به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، علی اللهبداشتی، دانشيار فلسفه دانشگاه قم، در هفدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا با موضوع «فلسفه و راه زندگی» كه صبح امروز، يكم خردادماه به همت بنياد حكمت اسلامی صدرا با حضور متفكران، انديشمندان و پژوهشگران و در محل مجتمع آدينه برگزار شد، به بيان نكاتی در باب حكمت متعاليه و نگاه آن به خدا، انسان و جامعه پرداخت.
اللهبداشتی با بيان اين كه حكمت متعاليه ريشه در قرآن و برهان و عرفان دارد، اين نظام حكمی را دارای مبانی استواری برای تنظيم زندگی متعالی و جامعه متعالی دانست و اظهار كرد: يكی از مبانی حكمت متعاليه در اين زمينه انسان شناسی حكمت متعاليه است كه بر اساس آن انسان نوع نيست؛ بلكه انواع است.
وی ادامه داد: انسان ها مصنوعات يك كارخانه نيستند؛ بلكه هر انسانی يك شخصيت مستقل است كه در طول زندگی خود مراتبی از وجود را طی می كند و در هر مرتبه و مرحله از زندگی اش، نوعی متفاوت با مرتبه قبل است. بر اين اساس تفاوت های فردی و اختلاف آن ها در مراحل زندگی امری پذيرفته شده است. بنابراين انسان همچون بنائی است كه به تدريج ساخته می شود و خود انسان و محيط اجتماعی او در اين سازندگی دخيلند.
اللهبداشتی پذيرش اين اختلاف ها را مستلزم برخی اصول دانست و گفت: در صورت قائل بودن به اين كه انسان شامل انواع متعدد است، انسان انتظار خود را در مشابه بودن همه افراد در انديشه و اخلاق و رفتار و زيست تعديل می كند و ترازوی قضاوت اخلاقی خود را سيال نگه می دارد. يكی ديگر از نتايج آن باور اين است كه انسان ها با وجود تفاوت هايشان در رنگ و نژاد و ساير ويژگی های دنيوی ارزشمند و دارای كرامت انسانی دانسته می شود و وقتی براساس مبانی صدرالمتألهين اين كرامت را ذومراتب دانستيم، میتوان ملاك ارزش را همان چيزی كه در كلام وحی آمده است، يعنی تقوا را به عنوان ملاك كرامت نزد خدواند مطرح كرد.
وی در ادامه با اشاره به اين مطلب كه انسان در حكمت متعاليه دو نگاه هستی شناختی كلان دارد، اظهار كرد: يك نگاه انسان متعالی به علت حقيقی خويش و جهان است و نگاه ديگر او معطوف به خود و جهان امكانی خويش، به عنوان معلول آن علت هستی شناختی و حيات آفرين خواهد بود. او در نگاه اول خدای سبحان را در قالب اسماء و صفات اعلی می بيند و در نگاه اسمائی به خدا همه هستی را می بيند و هر موجودی را مظهری از اسماء الهی می شناسد.
عضو هيئت علمی دانشگاه قم افزود: انسان با معرفتی كه به خدای رحمان و رحيم پيدا می كند، هر موجودی را مظهری از مظهر اسم رحمن و رحيم می يابد و آن گاه از دريچه معرفت به خدای رحمان و رحيم، از يك سو عاشق خدای رحمان و رحيم می شود و از سوی ديگر اين انسان عارف بالله عاشق همه موجودات عالم می شود؛ چرا كه قلب اين انسان متعالی، مركز رحمت الهی است و برای او عشق به مؤثر، عشق به آثار او را هم، از حيث اين كه آينه رخ محبوب هستند، در پی دارد.