کد خبر: 2555611
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۳

پرهيز از نگاه حداقلی به منابع دينی/ مبانی سبك زندگی با نگاه حداكثری به اسلام تدوين شود

گروه حوزه‎های علميه: كارشناس مسايل خانواده و سبك زندگی با بيان اينكه نبايد در تدوين سبك زندگی نگاه حداقلی داشته باشيم گفت: نگاه حداكثری به منابع دينی از جمله قرآن در تدوين سبك زندگی اسلامی ضروری است.

حجت‎الاسلام والمسلمين محمدعلی جمشيدی، كارشناس مسايل خانواده و سبك زندگی در گفت‎‏وگو با خبرگزاری بين‎‌المللی قرآن(ايكنا) گفت: بحث سبك زندگی بحثی است كه اگر با همين سنگينی و ثقالت عنوان شود هيچ گاه كار اجرايی و پژوهشی در اين زمينه انجام نمی‏شود؛ به همين منظور بايد آن را خرد و دسته‌بندی كرد.
وی افزود: پس از تجزيه مبحث كلی سبك زندگی بايد اين بحث را در حوزه‏های خردی چون، سبك زندگی در فضای خانواده، روابط بين همسران، اوليا و كودكان، فرزندان با هم، روابط كاری، تقوای سياسی و اجتماعی و فرهنگی... مطرح كرد.
استاد حوزه، عنوان كرد: پس از نيازسنجی و ارايه كليات و تقسيم‌بندی مبانی سبك زندگی می‌بايست هر كدام از اين بخش‎ها را برای تنظيم مبانی دينی به متخصصان آن حوزه سپرد؛ و الا اين بحث‌‎هايی كه امروزه در اين رابطه بيان می‌شود، همگی در حد شعار و كليات باقی خواهد ماند.
وی گفت: مسئله سبك زندگی بحثی است كه بايد آن را در حوزه‎های مختلف بررسی كرد و متخصصان حوزه‎های روا‌ن‌شناسی و دين كه بر هر دو حوزه نيز احاطه داشته باشند بايد به تدوين سبك زندگی اسلامی مدنظر دين بپردازند.
مدير موسسه مشاوره اسلامی صدرا، يادآور شد: پس از اينكه مطالعات پيرامون خانواده كامل شد و مطالعات مهارتی در اين رابطه به اتمام رسيد، اين مباحث بايد با منابع اصيل اسلامی تكميل شود؛ در حقيقت منابع اسلامی، اصل و پايه و خميرمايه اصلی است و مهارت‎های ارايه اين مباحث و روان‌شناسی به كمك ارايه اين مباحث می‎آيد.
وی گفت: وقتی منابع از آيات و روايات و سيره حضرات معصومين(ع) و يافته‎های تجربه شده در اين زمينه جمع‌آوری شد، با اصول و مبانی تربيتی كه با بررسی نتايج اعمال به دست می‎‏آيد روش‎های تربيتی به عنوان مثال در حوزه فرزندپروری، همسرداری و... مشخص می‎شود.
جمشيدی در ادامه رساله حقوق امام سجاد(ع) را يكی از منابع اصيل در حوزه معرفت‎شناسی رفتاری در اسلام ذكر كرد و گفت: اين رساله در فضای حقوقی و بين فردی به ارايه بحث پرداخته است كه بايد اين مبانی با آيات و روايات ديگر تركيب شود تا بتواند در كنار آنها مبانی اصيل و رسوخ‌ناپذيری را در اين عرصه شكل دهد.
وی در رابطه با مسئله تفاوت مبانی اسلامی و غربی در حوزه روان‌شناسی زندگی و سبك زندگی، عنوان كرد: اگر در اين رابطه به آيات و روايات، نگاه حداقلی داشته باشيم و بخواهيم آنها با يك سری مبانی غربی تركيب كرده و به نوعی آنها را اسلاميزه كنيم و برای اثبات آن چند روايت را به آن الصاق كنيم، می‎توانيم به يك الگويی در اين زمينه دست يابيم كه البته اين كاری است كه بسياری افراد تا كنون انجام داده‎اند كه قطعا در قالب يك نگاه حداقلی شكل می‎گيرد.
اين استاد حوزه، عنوان كرد: در اين رابطه می‎توان نگاه حداكثری نيز به ماجرا داشت و عنوان كرد كه ما همه چيز داريم ولی برای دريافت مبانی حقيقی تنبلی و سستی كرده‎ايم؛ در اين زمينه بايد مثل هر پژوهش ديگری، پيشينيه آن را نيز در نظر بگيريم؛ در كنار اين مبانی اصيل اسلامی بايد به عقل نيز رجوع كرد؛ زيرا اسلام دين عقل‌محور است و به نوعی اسلام دين تعقل است؛ به همين مناسبت در قرآن و روايات، بارها و بارها، افرادی كه از هوش خود برای دريافت نشانه‎ها برای حل مسايل خود استفاده نمی‎كنند، توبيخ شده‎اند.
وی گفت: اگر در مقام عمل بخواهيم به اين دو دسته اصول يعنی دريافت‎های تجربی غربی و همچنين مبانی اسلامی نگاهی بياندازيم بايد عنوان كنيم كه در مقام عمل، 60 درصد مبانی ما در اصول تجربی غربی نيز وجود دارد كه پس از سالها به اين اصول رسيده‎اند و يا به آن می‎رسند؛ جالب اين است كه برخی اوقات به اين مسئله نيز شك می‏كنيم كه آنها بيش از ما در زمينه روايات اصيل دينی و اسلامی ما مطالعه دارند چون بسياری از فرامين حضرات معصومين(ع) توسط آنان در قالب‎های مختلف بيان شده است كه متاسفانه خود مسلمانان به شدت از آنها غافل هستند.
اين پژوهشگر مسايل خانواده و سبك زندگی، عنوان كرد: بين مكتب اسلام و غرب، تفاوت مبنا وجود دارد؛ در اصل و مبنا، تفاوت بسياری بين مكتب اسلامی با تربيت با روان‌شناسی غربی وجود دارد؛ مبنای اين تفاوت نيز در نگاه اين دو تفكر، به انسان و خدا و تاثيرگذاری دين در اين روابط دارد.
وی ادامه داد: در تفكر غربی، همه چيز حول انسان شكل می‎گيرد؛ در حقيقت راهبرد اسلامی، راهبرد فرويدی نيست كه می‌گويد انسان مقهور هفت سال اول زندگی است و نمی‎تواند مسير را عوض كند؛ اسلام می‎گويد انسان در هر لحظه می‎تواند برگردد و گذشته خود را جبران كند.
وی گفت: تفكر در فلسفه خلقت نيز از مبانی اصولی است كه ما با غرب تلاقی داريم؛ ما انسان را مخلوق و بنده خدا و هدف آن را رسيدن به قرب خدا می‎دانيم ولی در تفكر اومانيستی انسان از آسمان به زمين می‎نگرد و قرار نيست بنده كسی باشد؛ همين مسئله قطعا در تفكر سبك زندگی وی نيز تاثير می‎گذارد.
اين محقق حوزوی تاكيد كرد: هدف ما رسيدن به قرب الهی است و سبك زندگی و حتی عبادت نيز برای ما هدف به شمار نمی‎‌رود بلكه وسيله‎ای است كه قرار است ما را به خدا برساند ولی در تفكر غربی هدف، زندگی خوب و بدون دغدغه در اين دنيا است و اين زندگی مادی خود، هدف غايی محسوب می‎شود.
captcha