
به گزارش ایکنا، اولین گردهمایی اهالی اندیشه و رسانه 25 خردادماه به همت خانه اندیشهورزان جوان، رسانه فکرت و خبرگزاری تسنیم با حضور جمعی از اهالی رسانه برگزار شد. در این نشست اختتامیه جایزه ملی ارتباطات و رسانه به همراه رونمایی کتاب اطلس رسانههای اندیشهای «نمافکر» انجام شد.
محمدمهدی شرفالدین، پژوهشگر و مدیر مؤسسه فکرت که در تدوین سالنامه «نمافکر» نقش داشته است، درباره شکلگیری این اثر توضیحاتی ارائه کرد و گفت: در سالهای گذشته که در حوزه تولید محتوای اندیشهای فعالیت مستمر داشتهام همواره تلاش کردهایم که با بهرهگیری از تجربیات سایر رسانهها، سطح کیفی فعالیتهای خود را ارتقا دهیم. بر همین اساس، با برگزاری جلسات متعدد با رسانههای باسابقه و همچنین مجموعههای نوپا اما توانمند، فرآیند هماندیشی و تبادل تجربه شکل گرفت.
وی افزود: در ادامه این مسیر و با همفکری انجامشده در خانه اندیشهورزان، تصمیم بر آن شد که این تجربیات در قالب مجموعهای مکتوب تدوین شود تا علاوه بر ثبت و مستندسازی، برای سایر فعالان رسانهای نیز قابل استفاده باشد. حاصل این فرآیند، انتشار نخستین جلد از این مجموعه است که قرار است به صورت سالانه تکمیل و توسعه یابد. در گام نخست این طرح، تعداد قابل توجهی از رسانهها مورد رصد و بررسی قرار گرفتند که برخی از آنها همچنان فعال هستند و برخی دیگر فعالیت خود را متوقف کردهاند. از میان این مجموعه، در نهایت ۷۶ رسانه که اطلاعات قابل اتکا از آنها در دسترس بود و همچنین از تنوع موضوعی برخوردار بودند، برای بررسی در این کتاب انتخاب شدند. این رسانهها در پنج دسته کلی شامل نشریات، خبرگزاریها، برنامههای تلویزیونی، برنامههای آزاد مجازی و نهادهای پژوهشی طبقهبندی شدهاند و در سالهای آینده با ادامه این پروژه، رسانههای بیشتری به این فهرست افزوده خواهند شد.
وی در ادامه توضیح داد: در بخش ارزیابی، به جای آنکه معیارهایی بیرونی و از پیش تعیینشده مبنای داوری قرار گیرد، نقاط قوت استخراجشده از عملکرد همین ۷۶ رسانه بهعنوان شاخص تحلیل انتخاب شد. بر این اساس، مؤلفههایی همچون تکثرگرایی مخاطب و توانایی پوشش طیفهای متنوع، بهرهگیری از فرمهای بصری قوی، تولید محتوای ماندگار و غیرزمانمند و نیز نوآوری در قالبهای ارائه محتوا از جمله شاخصهای برجسته شناسایی شدند.
شرفالدین افزود: در کنار این نقاط قوت، برخی کاستیها نیز مورد توجه قرار گرفت؛ از جمله سیاستزدگی که میتواند دامنه مخاطبان را محدود کند و نیز استفاده ناکافی از ظرفیتهای رسانههای دیجیتال که بر جذابیت بصری و میزان اثرگذاری محتوا تأثیر میگذارد. این مجموعه تلاش کرده تا بتواند زمینهساز همافزایی بیشتر میان رسانههای اندیشهای کشور شود و بهعنوان چراغ راهی برای فعالان این حوزه مورد استفاده قرار گیرد. همچنین قصد داریم که این پروژه به صورت سالانه ادامه داشته و دامنه آن گسترش پیدا کند.
بخش دیگری از این برنامه به برگزاری نشستی تخصصی با موضوع «رسانه و اندیشه» اختصاص داشت؛ نشستی که با حضور میلاد دخانچی، آرش خوشخو، سیدعلی سیدان و احسان صالحی برگزار و به طرح دیدگاهها و تحلیلهای خود درباره نسبت و تعامل میان رسانه و حوزه اندیشه پرداختند و هر یک از زاویهای به بررسی فرصتها و چالشهای این حوزه در فضای رسانهای کشور پرداختند.
میلاد دخانچی فعال رسانه، با طرح پرسشی کلیدی، به بررسی نسبت میان اندیشه و رسانه پرداخت و گفت: این موضوع اگرچه در نگاه نخست ممکن است مفهومی انتزاعی یا حتی دارای زرقوبرق نظری به نظر برسد، اما در عمل میتواند بهعنوان لنزی برای تحلیل وقایع و فهم جهان عمل کند. اما یکی از پرسشهای مهم این است که آیا خبرنگار و فعال رسانهای در انتقال واقعیتها باید تحت تأثیر چارچوبهای اندیشهای قرار گیرد یا وظیفه او صرفاً انتقال دادهها و رویدادهاست.
وی همچنین به نقش اندیشکدهها و نهادهای تولید فکر اشاره کرد و افزود: یکی از دغدغههای اصلی این مراکز آن است که چگونه میتوان تولیدات فکری و اندیشهای را به شکلی مؤثر به جامعه منتقل کرد. موضوعی که رسانههای سنتی در حوزه اندیشه همواره با این پرسش مواجه بودهاند که آیا میتوانند مخاطبان گستردهتری را درگیر مباحث فکری کنند یا نه.
دخانچی در ادامه با اشاره به سوابق و تجربیات مهمانان این نشست در حوزههای مختلف رسانهای، از آنان خواست دیدگاههای خود را درباره نحوه فهم و صورتبندی رابطه میان اندیشه و رسانه و نیز چگونگی تعامل و تکامل این دو حوزه بیان کنند.
سیاستگذاری رسانهای مؤثر منوط به فهم درست از جامعه است
آرش خوشخو روزنامهنگار، در ادامه با طرح دیدگاهی انتقادی نسبت به تلقی رایج از نسبت اندیشه و رسانه، تأکید کرد: لزوماً هر سردبیر یا فعال رسانهای نباید حامل و مروج یک تفکر صریح و آشکار باشد، گاه ماندگاری آثار رسانهای و یا هنری دقیقاً در گرو پنهان کردن تفکر در دل مدیوم است، نه بیان مستقیم و شعاری آن.
وی با اشاره به تجربه سینمای هالیوود و فیلمسازان بزرگ، گفت: بسیاری از آنان اهل مطالعه جدی آثار فکری و ادبی بودهاند، اما هنگام خلق اثر، به جای عرضه مستقیم پیام، به سمت مخاطب حرکت کردهاند و روایت را بهگونهای پیش بردهاند که مخاطب خود به کشف معنا برسد. در سنت هنری و ادبی نیز همواره تأکید بر آن بوده که پیام نباید به شکل مستقیم و خطابی منتقل شود، زیرا بیان صریح و دستوری، اثرگذاری را کاهش میدهد.
خوشخو با اشاره به شکاف موجود میان لایههای مختلف اجتماعی در ایران گفت: فاصله میان ایدهها و زیست روزمره مردم بسیار زیاد شده است؛ این گسست، ضرورت توجه به «طبقه» و موقعیت اجتماعی مخاطب را دوچندان میکند. به همین دلیل یکی از مهمترین وظایف جریانهای رسانهای و فرهنگی، کاهش این فاصلهها و ایجاد گفتوگو میان دیدگاههای مختلف است؛ چه در نسبت با بدنه جامعه و چه در ارتباط با مسئولان و ساختارهای رسمی.
وی در ادامه با اشاره به آنچه بحران مخاطب در سالهای گذشته نامیده میشود، گفت: کاهش سرمایه اجتماعی و فاصله گرفتن طبقه متوسط از رسانههای رسمی، چالشی جدی برای نظام رسانهای کشور ایجاد کرده بود. بازگشت برنامههای پرمخاطبی چون «خندوانه» و «دورهمی» به تلویزیون، نمونهای از مداخله فرهنگی موفق بود که توانست بخشی از این شکاف را ترمیم کند. این تجربه را نمونهای از کاربست علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی در عرصه رسانه است؛ جایی که فهم درست از جامعه میتواند به سیاستگذاری رسانهای مؤثر منجر شود.

ژورنالیسم اندیشه باید تغییر پارادایمها را به جامعه منتقل کند
سیدعلی سیدان سردبیر ماهنامه سوره با تأکید بر نسبت میان اندیشه و خبر، گفت اندیشه زمانی معنا پیدا میکند که پیشینهای از تفکر، پژوهش و گفتارهای نظری وجود داشته باشد؛ پیشینهای که در دانشگاهها، اندیشکدهها و حتی در گفتار سیاستمداران شکل میگیرد. اگر این پشتوانه وجود نداشته باشد، سخن گفتن از اندیشه در واقع به پژوهش و تولید فکر منتهی نخواهد شد.
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «خبر» در تاریخ تحولات اجتماعی افزود: مهمترین خبرهایی که در تاریخ شنیده میشوند، رخدادهایی هستند که نظمهای ذهنی موجود را بر هم میزنند. انقلابها از همین جنساند؛ رخدادهایی که برخلاف پیشبینیها و تحلیلهای رایج، ناگهان به وقوع میپیوندند و پارادایمهای مسلط را دگرگون میکنند. انقلاب اسلامی نیز در تاریخ معاصر ایران چنین نقشی داشته و هم در زمان وقوع و هم در تداوم خود، بسیاری از ذهنیتهای تثبیتشده را به چالش کشیده است.
سیدان در ادامه گفت: در ژورنالیسم اندیشه وظیفه اصلی این است که چنین تغییرات پارادایمی را تشخیص دهد و آن را برای جامعه توضیح دهد. وقتی رخدادی ایجاد میشود که نشاندهنده تغییر یک پارادایم است، مهمترین خبر برای جامعه همین تغییر پارادایم است و رسانهها و نخبگان باید آن را برای افکار عمومی تبیین کنند.
سیدان با اشاره به تحولات منطقهای و بینالمللی و همچنین تداوم جمهوری اسلامی در شرایط دشوار، از جمله جنگها و فشارهای گسترده، گفت: این رخدادها میتوانند نشانههایی از تغییر در برخی پارادایمهای مسلط باشند. اگر ژورنالیسم اندیشه در کشور فعال و قدرتمند باشد، باید بتواند این تحولات را بهعنوان نشانههای تغییر پارادایم شناسایی کند و آن رابه بحث عمومی در میان دانشگاهیان، سیاستمداران و تصمیمگیران تبدیل کند.
هماهنگی روایت میان دستگاه ها یک ضرورت است
احسان صالحی دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم با اشاره به تجربههای دیگر کشورها در حوزه سیاستگذاری رسانهای گفت: در بسیاری از کشورها مسیر مدیریت رسانه و اطلاعرسانی صرفاً از طریق سانسور یا مهندسی رسانه دنبال نمیشود، بلکه به سمت شکلگیری نوعی دولت اطلاعرسانی حرکت کردهاند. در این الگو تلاش میشود میان دستگاههای مختلف دولتی، از نهادهای اجرایی گرفته تا رسانهها و حتی نهادهایی مانند بانک مرکزی، هماهنگی و همافزایی در روایت و اطلاعرسانی ایجاد شود.
صالحی با طرح این پرسش که آیا نهادی مانند شوراهای هماهنگکننده توانستهاند در برخی کشورها نقشهای عملی برای این موضوع ارائه دهند، تصریح کرد: اگر چنین نقشهای وجود داشته باشد که به معنای واقعی کلمه مسئله هماهنگسازی در اطلاعرسانی دولت را حل کند، میتواند تجربهای قابل توجه برای بررسی باشد. در برخی کشورها انتقال پیام به شکل هنرمندانه و با ظرافت انجام میشود؛ بهگونهای که هم انسجام پیام حفظ میشود و هم ارتباط مؤثری با مخاطب شکل میگیرد. بررسی این تجربهها میتواند در طراحی الگوهای بومی اطلاعرسانی مؤثر باشد.
در بخش پایانی این برنامه برگزیدگان نخستین جایزه ارتباطات و رسانه «اثر» معرفی و تقدیر شدند.
انتهای پیام