کد خبر: 4366652
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۵
گزارش ایکنا از آیین رونمایی کهن‌ترین نسخه کامل فارسی قرآن

«قرآن زعفرانی» تجلی پیوند هویت ایرانی با وحی در سده‌های نخستین است

در آیین رونمایی از «قرآن زعفرانی»، جمعی از پژوهشگران و چهره‌های فرهنگی با تأکید بر جایگاه این نسخه کهن، درباره خاستگاه ترجمه‌های فارسی قرآن، نسبت آن با «ترجمه تفسیر طبری»، نقش مفسرانی چون ابوبکر عتیق نیشابوری، و اهمیت تفاوت‌های زبانی و گویشی در نسخه‌های قرآنی گفت‌وگو کردند و «قرآن زعفرانی» را سندی مهم برای شناخت تاریخ ترجمه قرآن، تحولات زبان فارسی و پیوند هویت ایرانی با میراث قرآنی دانستند.

آیین رونمایی

به گزارش ایکنا، آیین رونمایی از قرآن زعفرانی کهن‌ترین نسخه کامل مورخ فارسی، امروز ۶ مردادماه در سالن حکمت کتابخانه ملی ایران با حضور چهره‌های علمی و فرهنگی کشور از جمله علی‌اشرف صادقی، سیدمحمدعمادی حائری، احمد مسجدجامعی برگزار شد.

«قرآن زعفرانی» استخراجی از ترجمه تفسیر سورآبادی است

سیدمحمد عمادی حائری، در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیشینه ترجمه قرآن به زبان فارسی اظهار کرد: اگر از ترجمه سوره حمد منسوب به سلمان فارسی که آمیخته‌ای از واقعیت و افسانه است بگذریم و ماجرای قرآنی که به اشتباه به ابوعلی (تفسیر بلعمی) نسبت داده شده و استاد علی‌اشرف صادقی سال‌ها پیش در مقاله‌ای نشان دادند که این انتساب یک منش اشتباه است، بگذریم؛ نخستین ترجمه کامل قرآن به فارسی در نیمه قرن چهارم هجری و در ضمن ترجمه تفسیر طبری پدیدار شد.

وی با اشاره به کشف ارزشمند مرحوم عباس زریاب خویی افزود: امروز می‌دانیم که این کتاب، صرفاً ترجمه «جامع‌البیان» محمد بن جریر طبری نیست، بلکه اثری مستقل است که توسط مفسران ایرانی و با پشتوانه فتوای علمای ماوراءالنهر در دوره منصور بن نوح سامانی نگاشته شده است. این اثر که شاید بتوان آن را متن اول یا دوم در زبان فارسی نو پس از اسلام دانست، به زودی با تصحیح جدید استاد صادقی تا پایان امسال منتشر خواهد شد و گنجینه عظیم آن بیش از پیش نمایان می‌گردد.

شکل‌گیری «ترجمه رسمی» و رد ادعای قدمت «قرآن قدس»

این پژوهشگر با تبیین مفهوم «ترجمه رسمی» از دیدگاه استاد آذرنوش، اظهار کرد: ترجمه موجود در تفسیر طبری به دلیل پشتوانه فتوای علما و حمایت حکومت سامانی، به یک «ترجمه معیار» برای فارسی‌زبانان تبدیل شد. بسیاری از ترجمه‌های بعدی، از جمله ترجمه آیات در تفسیر ابوالفتوح رازی، با تغییراتی جزئی، اساساً برگرفته از همان نخستین ترجمه رسمی هستند.

«قرآن زعفرانی» تجلی پیوند هویت ایرانی با وحی در سده‌های نخستین است

عمادی حائری در ادامه به نقد یک باور غلط در محافل دانشگاهی پرداخت و گفت: درباره برخی متون مانند «قرآن قدس» ادعا شده بود که قدیمی‌تر از ترجمه تفسیر طبری هستند. در پژوهشی که سال ۱۳۸۶ انجام گرفت بیان شد که «قرآن قدس» چیزی جز یک روایت گویشی از همان ترجمه رسمی (تفسیر طبری) نیست. کشف نسخه‌های جدید توسط استاد رزاقی نیز نشان داد که این روایت‌ها مانند قرآن زعفرانی نسخه‌های متعددی داشته‌اند که در تاریخ فرهنگ ما تکثیر می‌شده است.

قرآن زعفرانی؛ پیوند میان کاتب و مفسر

وی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع اصلی نشست، یعنی «قرآن زعفرانی» پرداخت و تصریح کرد: وضعیت قرآن زعفرانی مشابه نسبتی است که میان برخی نسخه‌ها با تفسیر سورآبادی وجود دارد. این متن در واقع ترجمه آیاتی است که ابوبکر عتیق نیشابوری (سورآبادی) در ضمن تفسیر خود آورده و بعدها به صورت مستقل کتابت شده است.

وی افزود: برخلاف آنچه تصور می‌شود، زعفرانی مترجم این اثر نیست؛ بلکه با تسامح می‌توان او را کاتب یا محرّر دانست. متن این ترجمه عینا برگرفته از تفسیر سورآبادی است. سورآبادی که خود مذهبی کرامی داشت، در مقدمه تفسیرش تأکید می‌کند که ترجمه باید درخور ظاهر قرآن باشد، اما نکته جالب اینجاست که چطور متن یک مفسر کرامی‌مذهب به چنان جایگاهی می‌رسد که ترجمه‌اش به صورت مستقل ترویج می‌شود.

نقد شاپور اسفراینی بر ترجمه‌های تحت‌اللفظی

عمادی حائری با مقایسه دیدگاه سورآبادی و شاپور اسفراینی نویسنده تاج‌التراجم، گفت: شاپور اسفراینی برخلاف سورآبادی که در باب روش ترجمه ساکت است، یک صاحب‌نظر و منتقد بود. او در مقدمه خود، ترجمه‌های پیشین را به دلیل لفظ به لفظ بودن و رعایت نکردن فصاحت پارسی نقد می‌کند و معتقد است که یک واژه پارسی نمی‌تواند تمام معنای شریف قرآن را برساند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که حتی ترجمه شاپور اسفراینی نیز به دلیل جایگاه علمی او به‌عنوان یک متکلم اشعری، بعدها از دل تفسیرش استخراج و به صورت مستقل کتابت شده است.

وی در پایان با اشاره به نسخه‌ای نفیس در کتابخانه آیت‌الله مرعشی که توسط جواد بشری معرفی شده، اظهار کرد: بررسی‌ها نشان داد که در قرن ششم، ترجمه آیات را از تفسیر اسفراینی بیرون کشیده و به صورت سلطانی و نفیس کتابت کرده‌اند. این یک الگوی تاریخی است: هرگاه مترجم یا مفسری جایگاه ویژه‌ای داشت، ترجمه او از دل تفسیر انتزاع شده و به‌عنوان قرآن مترجم در دسترس عموم قرار می‌گرفت. قرآن زعفرانی نیز دقیقاً واجد چنین جایگاهی است.

ترجمه‌های کهن، آینه تمام نمای گویش‌های گمشده ایرانی است

علی‌اشرف صادقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به تلاش‌های هشت‌ساله مرتضی کریمی‌نیا در نشر «سیادت» اشاره کرد و گفت: درباره قیمت بالای کتاب شنیده‌ام و وظیفه خود می‌دانم پیام پژوهشگران قرآن و زبان فارسی را به ایشان منتقل کنم که خرید چنین آثاری با این قیمت‌ها برای بسیاری مقدور نیست.

اثبات هویت کاتب؛ از «ری» تا «خراسان»

این عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تأیید دیدگاه سیدمحمدعمادی حائری مبنی بر اینکه «زعفرانی» مترجم نبوده بلکه کاتب است، اظهار کرد: کریمی‌نیا در مقدمه به خاندانی معتزلی‌مذهب و رازی‌نسب اشاره کرده‌اند. من در جست‌وجو برای یافتن ردپای گویش قدیم ری در این اثر، نشانه‌ای نیافتم. اما نکته مهم اینجاست که ابوالفضل زعفرانی کاتب بوده و ما اکنون می‌دانیم که حداقل دو نسخه از این قرآن به خط او موجود است؛ یکی همین نسخه و دیگری نسخه‌ای که در ری کتابت شده و تاریخ آن دو سال بعد از این نسخه است.

«قرآن زعفرانی» تجلی پیوند هویت ایرانی با وحی در سده‌های نخستین است

وی افزود: این نشان می‌دهد که زعفرانی در ری حضور داشته، اما سؤالی که باید روی آن تحقیق شود این است که آیا او اصالتاً رازی بوده یا از خراسان به آنجا رفته است؟ چرا که در متن این قرآن، اصطلاحات خراسانی و نیشابوری به وضوح دیده می‌شود.

گویش‌های محلی؛ عامل تنوع در ترجمه‌های کهن

صادقی با تبیین علت تفاوت در ترجمه‌های کهن قرآن تصریح کرد: در آن دوران، مترجمان و مفسران برای اهالی هر شهر، قرآن را به گویش همان منطقه ترجمه می‌کردند. تفاوت واژگانی که در نسخه‌های مختلف می‌بینیم به این دلیل است که رونویس‌گران، ترجمه‌ها را با زبان مردم منطقه خود تطبیق می‌دادند تا برای عموم قابل فهم باشد.

وی در ادامه به بازسازی گویش‌های قدیم از دل متون اشاره کرد و گفت: آثار گویش قدیم ری در تفسیر ابوالفتوح مشهود است. حمدالله مستوفی نیز نقل کرده که پس از ویرانی ری، ساکنان آن به مناطقی چون ورامین کوچ کردند.

تصحیح یک نام تاریخی؛ سورآبادی یا سوراخانی

استاد برجسته زبان‌شناسی به نکته‌ای در تاریخ‌نگاری نام‌ها اشاره کرد و افزود: نام اصلی مفسر مشهور، آن‌گونه که در نسخه‌های کهن آمده سوراخانی است و نام سورآبادی که در تاریخ بیهقی و بعدها رایج شده، در واقع تحریف تلفظ اصلی است. همچنین درباره نام عتیق نیز قطعیت صددرصدی وجود ندارد. گاهی در تاریخ، اسم اصلی یک کتاب یا شخص متروک شده و نام دیگری بین عامه معروف می‌شود؛ همان‌طور که  «سیرالملوک» به  «سیاست‌نامه» مشهور شد.

صیانت از زبان فارسی و نقد غلط‌های ویرایشی

عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی با انتقاد شدید از برخی رویه‌های ویرایشی مدرن گفت: به‌عنوان عضو فرهنگستان وظیفه دارم از فارسی فصیح دفاع کنم. متأسفانه امروز ویراستاران همزه را در کلمات عربی به «ی» تبدیل می‌کنند که غلط است؛ مثلاً می‌گویند  «جزیی» در حالی که ما در تلفظ ایرانی چنین چیزی نداریم. 

صادقی در پایان به چالش‌های همیشگی ترجمه اشاره و تصریح کرد: ترجمه صددرصد از یک زبان به زبان دیگر محال است. هیچ واژه‌ای در دو زبان کاملاً بر هم منطبق نیستند و مترجم تنها می‌تواند ۷۰ یا ۸۰ درصد معنا را منتقل کند. این تفاوت در ترجمه‌های قرآنی نیز طبیعی است؛ هر مفسری بر اساس منطقه و عهد خود، بهترین کلمه‌ای را که بیشترین قرابت معنایی را داشته انتخاب کرده است. نباید ایراد گرفت که چرا فلان مفسر این کلمه را آورده؛ آن‌ها تمام کوشش خود را برای ابلاغ معنا انجام داده‌اند.

پیوند ناگسستنی ایرانیان با قرآن؛ صیانت از هویت و زبان فارسی در برابر خلافت

احمد مسجدجامعی قائم مقام مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی در ادامه نشست با یادکردی از یک چهره علمی برجسته اظهار کرد: هر وقت استاد صادقی را می‌بینم، یاد کارهای بزرگ علمی‌شان می‌افتم. ایشان که برگزیده کتاب سال نیز بوده‌اند، یکی از اقدامات کمتر شنیده شده‌شان این بود که رساله عملیه مرحوم آیت‌الله بروجردی را به زبان فارسی روان برگرداندند؛ اثری که به سرعت مورد استقبال قرار گرفت و مبنای رساله‌نویسی سایر مراجع شد، به طوری که پس از آن دیگر رساله‌ها به عربی محض نوشته نشد و مراجع بر همان مبنا حاشیه زدند. این نشان می‌دهد که هرگاه بستر اجتماعی برای کاری فراهم باشد، مخالفت‌های اولیه بی‌اثر خواهد شد.

«قرآن زعفرانی» تجلی پیوند هویت ایرانی با وحی در سده‌های نخستین است

چرا پس از سه سده سکوت، ناگهان جنبش انفجاری ترجمه رخ داد

وی با طرح یک پرسش کلیدی در تاریخ فرهنگ ایران گفت: پرسش اصلی این است که چگونه ما نزدیک به سیصد سال ترجمه مکتوب رسمی از قرآن نداشتیم هرچند ترجمه‌های شفاهی که بسیار هم مهم هستند جریان داشت، اما ناگهان در اواسط قرن چهارم هجری با آثاری بسیار فاخر مواجه می‌شویم. مرحوم آذرنوش از این رویداد با تعبیر «جنبش انفجاری در ترجمه قرآن» یاد می‌کرد که تعبیر بسیار درستی است. ناگهان قرآن‌های متعددی در سیستان، خراسان، فارس و نقاط دیگر به فارسی ترجمه می‌شوند؛ ابتدا به صورت واژه به واژه و بعدها در قالب‌های ادبی و عرفانی صورت گرفت. 

قائم مقام مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی این پدیده را ریشه‌دار در هویت ملی ایرانیان دانست و افزود: ایرانیان پس از پذیرش اسلام، اولین ارتباط خود را با قرآن برقرار کردند، اما هم‌زمان به شدت به هویت ملی خود پایبند بودند و زبان، عنصر ماندگار این هویت بود. ما شواهد تاریخی متعددی داریم که نشان می‌دهد ایرانیان همواره درصدد حفظ آداب و زبان خود بوده‌اند؛ برای نمونه، در زمان عبدالملک مروان که تصمیم گرفته شد دیوان خراج (مالیات) را که از دوره ساسانی در دست ایرانیان و به زبان فارسی بود، به عربی برگردانند، ایرانیان حتی حاضر شدند صد هزار درهم رشوه بدهند تا متصدی مربوطه از این کار منصرف شود و وقتی کار انجام شد، گفتند  «خدا ریشه‌ات را از دنیا بکند که ریشه زبان فارسی را کندی». این نشان‌دهنده عمق حساسیت هویتی در آن دوران است.

حفظ تشکل و زبان فارسی در رویدادهای تاریخی

مسجدجامعی با اشاره به رویدادهای تاریخی سده‌های نخستین اسلام گفت: حتی در قیام حره و در مواجهه با لشکر شام، سپاهی از ایرانیان به فرماندهی یزید بن هرمز شکل گرفت که نشان می‌دهد ایرانیان تشکل خود را حفظ کرده بودند. همچنین مرحوم آیینه وند در سفر عمره توضیح داد که گروهی از تاجیک‌ها در زمان بلشویک‌ها به طائف آمدند و زبان و آداب و قرآن‌های فارسی خود را در آنجا حفظ کردند.

وی به روایات تاریخ طبری از ابومخنف درباره قیام مختار اشاره کرد و افزود: طبری می‌گوید وقتی مختار قیام کرد، در دستگاه او همه به زبان ایرانی صحبت می‌کردند، که نشان می‌دهد آرزوی حفظ ایران و زبان فارسی همواره مثل یک آتش در دل ایرانیان موج می‌زده است.

وی تصریح کرد: ایرانیان می‌خواستند اسلام را از سیادت عرب جدا کنند؛ چرا که ما هیچ‌گاه مستعمره و پذیرای سیادت اعراب، مغول‌ها یا دیگران نشدیم. وقتی فتوای جواز ترجمه صادر شد، موانع از میان رفت، چرا که حکومت‌های محلی نظیر اسماعیلیان و علویان نیز با خلافت زاویه داشتند؛ چنان‌که کشفیات اخیر خانم دکتر حمید چوبک در قلعه‌های اسماعیلیه، نشان‌دهنده این مناسبات و دغدغه حفظ هویتی است.

شاهنامه فردوسی و ترجمه تفسیر طبری؛ دو روی یک سکه

مسجدجامعی با مقایسه شاهنامه و ترجمه تفسیر طبری گفت: این ترجمه‌ها قطعاً پشتوانه حکومتی داشته‌اند. ما مشابه این امر را در شاهنامه داریم؛ هرچند دستگاه اجرایی از فردوسی خواست که شاهنامه را بنویسد، اما آنچه فردوسی نوشت فراتر از خواست حاکمان و تجسم تمنای ایرانیت بود. ترجمه تفسیر طبری نیز بازتاب‌دهنده همین تمنای ایرانیان است. جمع میان ایران و اسلام در این آثار، نوعی دفاع از هویت ملی بود؛ ایرانیان به اسلام پایبند بودند اما حساب خود را از خلافت جدا می‌کردند، کما اینکه در دوره آل‌بویه با اسب به دربار خلیفه رفتند تا اقتدار خود را نشان دهند.

نقش بی‌بدیل ترجمه‌های کهن در غنای زبان فارسی

وی با تأکید بر اینکه قرآن به هیچ زبانی به اندازه فارسی ترجمه نشده است، افزود: این ترجمه‌ها کاربرد درباری و زینتی نداشته‌اند، بلکه در دورافتاده‌ترین روستاها خوانده و فهمیده می‌شدند؛ مانند آنچه امروز در تاجیکستان می‌بینیم که خانواده‌ها در دوران شوروی نسخه‌های قدیمی قرآن فارسی را در زیرزمین‌ها پنهان می‌کردند تا حفظ شود. ما امروز حدود ۳۰ مجموعه از ترجمه‌های کهن، بیش از ۴۰ تا ۵۰ ترجمه جدید و حتی ۱۰ ترجمه به زبان شعر داریم که این گستردگی، بزرگترین پشتوانه زبان فارسی است.

مسجدجامعی به ابعاد هنری و خوشنویسی قرآن در ایران اشاره کرد و گفت: ارادت ایرانیان به قرآن در حوزه هنر بی‌نظیر است. زمانی یکی از آثار «بسم‌الله» آقای قباد شیوا را برای وزیر مغرب فرستادم که بسیار مورد توجه پادشاه آن کشور قرار گرفت. همچنین مرحوم مرتضی ممیز شخصاً بیش از بیست طرح جلد قرآنی پیشنهاد داد که نشان می‌دهد نباید ارادت مردم به قرآن را طبقه‌بندی کنیم یا برای آن پیشینه تصنعی بسازیم؛ باید اجازه داد همه در این ساحت ارادت خود را نشان دهند.

«قرآن زعفرانی» تجلی پیوند هویت ایرانی با وحی در سده‌های نخستین است

در پایان با حضور جمعی از پژوهشگران و علاقه‌مندان از این قرآن نفیس رونمایی شد. 

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha