
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، پس از واقعه عظیم کربلا، حرکتهای بسیاری برای زنده نگه داشتن این نهضت و مصیبتی که خاندان عصمت و طهارت(ع) متحمل شدند صورت گرفت که اجرای تعزیه و شبیهخوانی نمونهای از این حرکتها با پیشینه اعتقادی و تاریخی بسیار در سطح جامعه اسلامی شیعی است.
شهر کاشمر هم مانند بسیاری از شهرها و روستاهای کشور این آیین عزاداری را به شکل ویژه و با حضور مردانی که در دو نقشم متفاوت و مقابل هم مسئولیت اشقیاء و اولیاءخوانی را بر عهده میگیرند، اجرا میکند؛ در این میان خواندن در نقش اشقیاء آن هم در شرایطی که با روحیات درونی محبان سیدالشهداء(ع) تناقض دارد، بسی سخت و دشوار و غیر قابل به شمار میرود.
تعزیهخوانان با عشق به مولای خویش، نقشهای مقابل او را با وجود مغایرت با اعتقاداتشان میپذیرند تا آنها نیز گامی برای زنده نگه داشتن مصیبت عظمای رفته بر آل الله برداشته باشند، گواه این مطلب آن زمانی است که زخمهای حاصل از این نقشآفرینی بیدرنگ با عنایت شفاعت گونه مولایشان بهبود مییابد.
نمونه چنین موضوعی را میتوان در خاطره علی زادهعلی، 60 ساله از روستای قوژد از توابع بخش مرکزی کاشمر که طی 34 سال گذشته در ایام محرم به تعزیهخوانی پرداخته است، جستجو کرد.
او که متولد 1333 هجری شمسی است، از کودکی علاقه زیادی به عزاداری محرم و تعزیه خوانی داشته و مدتی به گلاب پاشی درهیئتهای عزاداری روستا مشغول بوده است اما از سال 1359 تعزیهخوانی را زیر نظر استاد حاج علیاکبر در کاشمر آغاز و از سال 1361 به طور رسمی شروع به اجرای تعزیه کرد، وی در سال 1367 اجازه نامه رسمی جهت انجام این کار را از آیتالله مشکینی، رئیس مجلس خبرگان وقت دریافت کرد.
این هنرمند تعزیهخوان در گفتوگو با خبرنگار ما بیان کرد: نقش شمر نقش منفی و سختی است و مردم هم از این نقش انزجار دارند ولی برای نشاندادن بخشی از آنچه در واقعه کربلا اتفاقی افتاده و چه مصائبی به امام حسین(ع) و یاران با وفایش وارد شده با افتخار این نقش را اجرا میکنم.
وی با بیان اینکه هنگام اجرای نقش تمام حواس و تمرکزم به تعزیه است و به چیز دیگری فکر نمیکنم، گفت: یک بار در اجرای تعزیه حضرت قاسم(ع) و پس از اتمام مراسم دیدم چکمه از پایم بیرون نمیآید، یکی از تعزیهخوانها چکمه را از پایم درآورد که به اندازه یک استکان خون از چکمه بیرون ریخت بعد که نگاه کردم دیدم یک میخ به چکمه فرو رفته و حدود دو سانتیمتر هم به پایم فرو رفته بود اما در حین اجرای مراسم متوجه چنین زخمی نشدم.
زادهعلی با اشاره به خاطرهای از زمان تعزیهخوانی اظهار کرد: یک بار در حین اجرای تعزیه مختار، هنگامی که شمر را درون دیگ آب جوش میاندازند، آب زیاد داغ شد و بعد از اینکه مرا از دیگ بیرون آوردند، تمام بدنم تاول زده بود ولی وقتی به خانه آمدم و کمی گذشت دیدم هیچ اثری از سوختگی و تاول در بدنم نبود و من بهبود یافته بودم.
وی با بیان اینکه کرامات اهل بیت(ع) بیش از این موارد است، به ضرورت آموزش تعزیهخوانی به نسل جوان اشاره کرد و افزود: در این راستا برنامه آموزشی مداوم و مدونی در دستور کار داریم، بدین صورت که از کودک 8 ـ 7 ساله تا مرد 40 ساله در حال آموزش و تعلیم هستند تا تجربه قدیمیترها به نسل جوان انتقال یابد و این چراغ همچنان روشن بماند.
این تعزیهخوان با اشاره به اینکه برای انجام این کار دشوار باید عشق و علاقه خاصی باشد که بتوان آن را سالها ادامه داد، ابراز کرد: اگرچه سالها نقش شمر را اجرا میکردم اما طی این مدت برخورد مردم با من خوب بوده است، هرچند گاهی به خاطر نقشی که در اجرای تعزیه برعهده دارم و ارادت مردم به سیدالشهدا(ع) و انزجار از شمر با من برخورد بدی میکنند.
زاده علی افزود: با اینکه بارها از شهرهای دیگر مانند کرمان، بم، سیرجان و دیگر نقاط برای اجرای مراسم با من تماس گرفتهاند و مبالغ بالایی به من پیشنهاد داده اند و حتی چک سفید امضاء به من دادند ولی من قبول نکردم زیرا هیچگاه به خاطر پول کار نکردهام.
هیچگاه برای پول کار نکرده است ..