یک استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه علامه مجلسی قهرمان فرهنگسازی در بین تودههای مردمی بود، گفت: مجلسی با قلمی حرف زده است که قابل فهم برای عامه است. مجلسی ملت ایران را بر محور تشیع گردآوری کرد که آثار آن را در انقلاب و امروز شاهدیم؛ شیعه در عمق وجود مردم نفوذ پیدا کرد لذا امروز شاهد این همه ایستادگی و مقاومت از سوی ملت ایران هستیم.
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام محمدتقی سبحانی، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس بنیاد بینالمللی امامت، 29 مرداد ماه در همایش بازخوانی میراث علامه مجلسی در آیینه مستشرقان، گفت: چند مواجهه با علامه مجلسی وجود دارد؛ مواجهه اول این است که امثال مجلسی را به فراموشی میبرد زیرا باورمندان به این موضوع معتقدند که دین عنصر تأثیرگذار نیست و مطالعه کسانی چون مجلسی صرفاً از بعد تاریخی اهمیت دارد ولی تحقیق در مورد امثال مجلسی با توجه به وضع مدرنتیه ارزش چندانی ندارد. این افراد سکولار وقتی وارد مطالعه صفویه از منظر مستشرقان شدند مجلسی را نادیده گرفتند.
وی افزود: مواجهه دیگر، ستیز با مجلسی بود. این افراد معتقدند که نباید به تفکر مجلسی فرصت داد، مبادا که با اعاده دین، مسیر توسعه، پیشرفت و مدرنگرایی سد شود. ازاینرو یا مجلسی را نادیده میگیرند، یا او را مورد نقد و ستیز قرار میدهند. این رویکرد، جریان روشنفکری دینی است (که از دهه ۲۰ وارد عرصه فکر و فرهنگ شیعه شدند) و برخلاف روشنفکران سکولار، به مجلسی توجه کردهاند، اما دو مواجهه جدی با او دارند.
سبحانی بیان کرد: پروژه اصلی روشنفکری دینی این بود که تفسیری از دین ارائه دهند که با مدرنیته هماهنگ باشد. پیشفرض آنان این است که با تفکر سنتی نمیتوان در دوره مدرنیته زندگی کرد؛ ازاینرو میگویند دین باید بازشناسی و بازآفرینی شود تا بتواند نقش هدایتگری خود را ایفا کند.
وی ادامه داد: یکی از طرحهای اصلی جریان روشنفکران دینی، چگونگی از بین بردن استبداد در جهان سوم است. از دید این افراد، مجلسی دو اشکال داشته است: نخست، با تفسیر سنتی از دین و عمقبخشی به آن در طبقات عمومی، مانع قرائت جدید از دین شده است. مجلسی اجازه نمیدهد تشیع چنان قرائت شود که با دنیای جدید سازگار باشد؛ از این رو از منظر آنان، مجلسی قشریگری و ارتجاع داشته است.
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: از دیدگاه این افراد، مجلسی چون با پادشاهی صفویه زیسته و منصب داشته، باعث تحکیم استبداد بوده است. بنابراین هجمه به مجلسی از دو زاویه است: اول، بهدلیل زیستهمراه با نظام پادشاهی که با دموکراسی در تنافی است و دوم، بهدلیل تحکیم دین از منظر سنتی در میان مردم.
سبحانی تصریح کرد: رویکرد سوم به مجلسی، باطنگرایی است؛ کسانی که از تشیع برداشت صوفیانه و باطنی دارند، معتقدند شیعه تا پیش از مجلسی با گرایش صوفیانه ادامه حیات میداد و مجلسی با ارائه ظاهرگرایانه، مناسکی و کلامی از دین، این بُعد باطنگرایانه صوفیانه را تحتالشعاع قرار داد و در برابر آن ایستاد.
برداشت باطنگرایانه از تشیع
وی اضافه کرد: کسانی چون هانری کربن، سیدحسین نصر و امیرمعزی و دیگران، برداشتی کاملاً باطنگرایانه از تشیع دارند و هر آنچه را در برابر این رویکرد قرار گیرد، زائده شیعه میدانند. از این رو تشیع فقهی و کلامی را زائده میشمارند و حتی با مرحوم کلینی و کتاب کافی میانه خوبی ندارند، زیرا عقلگرایی را وارد شیعه کرده است؛ در حالی که عقلگرایی در شیعه مأمن چندانی ندارد.
وی افزود: مشکل این گروه با مجلسی دو نوع است: اول اینکه مجلسی تشیع را بدون قالبهای فقهی، کلامی و شعائری به رسمیت نمیشناسد؛ یعنی مجلسی تشیع حقیقی را با تبلیغ شعائری برجسته میکند. دوم اینکه از منظر اینان، تشیع هیچگاه با سیاست دمخور و همساز نیست.
رئیس بنیاد بینالمللی امامت اظهار کرد: یکی از ابعاد پروژه هانری کربن، نشان دادن این بود که تشیع هرگز با سیاست سازگار نبوده است. او وقتی ندای انقلاب اسلامی را شنید، با همین غصه از دنیا رفت. جملاتی از وی نقل شده است که وقتی دید مرجع عارفی چون امام، علم سیاست را بلند کرده است، پروژه فکری خود را ناکام دید و در اوایل انقلاب نیز بر اثر همین فشارها درگذشت.
رویکرد حوزه به مجلسی
وی با تأکید بر اینکه مجلسی شیخالاسلامی را پذیرفت و نشان داد شیعه وارد سیاست نیز میشود، گفت: رویکرد دیگر به مجلسی، رویکرد کلاسیک درون حوزه است. محققان و علمای ما که سراغ میراث مجلسی رفتهاند، او را پذیرفته و تبلیغ کردهاند، اما به عمق پروژه او پی نبردهاند و مجلسی را صرفاً یک محدث، جمعکننده حدیث و در نهایت یک دینشناس و فقیه معرفی کردهاند.
سبحانی بیان کرد: معرفی مجلسی، چه بهعنوان فقیه و چه بهعنوان محدث، او را در پرده و پوششی میبرد که نسبت به پروژه اصلیاش اهمیت چندانی ندارد. بنابراین رویکردهای چندگانه برشمردهشده، رویکردهایی انحرافی نسبت به مجلسی هستند و ما نیاز به رویکردی جدید در شناخت او داریم.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: برای شناخت دقیق مجلسی، ابتدا باید گذشته تشیع پیش از مجلسی و دوره زمانی او را بشناسیم. اگر کسی بداند پیش از مجلسی، تشیع در چه قلمرویی قرار داشته، خواهد فهمید که مجلسی با تشیع چه کرد. ما امروز مدیون مجلسی هستیم؛ اگر مجلسی را از تاریخ تشیع برداریم، عمدهٔ تحولات فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پس از او رخ نمیداد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: آخرین ایستگاه فکری تشیع به معنای دقیق کلمه، مدرسه حله در قرن هفتم بود؛ خواجه طوسی، علامه حلی و دیگران آمدند. فقه مدرسه حله توسط شهید اول، شهید ثانی و محقق کرکی توسعه یافت. یعنی خوانش فقهیاصولی از شیعه داریم که مدار آن شخصیتهای جبلعامل بودند که وارد فضای صفویه شدند.
وی افزود: خوانش دیگر از تشیع، رویکرد کسانی چون استرآبادی و شیخ حر عاملی بود که حدیثگرا بودند و به حدیث توجه زیادی داشتند، اما از ابعاد دیگر غفلت کردند. خوانش دیگر نیز خوانش صوفیانه از تشیع است. تشیع اجتهادی را محقق کرکی در صفویه ایجاد کرد و تشیع اعتقادی نیز توسط برخی دیگر پدید آمد. فیض کاشانی رویکردی فلسفی داشت و بُعد عرفانی او بسیار برجسته بود. رویکرد دیگر پیش از دوره مجلسی، رویکرد فلسفی اجتهادی بود.
صفویه و بنیان نظام سیاسی شیعه
سبحانی گفت: اساس استقرار نظام سیاسی شیعه از دوره صفویه شکل گرفت و صفویه برای نخستین بار نظام ملی شیعه را ایجاد کرد. ازاینرو اگر حتی دین هم نداشته باشیم، باید صفویه را ارج نهیم، زیرا اگر صفویه نبود، خبری از شیعه و دولت شیعه نیز نبود.
وی تأکید کرد: صفویه نهضت بازگشت به قرآن و حدیث اهلبیت(ع) را ایجاد کرد. جریان حدیثی از پس از کتب اربعه تا دوره صفویه، تقریباً هیچ اثر حدیثی ملموسی نداشت. در کلام، فقه و فلسفه تولیدات گستردهای داشتیم، اما در حوزه حدیث، سنبل حدیث، ملاامین استرآبادی بود که با حدیث موافق بود و آن را تبلیغ کرد، اما حرکتی بر روی حدیث انجام نداد و حواشیاش چندان اهمیتی ندارد. بنابراین بازگشت به منابع وحیانی تقریباً در تمام جریانات درون صفویه دیده میشود و کسانی چون مرحوم کرکی و دیگران تلاش وافری در این زمینه داشتند.
وی ادامه داد: میرداماد و صدرا نیز شرح بر حدیث نوشتند و بازگشت به قرآن در این دوره توسط فلاسفه و علما رشد زیادی یافت. مجلسی در پی این نهضت بزرگ شیعی بروز و ظهور یافت. پروژه مجلسی نیز بازگشت به قرآن و حدیث بود. تا پیش از صفویه، مدار بحث و گفتوگوهای علما، متن قرآن و حدیث نبود و از زاویه فلسفه و عرفان وارد میشدند، اما مجلسی منابع اصیل وحیانی را موضوع مطالعه قرار داد.
جامعنگاری مجلسی
سبحانی تصریح کرد: او بحارالانوار را تولید کرد که همه ابعاد را در نظر گرفته است؛ کتاب السماء و العالم و معاد را نیز وارد بحار کرد که در کلینی هم نداریم. فهرستی که برای بحار تنظیم شده، نوعی جامعنگاری از میراث شیعه است. برخی جامع را به معنای جمع تفسیر کردهاند، اما اصلاً به این معنا نیست. بسیاری از افراد حتی در دوره معاصر کوشیدند جامع روایی تدوین کنند، اما موفق نشدند و همه معارف وحیانی را به بستهبندیهای خود محدود کردند.
وی افزود: مجلسی هیچگاه تفسیرهای نهادی و جمعبندیشده از روایات ارائه نکرد که برخی آن را نقطهضعف میدانند، اما به نظر بنده از نقاط ممتاز و مثبت اوست. مجلسی نخواسته است تحلیل نهایی ارائه دهد، بلکه پل ارتباطی شیعه را با میراث فراموششده خود برقرار میکند. در مواردی صورت مسئله را بیان کرده، اما پاسخ نمیدهد؛ او میخواهد ما را در دل میراث قرار دهد.
سبحانی بیان کرد: نظام توصیفی مجلسی از میراث تشیع، استثنایی است. عمومیسازی این میراث نیز از شاهکارهای مجلسی به شمار میرود؛ او مدرسه تشیع عمومی را ایجاد کرد و به آموزش پرداخت. سطح سواد دینی تشیع در این مقطع، با هیچ دوره پیش از آن و در مقایسه با مناطق دیگر شیعه، قابل قیاس نیست.
وی با تأکید بر اینکه مجلسی نهضت و نقطه عطفی در شیعه ایجاد کرد که ما امروز ریزهخوار او هستیم، گفت: او میراث فراموششده شیعه را در وزان خود معرفی کرد. او از جیب خود خرج نکرد و هر چه کرد، با استناددهی بود. امروز چرا ما دنبال طرح مجلسی هستیم؟ زیرا اگر شیعه خالص باشیم، باید مجلسی را تبلیغ کنیم و اگر ملیگرا باشیم، باید او را بر سر نهیم.
قهرمان فرهنگسازی
وی تأکید کرد: او قهرمان فرهنگسازی در میان تودههای مردمی بود. مجلسی با قلمی سخن گفته است که برای عامه قابلفهم است، در حالی که ما آثار بسیاری از دوره قاجار داریم که نمیتوانیم بفهمیم؛ اما او با زبان نسل و عصر خود حرف زده است. مجلسی ملت ایران را بر محور تشیع گردآوری کرد که آثار آن را در انقلاب و امروز شاهدیم. شیعه در عمق وجود مردم نفوذ پیدا کرد و امروز شاهد این همه ایستادگی و مقاومت از سوی ملت ایران هستیم.
سبحانی ادامه داد: اگر یکدهم این حملات نظامی که به ایران شد، به کشورهای دیگر میشد، مردم به خانههای خود رفته بودند و سیاستمداران فرار میکردند، اما این باور تاریخی تشیع است که در رگ و خون ملت ایران نفوذ کرده و شاهد بروز این مقاومتها هستیم.
وی افزود: مجلسی هنوز یک نیاز عمیق علمی و فرهنگی ماست و تشیع امروز نیازمند حیات دوباره و اعاده آن است. این حیات دوباره در بازگشت به قرآن و حدیث است و کسانی که به دنبال میراثی بیرون از ایران میروند، سخت در اشتباهند. میراث مجلسی برای ما در ابعاد مختلف، الگو و مدلی برای شناخت تشیع است. هر حرکتی برای جداکردن امروز ما از مجلسی، خطی انحرافی برای دور کردن ما از هویت ملی و شیعیمان است.
انتهای پیام