کد خبر: 2522192
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۶

شخصيت يك فعال قرآنی در پيوند با ولايت معنی می‌يابد

گروه حوزه‎های علميه: نويسنده و پژوهشگر تاريخ اسلام با بيان اينكه راز اصلی تزلزل برخی از شخصيت‎‌های قرآنی در صدر اسلام به دليل عدم شناخت صحيح آنان نسبت به جايگاه ولايت است تاكيد كرد: شخصيت يك فعال قرآنی در پيوند با ولايت معنی می‌يابد.

حجت‎الله سروری، نويسنده و پژوهشگر تاريخ اسلام در گفت و گو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) گفت: در رابطه با شخصيت‎های قرآنی صدر اسلام، بايد تحقيقات ويژه‎ای در حوزه‎های مختلف تاريخی و فرهنگی و سياسی انجام داد زيرا بسياری از افرادی كه در اوايل اسلام و در سده‎های نخستين جزو حفاظ و قرآء و مفسران قرآن بودند خود نيز با رويكردهای مختلفی از نظر سياسی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه حاضر می‎شدند.
وی افزود: بسياری از افرادی كه در زمان هم عصر پيامبر بودند در دسته‎ها و گروه‎های مختلف حضور داشتند؛ يك عده جزو معاندين، يك عده جزو منافقين و كفار و يك عده ايمان آوردندگان بودند كه در همين ايمان آوردندگان نيز برخی ولايت‌پذيری داشتند و برخی ديگر خود را از اين امتياز سرنوشت‎ساز محروم ساختند.
نويسنده كتاب بی‎بصيرتانی در حادثه كربلا، اظهاركرد: در اين ميان افرادی بودند كه به ظاهر شخصيت قرآنی و معتمد هم بودند ولی از دين به نفع خودشان استفاده كردند؛ از ميان اين افراد می‎توان به عبدالله بن عمر اشاره كرد كه از سوی خود يك سری اجتهادات كرد و با اجتهاد به رايی كه اعمال كرد انحرافاتی را بوجود آورد؛ يكی از دلايلی كه الان اهل سنت برای اجتهاد به رای دارند، به دليل روش همين فرد است كه مثلا اقتدا كردن به انسان فاسق را جايز دانست كه عمومی شدن اين مساله، به خودی خود، انحرافات بزرگی را به دنبال دارد.
وی در خصوص لغزش‎های برخی از شخصيت‎های متعمد در زمان رسول‎الله(ص) و بعد از آن، گفت: عمده اين افراد در بحث ولايت‎پذيری مشكل داشتند؛ اين افراد برخی در بسياری از اوقات پشت سر پيامبر(ص) و امام علی(ع) نيز ايستادند و به آنها اقتدا كردند ولی در ادامه نتوانستند خود را با پذيرش مفهومی مسئله ولايت وفق دهند.
سروری يادآورشد: شيعه بودن نيز به تنهايی نتوانست بسياری از شخصيت‎های قرآنی را از سرنوشت ناگواری كه دامان آنها را گرفت نجات دهد؛ زيرا ولايت‌پذيری و با ولايت ماندن شرايط بسيار خاصی را طلب می‎كند؛ در همين زمينه امام صادق(ع) در بيان خصوصيات شيعيان چند معيار را مشخص كرده‌ا‎ند كه اگر نگاهی ظريف به تاريخ اسلام داشته باشيم تمامی اين نمونه‎ها را می‎توان از قلب تاريخ بيرون كشيد؛ امام، يكی از اين گروه از شيعيان را افرادی ذكر كرد كه از قبل اهل‌بيت(ع) به نان و نوا و نامی رسيدند و از بحث ولايت بهره‎برداری سياسی و اجتماعی و... داشتند.
وی افزود: اين افراد هميشه دچار تزلزل در ولايت بودند و با اينكه خود را در مقطعی از ياران حضرات می‎ناميدند نتوانستند چهره خوبی از خود به يادگار بگذارند كه از ميان اين افراد می‎توان به سليمان صرد خزاعی اشاره كرد كه در چند مقطع با تزلزل خود امام حسن(ع) و امام حسين(ع) را تنها گذاشت؛ در تاريخ نقل شده است كه او كسی بود كه با جسارت تمام و بی بصيرتی خود امام حسن(ع) را مذل‎المومنين خواند و همچنين در قضيه كربلا نيز با تفسير به رای خود درباره قيام موازی با رای امام حركت كرد و امام را در حساس‎ترين شرايط تنها گذاشت و پس از جنايت هولناك در كربلا عليه حضرت و يارانشان، وجدانش به درد آمد و يك قيام كاملا احساسی را به نام توابين به راه انداخت؛ شايد قيام او اولين قيام پس از كربلا باشد ولی نوش دارويی پس از مرگ سهراب بود زيرا يك شخصيت قرآنی و دينی با پيوند با ولايت معنی پيدا می‎كند و بايد در لحظه‎ای كه امام از او تقاضايی دارد به كمك او بشتابد.
اين نويسنده و پژوهشگر تاريخ اسلام يادآورشد: يك نكته جالب در حادثه عاشورا، حضور شخصيت‌های قرآنی صدر اسلام در دو جريان بود؛ افرادی مثل عابس بن شبيب از شخصيت‎های بزرگ قرآنی در كوفه بود كه در سپاه امام و حافظ قرآن بود؛ از طرفی بيشتر كسانی كه در لشكر عمر سعد بودند شاگرد عابس بودند ولی در جنگ او به دست يكی از شاگردانش كشته شد و به حدی اين شخصيت از نظر منزلت قرآنی و اجتماعی در بين مردم كوفه بالا بود كه خواهر اين فرد قاتل تا زمان حياتش با برادرش به دليل به شهادت رساندن عابس سخن نگفت.
وی اظهاركرد: در زمان اهل‌بيت(ع) شخصيت‎های قرآنی شيعه و با بصيرتی هم بودند كه همچون ميثم تمار در مدار ولايت حركت كردند و دقيقا در روزی كه بايد، به كمك امام خود شتافتند و از مرگ نيز نهراسيدند؛ حتی اگر بخواهيم حركت تك بعدی ميثم را با قيام مختار در يك مقايسه قرار دهيم، قيام ميثم را بايد بالاتر از مختار قلمداد كنيم زيرا ميثم با بصيرت‌تر بود و به جای فرصت سوزی و حسرت كشيدن، در لحظه‎ای كه امامش به او نياز داشت جان خود را فدای راه ولايت كرد.
سروری با اشاره به خصوصيات برشمرده شده شيعيان از سوی امام صادق(ع) عنوان كرد: امام دسته دوم از شيعيان را اينگونه توصيف كرده‎اند كه ايشان افرادی زلال و خوب هستند ولی تا وقتی كه مشكلی برايشان از نظر اقتصادی و اعتقادی بوجود نيامده است؛ روزی كه امام علی(ع) در غدير به عنوان ولی خدا به مردم معرفی شدند تا روزی كه پيامبر از دنيا رفتند چند روز بود كه چنين گردش عجيبی بين خواص جامعه اسلامی روی داد و نخواستند كه ولايت ايشان را بپذيرند؟ اين سوال از سرنوشت‎سازترين سوالاتی است كه در سراسر تاريخ وجود دارد زيرا شكافی عميق در ميان مردم، پس از رحلت پيامبر ايجاد كرد كه سرنوشت آنان را نيز تحت تاثير قرارداد.
وی گفت: راز اصلی تزلزل برخی از شخصيت‎‌های قرآنی در صدر اسلام به دليل عدم شناخت صحيح آنان نسبت به جايگاه ولايت بود؛ كسانی كه فرياد «حسبنا كتاب الله» سر می‎دادند نه قرآن را فهميدند و نه ولايت خداوند را زيرا پيامبر(ص) به انحای مختلف مردم را نسبت به جايگاه تاثيرگذار ولايت‎پذيری در كنار قرآن هشدار داده بودند؛ به همين دليل بود كه بسياری از افرادی كه ادعای حفظ كلام الهی را داشتند پس از رحلت پيامبر، درب خانه ولی خدا و دختر پيامبر(ص) را آتش زدند.
وی تاكيد كرد: نكته اسف‎بار در آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) آن بود كه اين به اصطلاح صحابه بی‎بصيرت، می‎دانستند كه جايگاه اين خانه و اهل خانه چيست كه پيامبر(ع) پس از نزول آيه تطهير دوازده ماه، در مقابل اين خانه می‎ايستادند و به اهل اين خانه سلام می‎دادند ولی آنان با اين كار خود عمدا می‎خواستند كه حرمت ولايت شكسته و قبح اين كار از جامعه برداشته شود تا مردم با يك ديد ديگری به مسئله جانشينی پيامبر(ص) نگاه كنند.
ادامه دارد...
captcha