گروه حوزههای علميه: مدرس و محقق حوزه علميه با رد ادعای تفسيری اهل سنت در خصوص آيه ابتلاء و با بيان اينكه اين آيه مويد ديدگاه شيعه است تاكيد كرد: منطق برخی مفسران اهل سنت درباره امامت حضرت ابراهيم(ع) و نتيجهگيری آنان از اين موضوع علمی نيست.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) حجتالاسلام والمسلمين محمد نجار زادگان، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران شنبه شب 28 ارديبهشت ماه در نشست علمی «معناشناسی امامت در آيه ابتلا» كه در مؤسسه پژوهشی فرهنگی فهيم برگزار شد، بررسی مفهومی آيات امامت را مورد تاكيد قرار داد و گفت: آيه «وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكلَمَاتٍ فَأَتَمَّهُنّ قَالَ إِنىِّ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِين» در اين زمينه بيان شده كه در نگاه معناشناسانه و تاريخی نكات بسياری درج شده است كه اهميت آيه ابتلا را در موضوع امامشناسی، بيش از پيش مشخص میكند.
وی افزود: اين آيه در واقع به كمال به بحث امامت میپردازد؛ در اينجا میتوانيم به اين برداشت برسيم كه پيامبران را میتوان از آنجا كه مطاع هستند و لازمه مطاع بودن، امام بودن است، امام دانست؛ در اين آيه مسئله امامت به كمال آن مطرح شده و میتوانيم به روشنی اين آيه را به امامت شيعه مرتبط بدانيم.
مدرس الهيات حوزه و دانشگاه با ذكر اين مطلب كه اهلسنت هيچ مقامی بالاتر از رسالت را متصور نيستند، گفت: وقتی كه آنان به آيه ابتلا میرسند، عنوان میكنند كه خداوند، از پيش، میانسته كه حضرت ابراهيم(ع) در آزمونهايی كه در آن قرار میگيرد، موفق خواهد شد و به همين دليل است كه خداوند بر موفق شدن اين پيامبر بزرگش در آزمونها در آيه ابتلا فرمود « إِنىِّ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا».
وی افزود: در اينجا منظورشان اين است كه هم اكنون مقام رسالت را به وی داده است كه البته اين مسئلهای كه اهل تسنن به آن پرداختهاند بی دليل و مدرك قطعی ذكر شده است زيرا چيزی به عنوانی كه ذكر كردهاند يافت نمیشود.
نجارزادگان، عنوان كرد: به روشنی نمیتوان اين ادعا را نيز پذيرفت كه عنوان میشود مسئله امامت حضرت ابراهيم(ع) يك تصميم مستقل از سوی ايشان بوده و خواست خدا نبوده است زيرا هيچ مطلبی در قرآن و تاريخ، اين مسئله را تاييد نمیكند و به روشنی مشخص است كه ايشان هر آنچه كه دريافت كرده از منبع وحی بوده است.
اين قرآنپژوه حوزوی، تصريح كرد: در مسئله درخواست امامت از سوی حضرت ابراهيم(ع) نيز اين بحث مطرح است كه درخواست امامت حضرت ابراهيم(ع) برای ساير فرزندان ايشان نيز به معنای امامت صدق میكند.
وی افزود: در اين رابطه قرار نيست از اين مسئله بحث شود كه حضرت ابراهيم(ع) امام انبيا شدند، زيرا ايشان برای ساير انبيا نيز امامت را درخواست میكند؛ در اين بحث بايد دقت زيادی داشت زيرا اگر امامت را فراتر از رسالت میدانيم بايد به گونهای آن را معنا كنيم كه هم با تحليل مفهومی امام و هم با آيات ديگر امامت همسنخ و هم معنا باشد.
نجارزادگان، گفت: علامه طباطبايی در خصوص مقام امامت عنوان كردهاند كه امامت يعنی اينكه شخصی میتواند به مقام هدايت تكوينی برسد كه البته بايد در نظر داشت كه در روايات ما به چنين تعريفی بر نمیخوريم.
اين استاد حوزه عنوان كرد: اينگونه نيست كه روابط بين امام و ماموم و پيامبر(ص) و امت هميشه در اطاعت از دستورات، موارد طبيعی و نا مفهوم برای مردم باشد بلكه بسياری از اين فرامين، كاملا عقلی بوده است كه مردم نيز آن را به راحتی میپذيرند و میتوان در تواريخ آن را جستوجو كرد.
وی با ذكر اين مطلب كه برخی از علما بر اين باور هستند كه با توجه به مقام بالاتر برخی از پيامبران(ص) نسبت به برخی ديگر، در امامت نيز چنين مسئلهای بخصوص با توجه به حديث قرب نوافل، ممكن است وجود داشته باشد گفت: در اين بين بايد موارد خاص را در كنار هم قرار داد و سپس به نتيجهگيری دقيق رسيد.
نجارزادگان عنوان كرد: پيامبر(ص) نيز دارای مقام امامت هستند و گاهی در موارد خاص چون جنگ و صلح دستور ايشان از جايگاه امامت صادر میشد و نه از جايگاه رسالت.