هدایت و سفینه نجات» امام حسین(ع) میسر گشت.

‌بهروزی‌لک بیان کرد: دوران غیبت صغری و کبری، نوعی «خودگردانی» جامعه شیعه در پرتو راهنمایی علمای برجسته بود؛ لذا در روایات آمده است: «فاما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا» (در حوادث پیش‌آمده، به راویان احادیث ما رجوع کنید). در این دوران، معارف ائمه(ع) که توسط راویان نقل می‌شد، در کنار قرآن و آموزه‌های نبوی، محور خودگردانی عالمان شیعه بود. شرایط زمانه اقتضا می‌کرد که نوعی «اشباع تعلیم» تا پیش از غیبت صورت گیرد؛ بر این اساس، با توجه به خطرات جانی برای امام معصوم(ع)، حضور عینی ایشان در آن شرایط ضرورت نداشت.

چرایی غیبت

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه افزود: غیبت دو علت اصلی دارد؛ نخست، عدم آمادگی جامعه برای پذیرش امام و دوم، «اشباع تعلیمی» است که توسط پیامبر(ص) و سایر ائمه(ع) صورت گرفته است.

‌عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: «فیلسوف-امام» تا دوره امام یازدهم باید در جامعه حضور می‌داشت تا تعالیم دینی به سطح اشباع لازم برسد. برای دستیابی به این اشباع، حتی اگر امام مسموم یا مقتول شوند، باز هم این مأموریت باید به انجام برسد؛ اما زمانی که اشباع حاصل شد، دیگر نیازی به حضور فیزیکی امام نخواهد بود و در نتیجه غیبت صغری و کبری رخ می‌دهد و این وضعیت تا زمانی که شرایط برای تعلیم مجدد دین فراهم شود، ادامه خواهد داشت.

‌وی افزود: در عصر غیبت، مسئولیت «خودگردانی» بر عهده عالمان دین و راویان احادیث است. این عالمان باید ویژگی‌های خاصی داشته باشند، از جمله اینکه نماد و پرچم حسینی و مهدوی را بر دوش کشیده و جامعه را در پرتو این دو آموزه برجسته هدایت کنند. وی به روایتی اشاره کرد که در آن آمده است امام مهدی(عج) در هنگام ظهور، دست به دیوار کعبه می‌زند و خود را خون‌خواه امام حسین(ع) معرفی می‌کند.

‌بهروزلک در پاسخ به این پرسش که «در دوره غیبت چگونه باید جامعه را اداره کنیم؟» اظهار کرد: در این دوران نیز ما وام‌دار امام حسین(ع) هستیم و باید با پرچم سرخ حسینی و سبز مهدوی جامعه را اداره کنیم؛ از همین رو است که برای تباکی و گریه [بر امام حسین(ع)] این همه ثواب و ارزش قائل شده‌اند تا این چراغ هدایت هرگز گم نشود.

‌وی با بیان اینکه متأسفانه در مباحث فلسفه سیاسی، تعامل و ارتباط فیلسوف با زمانه خود چندان برجسته نبوده است، افزود: برخی اندیشمندان غربی، فلسفه سیاسی را به دو بخش «سنتی» (فضیلت‌گرایانه) و «مدرن» (آزادی‌گرایانه) تقسیم کرده‌اند. رنه گنون ویژگی دوره مدرن را در این می‌بیند که جامعه تحمل «ذوات برگزیده» را ندارد و لذا بر اساس قرارداد اجتماعی، عوام رئیس‌جمهور خود را انتخاب می‌کنند؛ اما ما که به فضیلت‌گرایی اعتقاد داریم، تداوم امامت را در فلاسفه و حکمای اسلامی می‌بینیم و در اینجا نیز نقش هدایت‌گری امام حسین(ع) کاملاً مشهود است.

بهروزی‌لک در پایان تصریح کرد: عالمان ما در زیر پرچم حسینی جامعه را اداره می‌کنند و در آستانه ظهور، مسئله امامت دوباره برجسته‌تر خواهد شد؛ یعنی زمانی که ظلم و فساد بشریت به اوج خود برسد. ایشان اشاره کرد که حضرت علی(ع) در ذیل آیه «يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ»، فرمودند که تأویل این آیه برای امام مهدی(عج) است. همچنین در دوران رجعت، نخستین کسی که باز می‌گردد امام حسین(ع) است؛ بنابراین نقش امام حسین(ع) در طول تاریخ اسلام، برجسته بوده، هست و خواهد بود.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha