کد خبر: 4366056
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۷
حجت الاسلام علوی تهرانی مطرح کرد

دعا برای فرج، تضمین‌نامه عبور از حیرت دوران غیبت است

یک استاد حوزه در سلسله جلسات سخنرانی هفتگی خود که جمعه 2 مرداد برگزار شد با بازخوانی نسبت میان «بندگی» و «ولایت»، سستی در فداکاری‌های مالی و جانی برای امام عصر(عج) را نشانه‌ای از غفلت نسبت به فلسفه وجودی عمل به آیه مودّت دانست و تأکید کرد: مودّت، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک ابراز عاطفی نیست، بلکه به‌مثابه مزد رسالت، تنها مسیری است که انسان را از سطح نیازهای مادی به افق کمال ملکوتی سوق می‌دهد؛ در حقیقت، ما با عمل به این تکلیف، نه نیازی از امام را برطرف، بلکه استحقاق رشد خود را در ساحت ولایت تضمین می‌کنیم.

دعا برای فرج،  تضمین‌نامه عبور از حیرت دوران غیبت است

به گزارش ایکنا، محور اصلی سخنان حجت‌الاسلام علوی تهرانی تبیین حقیقت «ولایت اهل‌ بیت(ع)» به‌عنوان جوهره‌ دین و تنها راه نجات از حیرت و هلاکت معنوی در عصر غیبت است؛ ایشان با استناد به روایات معراج، امیرالمؤمنین(ع) را مصداق عینی «کلمة التقوی» معرفی کرده و با تشریح ابعاد آیه مودّت و توقیع شریف امام عصر(عج)، دعا برای تعجیل فرج، صدقه و عبادات نیابتی را نه نیازی از سوی امام، بلکه تکلیفی رشدآفرین برای خودِ مؤمنان و سپری در برابر فتنه‌ها و غربال‌های دوران غیبت کبرا می‌دانند.

مشروح سخنان ایشان را در ادامه می‌خوانیم:

در سوره مبارکه فتح، آیه ۲۶، خدای متعال می‌فرماید: «وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا» یعنی: خداوند آنان را به حقیقت تقوا ملتزم ساخت، و آنان از هر کس به آن شایسته‌تر و اهل‌تر بودند، و خداوند به هر چیزی داناست. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که «کلمة التقوی» چیست؟

از ابن‌ عباس نقل شده است که گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم که خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «یا علی، أنت إمام المسلمین، وأمیر المؤمنین، و قائد الغرّ المحجّلین، وحجّة الله بعدی علی الخلق أجمعین، وسیّد الوصیّین، ووصیّ سیّد النبیّین.» در این بیان نورانی، چندین وصف عظیم برای امیرالمؤمنین(ع) ذکر شده است؛ اما پس از آن، حضرت سخنی فرمودند که از همه این اوصاف نیز شگفت‌تر و عمیق‌تر است. فرمودند:«یا علی، إنّی لمّا عُرج بی إلى السماء السابعة…» یعنی ای علی، آن‌گاه که در شب معراج به آسمان هفتم برده شدم.

در این سیر ملکوتی، رسول اکرم(ص) از مسجدالاقصی گذر کردند، سپس به مراتب بالاتر عروج فرمودند؛ تا به سدرةالمنتهی رسیدند. در این مسیر، جبرئیل نیز همراه حضرت بود؛ اما از جایی به بعد، دیگر امکان همراهی نداشت. به تعبیر روایات، عرض کرد: اگر به اندازه سر انگشتی از این مقام فراتر روم، خواهم سوخت. آن‌جا مقام اختصاصی رسول خدا(ص) بود؛ مقامی سراسر نور، مقام قرب، مقام فنا در پیشگاه ذات اقدس الهی. در عالی‌ترین مرتبه نظام خلقت، باید عالی‌ترین سخن نیز گفته شود. در همان مقام، خداوند متعال با رسول خود به نجوا و خطاب خلوت‌گونه سخن گفت. حضرت فرمودند: «أکرمنی ربّی جلّ جلاله بمناجاته، فقال: یا محمد. قلت: لبیک ربّی وسعدیک.» در آن مقام، خدای تبارک و تعالی فرمود: «إنّ علیّاً إمام أولیائی، ونورٌ لمن أطاعنی، وهو الکلمة التی ألزمتها المتقین؛ من أطاعه فقد أطاعنی، ومن عصاه فقد عصانی.»

امیرالمومنین(ع) کلمه التقوی است

مضمون این خطاب عظیم آن است که: علی، پیشوای اولیای الهی است؛ علی، نور برای بندگان مطیع خداست؛ و او همان کلمه‌ای است که خداوند اهل تقوا را به آن ملتزم ساخته است. پس هر کس علی(ع) را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است؛ و هر کس او را نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است. سپس خداوند به پیامبر اکرم(ص) فرمود که این بشارت را به علی(ع) برساند. وقتی رسول خدا این پیام را به امیرالمؤمنین(ع) ابلاغ فرمودند، آن حضرت عرض کردند: «یا رسول الله، بلغ من قدری حتی إنّه لیُذکر فی ذلک المقام؟» یعنی: آیا منزلت من تا آن‌جاست که در آن مقام نیز از من یاد می‌شود؟

در بحث تعقیبات نماز نیز عرض شد که یکی از مهم‌ترین تعقیبات، دعا برای امام عصر(عج) است. گاه انسان می‌بیند برخی افراد هنوز به جایگاه این دعاها توجه کافی ندارند. چه‌بسا کسی بگوید: «بخش زیادی از مفاتیح را خواندم؛ این دعاهای بعد از نماز بسیار طولانی است.» این سخن، نشان‌دهنده حال و هوای بخشی از جامعه ماست؛ جامعه‌ای که گاهی حاضر نیست چند دقیقه برای تعقیبات نماز وقت بگذارد. در حالی‌که باید به خود بگوییم: این نماز ناقص و کم‌مایه من و تو، آیا نباید به قبولی نزدیک شود؟ راه آن چیست؟ یکی از راه‌های آن همین تعقیبات و دعاهای پس از نماز است. این تعقیبات، نماز ما را از سطح ظاهر به عمق معنا نزدیک می‌کند و ما را در مسیر معرفت قرار می‌دهد.در میان این تعقیبات، دعا برای امام زمان(عج) جایگاهی ویژه دارد. بلکه می‌توان گفت در بخش قابل توجهی از ادعیه مأثور، بیشترین فرازها مربوط به حضرت ولی عصر(عج) است. و این تنها یک امر مستحب عاطفی نیست؛ بلکه ریشه در قرآن و معارف دینی دارد.

بر اساس آیه مودّت که می‌فرماید «قُل لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» پیامبر اکرم(ص) مأمور است بفرماید: من در برابر رسالت خویش هیچ مزدی از شما نمی‌خواهم، مگر مودّت نسبت به نزدیکانم. مودّت تنها محبت قلبی نیست؛ بلکه اظهار محبت است. محبت، گرایش درونی دل به محبوب است؛ اما مودّت آن است که این محبت در مقام عمل و اظهار نیز ظهور پیدا کند. یکی از روشن‌ترین مصادیق این اظهار محبت، دعا کردن برای محبوب است. بنابراین، دعا برای امام زمان (عج)، یکی از جلوه‌های عملی مودّت نسبت به اهل‌ بیت(ع) است.

چرا برای امام زمان دعا کنیم

اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود که امام زمان(عج) چه نیازی به دعای من و شما دارند؟ آیا آن حضرت محتاج صدقه دادن ما، دعا کردن ما، یا انجام عبادات مستحبی از جانب ایشان هستند؟ پاسخ روشن است. خیر؛ امام زمان(عج) هیچ نیازی به این امور ندارند. همان‌گونه که خداوند متعال نیز هیچ نیازی به نماز و روزه و عبادت من و شما ندارد. نه خداوند به عبادت ما محتاج است و نه ولی خدا به دعای ما. اما این اعمال برای رشد و کمال خود ما قرار داده شده است. اگر انسان بخواهد به کمال برسد، باید در مسیر بندگی خدا قرار گیرد. این بندگی است که او را از عالم مُلک به عالم ملکوت می‌برد. در حدیث قدسی آمده است که بندگان من به چیزی محبوب‌تر از انجام واجبات به من نزدیک نمی‌شوند. پس انجام تکلیف، عامل قرب است؛ و قرب، عین رشد و تعالی انسان است.

حقیقت آیه مودت چیست

در بیان نورانی حضرت صادق(ع) نیز آمده است. از همین منظر، عمل به آیه مودّت و اظهار محبت به حضرت بقیةالله، برای خود ما سازنده و رشدآفرین است. یکی از جلوه‌های این اظهار محبت، آن است که انسان برای آن حضرت صدقه بدهد، دعا کند، و اعمال مستحبی را به نیابت از ایشان انجام دهد. اما نکته‌ای که باید با دقت به آن توجه کرد این است که در بسیاری از موارد، ما حقّ حضرت را آن‌گونه که باید رعایت نمی‌کنیم. گاهی وقتی صدقه می‌دهیم یا صلوات می‌فرستیم، نام امام زمان(عج) را در کنار دیگران می‌آوریم؛ در حالی‌که آن حضرت گل سرسبد خلقت و در رأس همه اولیای الهی است.

اگر کسی بخواهد برای حضرت صدقه بدهد، شایسته آن است که این عمل را به طور خاص و مستقل برای وجود مقدس ایشان انجام دهد. البته برای پدر و مادر، بستگان، دوستان و دیگر مؤمنان نیز می‌توان دعا و صدقه کرد؛ اما جایگاه امام، جایگاهی ممتاز و بی‌بدیل است. همان‌گونه که در قرآن کریم پس از نام مبارک خداوند، نیکی به والدین مطرح می‌شود و این نشان‌دهنده عظمت مقام آنان است، در میان اولیای الهی نیز امام عصر(عج) در جایگاه خاص و منحصر به فرد قرار دارد. اگر کسی بخواهد درست عمل کند، باید سهمی مستقل برای امام زمان(عج) در نظر بگیرد؛ چه در دعا، چه در صدقه، چه در نذر، و چه در عبادات نیابتی. این، هم نشانه معرفت است و هم نشانه ادب نسبت به ساحت ولیّ خدا.

رابطه بندگی ما با ساحت مقدس ولی‌عصر(عج) چیست

پیرامون اهمیت و حقیقت دعا، به پرسشی بنیادین می‌رسیم؛ رابطه بندگی ما با ساحت مقدس ولی‌عصر(عج) چیست و چگونه اعمال ما در این آستان موجب رشد خود ما می‌شود؟ اگر به احوال جامعه و بازار بنگریم، با وجود تمکن مالی و رونق ظاهری زندگی‌ها، وقتی نوبت به فداکاری مالی یا جانی در راه امام زمان(عج) می‌رسد مانند تشرف به حج نیابتی یا صدقات ویژه سستی‌ها آشکار می‌شود. اما حقیقت آن است که ما در هر آنچه برای امام معصوم خود انجام می‌دهیم، رشد می‌کنیم؛ زیرا این اقدامات، جلوه‌ای از بندگی و یکی از مصادیق آشکار عمل به آیه شریفه‌ مودّت است. بر اساس فهم عرفی و عقلانی، پرداخت مزد به اجیر در برابر کار او واجب است و مودّت، همان مزد رسالت است که مایه رشد خود ماست؛ وگرنه امام عصر(عج) به صدقه و دعای ما هیچ احتیاجی ندارد.

توقیع شریف و تحلیل حقیقت دعا برای فرج

یکی از کلیدی‌ترین اسناد معارفی در این باب، توقیع شریفی است که از سوی امام عصر(عج) از ناحیه مقدسه صادر و به دست مبارک ایشان نگاشته شده است. مخاطب این توقیع، جناب اسحاق بن یعقوب است که از طریق مرحوم کلینی و سپس شیخ صدوق به دست ما رسیده است. حضرت در این توقیع ملکوتی می‌فرمایند: «وَأَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ» (و برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، که همانا آن، گشایش و فرج خود شماست.) در این عبارت کوتاه و عمیق، سه مطلب بنیادین نهفته است: امر و خواست مولا است؛ امام امر می‌فرمایند که دعا کنید. تعبیر حضرت «أکثِروا» (بسیار دعا کنید) است، نه صرف دعا کردن. این نشان‌دهنده اهمیت استمرار و تکرار است. اگر از ما بپرسند شاخص زیاد دعا کردن چیست و آخرین باری که قلباً برای فرج دعا کردیم کی بوده است، شاید بسیاری از ما حتی به یاد نیاوریم. این امر امام، دعایی پیوسته و با حضور قلب را می‌طلبد.

موضوعیت داشتن خود دعا

فرمان «اکثروا الدعاء» نشان می‌دهد که خود عمل دعا کردن، رو به قبله نشستن، وضو گرفتن، و توجه قلبی به مبدأ اعلا، موضوعیت دارد. دعا یک پیوند وجودی است؛ فراتر از اینکه چه زمانی به نتیجه ظاهری برسد، خود این ارتباط مایه حیات روح است. حقیقت «فإنّ ذلک فرجکم»: حضرت نمی‌فرماید اگر دعا کنید من فوراً ظهور می‌کنم؛ بلکه می‌فرماید همین زیاد دعا کردن، گشایش کار شماست. یعنی خود این حالت دعا و ارتباط با امام، فرج و گشایش را در زندگی فردی و معنوی دعا کننده جاری می‌سازد و گره‌های او را باز می‌کند.

ترسیم سیمای غیبت کبرا در روایات

دوران غیبت کبرا از نیمه شعبان سال ۳۲۹ هجری با وفات جناب علی بن محمد سَمُری (چهارمین نایب خاص حضرت) آغاز شد؛ دورانی که در آن سازمان وکالت پایان یافت و دسترسی مستقیم به امام قطع گردید. ائمه معصومین(ع) این دوران را با تعابیری تکان‌دهنده توصیف کرده‌اند: یکی از این توصیفات دوران غضب الهی است. امام باقر(ع) می‌فرمایند: «إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ، نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ» (هرگاه خداوند تبارک و تعالی بر خلق خود غضب کند، ما اهل‌بیت را از مجاورت آنان دور می‌سازد.)

دوران غیبت، دوران خشم الهی و محرومیت از حضور آشکار ولی خداست. دوران غربال و ریزش شدید که امام کاظم (ع) در توصیف این سختی می‌فرمایند: «إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ يَقُولُ بِهِ، إِنَّمَا هِيَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ» (برای صاحب این امر غیبتی ناگزیر است، تا جایی که حتی بسیاری از معتقدان به این امر، از آن برمی‌گردند. این غیبت تنها امتحانی است از جانب خدای عزوجل که خلقش را با آن می‌آزماید.)

سرنگونی در امواج فتنه که امام صادق(ع) با سوگند مؤکد می‌فرمایند به خدا قسم امام شما سالیانی از روزگار غایب خواهد شد و چنان فتنه و امتحانی رخ می‌دهد که عده‌ای می‌گویند او مرده یا کشته شده و یا به کدام بیابان رفته است، و چشمان مؤمنان بر او خواهد گریست: «…وَلَتُكْفَؤُنَّ كَمَا تُكْفَأُ السَّفِينَةُ فِي أَمْوَاجِ الْبَحْرِ» (…و شما سرنگون و واژگون خواهید شد، همانند سرنگون شدن کشتی در میان امواج خروشان دریا.) نگهداری دین در این هجمه همه‌جانبه، امری طاقت‌فرساست؛ چنان‌که امام کاظم(ع) سفارش فرمودند: «فَاللَّهَ اللَّهَ فِي أَدْيَانِكُمْ لَا يُزِيلَنَّكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ» (پس خدا را، خدا را در حفظ دینتان یاد کنید؛ مبادا کسی شما را از دینتان جدا سازد.)

دوران حیرت و «چه کنم»‌های معنوی که امام صادق(ع) در حدیثی به جناب عبدالله بن سنان می‌فرمایند: «كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا صِرْتُمْ فِي حَالٍ لَا تَرَوْنَ فِيهَا إِمَامَ هُدًى وَ لَا عَلَماً يُرَى، فَلَا يَنْجُو مِنْ تِلْكَ الْحَيْرَةِ إِلَّا…» (چگونه خواهید بود آن‌گاه که در وضعیتی قرار گیرید که نه امام هدایتی را ببینید و نه نشانه آشکاری از او بیابید؟ در آن روزگار از این حیرت و سرگردانی نجات نمی‌یابد مگر کسی که…)

دوران غیبت، دوران حیرت و سرگردانی است. باید میان «چه کنم»‌های دنیوی و معنوی تفکیک قائل شد. سختی‌ها و گره‌های مادی دنیا هرچه باشد، با پایان عمر تمام می‌شود و امتدادی ندارد؛ اما دغدغه‌های معنوی اینکه چطور نمازمان پذیرفته شود، چطور روزه مقبول داشته باشیم و چطور با معرفت به زیارت سیدالشهدا(ع) مشرف شویم سؤالاتی است که پاسخ آن‌ها در مرگ، برزخ، قیامت و آخرت به داد انسان می‌رسد.

متأسفانه بسیاری از ما برنامه‌ای جدی برای تعامل با امام زمان(عج) نداریم. حتی کسانی که به جمکران می‌روند، اغلب برای حل مشکلات شخصی خویش می‌روند. چنان‌که یکی از علمای نجف نقل می‌کرد در مسجد جمکران پس از توسل فراوان، در عالم معنا به ایشان اجازه داده شد تا نجوای مردم را بشنود؛ دید یکی برای همسر، دیگری برای چک، یکی برای کنکور و دیگری برای کسب‌وکار دعا می‌کند. امام فرمودند: « هیچ‌کدام از این‌ها مرا نخواستند، همه چیزهای دیگر را از من می‌خواهند.» البته باز هم شرف دارد که انسان نیازهایش را از امام بخواهد و سراغ دعانویسان نرود، اما رابطه حقیقی با امام فراتر از این‌هاست.

راهکار قرآنی؛ حکمت سختی‌ها و بازگشت به حقیقت دعا

در مواجهه با این حیرت و بلا، راهکار چیست؟ قرآن کریم حقیقت را آشکار ساخته است. هدف از سختی‌ها، بیماری‌ها، فقر و فراق‌ها در نظام خلقت، سوق دادن انسان به سوی پروردگار است. چنان‌که سیدالشهدا(ع) فرمودند اگر در دنیا سه چیز یعنی «مرگ، بیماری و فقر» نبود، هیچ انسانی سر به بندگی خدا فرود نمی‌آورد. خداوند متعال در آیات ۴۲ و ۴۳ سوره مبارکه انعام می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَىٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ» (و به یقین، ما به سوی امت‌هایی که پیش از تو بودند پیامبرانی فرستادیم و آنان را به سختی‌ها و آسیب‌ها گرفتار ساختیم، باشد که تضرع و زاری کنند.) حکمت ابتلائات غیبت و سختی‌های روزگار این است که انسان با تمام وجود فقر خویش را درک کند، دست از خودخواهی بشوید، به حقیقت دعا دست یابد و با تضرع به درگاه الهی، فرج حقیقی که همان اتصال به ولایت و خروج از حیرت معنوی است را طلب نماید.

امام صادق(ع) با سوگند مؤکد می‌فرمایند به خدا قسم امام شما سالیانی از روزگار غایب خواهد شد و چنان فتنه و امتحانی رخ می‌دهد که عده‌ای می‌گویند او مرده یا کشته شده و یا به کدام بیابان رفته است، و چشمان مؤمنان بر او خواهد گریست: «…وَلَتُكْفَؤُنَّ كَمَا تُكْفَأُ السَّفِينَةُ فِي أَمْوَاجِ الْبَحْرِ» (…و شما سرنگون و واژگون خواهید شد، همانند سرنگون شدن کشتی در میان امواج خروشان دریا.) نگهداری دین در این هجمه همه‌جانبه، امری طاقت‌فرساست؛ چنان‌که امام کاظم(ع) سفارش فرمودند: «فَاللَّهَ اللَّهَ فِي أَدْيَانِكُمْ لَا يُزِيلَنَّكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ»(پس خدا را، خدا را در حفظ دینتان یاد کنید؛ مبادا کسی شما را از دینتان جدا سازد.)

روایت احمد بن اسحاق؛ دو رکن نجات در هلاکت‌کده غیبت

روایت شریف احمد بن اسحاق قمی از اعاظم اصحاب امام عسکری(ع) تصویری عمیق از دوران غیبت ارائه می‌دهد. امام حسن عسکری(ع) داستان غیبت فرزندشان را به دو شخصیت آسمانی تشبیه می‌کنند: حضرت خضر(ع) از حیث طول عمر و خفای شخصی و ذوالقرنین از حیث فراگیری سیطره و حکومت بر شرق و غرب جهان. امام عسکری(ع) سوگند یاد می‌کنند: «وَاللَّهِ لَيَغِيبَنَّ غَيْبَةً لَا يَنْجُو فِيهَا مِنَ الْهَلَكَةِ إِلَّا…» (به خدا سوگند او غیبتی خواهد داشت که هیچ‌کس در آن از هلاکت نجات نمی‌یابد، مگر کسی که…) حضرت راه نجات را منحصر در دو چیز معرفی می‌فرمایند: «مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ» کسی که خداوند او را بر قول به امامت حضرت ثابت‌قدم بدارد. این امر نیازمند معرفت عمیق است.

امروزه بسیاری از مردم به دلیل نداشتن برنامه معرفتی و عدم گذراندن دوره‌های شناخت امامت، با کوچک‌ترین شبهه یا شایعه‌ای دچار تزلزل می‌شوند. جلسات معرفت امامت و تبیین مقامات ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اهل‌بیت، نه یک امر مستحب، بلکه برای حفظ دین واجب و حیاتی است؛ چرا که زیارت مقبول نیز در گرو «عارفاً بحقّه» بودن است. «وَ وَفَّقَهُ فِيهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِيلِ فَرَجِهِ» (و او را در آن دوران به دعا برای تعجیل فرجش موفق بدارد):دعا برای فرج، تضمین‌نامه عبور از حیرت غیبت است. تا زمانی که انسان اضطرار و سختیِ نبودِ امام را حس نکند، لب به دعای حقیقی نخواهد گشود.

فرصت معرفت در ایران

فضای فرهنگی و معنوی که در ایران فراهم است  اتمسفری که در آن افراد می‌توانند هفتگی دور هم جمع شوند و از خدا، پیامبر و معارف اهل‌بیت بشنوند نعمتی بی‌بدیل است. این فرصت ارتباط جمعی و قدسی، حتی برای مؤمنانی که در غرب زندگی می‌کنند، به این شکل و با این پیوند عمیق اجتماعی فراهم نیست. باید قدردان این بستر بود که دل‌ها را به سرچشمه ولایت متصل نگاه می‌دارد. همچنین در باب ادای حق ذوی‌القربی، نباید میان معصومین(ع) مقایسه نادرست انجام داد یا وظایف را در تضاد با هم دید؛ ما مکلف به ارادت‌ورزی و مودت نسبت به تمامی انوار مقدسه چهارده معصوم هستیم و یکی از برجسته‌ترین مصادیق این ارادت، اندوهگین شدن در مصائب آنان است.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha