
لب پنجرهای نشستهام که همیشه گشاده است، عطر دلانگیز اسپند و عود را استشمام میکنم، در حرم علی بن موسی الرضا(ع) هستم اما بغضی گلویم را تنگ کرده است، خورشید مشهد نیز گویا دلتنگ است، گویا غمی بر شانه ایشان سنگینی میکند، آخر کمر خم میشود در غم از دست دادن پسر!
در روز شهادت امام جواد(ع) حال و هوای حرم امام رضا(ع) خاکستری است، آسمانِ روز شهادت فرزند سلطان خراسان گرفتهتر از هر زمانی است، آسمان دل زائران بارگاه منور رضوی نیز تاریک شده است.
هرچند زائران در حرم امام رضا(ع) قدم نهادهاند، اما دلشان هم پای امامشان به کاظمین سفر کرده است، چرا که سرچشمه جود و عطا در خاک کاظمین آرمیده است و دل خونبار پدر مهربانی که غریب است و خود غریبانه به شهادت رسیده، اینک بر سر مزار فرزندی قرار گرفته که او نیز به زهر کین شهید شده است.
آنکه حجت تمام کرد بر شیعیان و طی عمر کوتاه 25 ساله خویش، 18 سال به امامت برگزیده شد، چه مظلومانه بر بالین پدر گریست که جگر پدرم توان مقاومت در برابر زهر را ندارد، اما تقدیر چنین بود که پسر نیز اینگونه به شهادت برسد و سیمای آنچه در هفت سالگی برای پدر مشاهده کرده بود، اینک برای خودش اتفاق بیفتد و مظلوم امامی که در حجره از عطش و سوز به خود میپیچید.
خیابانهای منتهی به حرم امام رضا(ع) مملو از زائران دلخسته است، زائرانی که ذکر یا جوادالائمه(ع) بر لب دارند، سیاه پوشیدهاند، بر سر و سینه میزنند و خود را شریک غم مولای خویش میبینند، هر که به زبان و لهجهای می گوید اما حرف دلشان یکی است، تسلیت یا امام غریب!
اندکی لب تشنه بمان زائر امام رضا(ع)! آب که میبینی تأمل کن و از حوض طلا که مینوشی به یاد حسین(ع)، به یاد جگر عطشان امام غریب و فرزندش نیز باش، آب و آئینه حرم یار را در قلبت نگهدار و انعکاسدهنده جود، عطا و بخشش امامانی باش که تاریخ را رقم زدهاند تا تو نام شیعه را امروز با افتخار به زبانآوری، شیعه باشیم و شیعهوار زندگی کنیم، هرچند عطش جان امامان را نتوانستیم بگیریم، اما عطش روحشان را کمتر کنیم.
معصومه فروغ/ خراسان رضوی
بسیار زیبا و قشنگ بود با تشکر از نوشته ی زیبا و با احساستون
سلام بر امام جواد(ع) که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچه ای بود از گلستانِ وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش.