حجتالاسلام والمسلمين محمدعلی جمشيدی، كارشناس مسايل خانواده و سبك زندگی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: بحث سبك زندگی بحثی است كه اگر با همين سنگينی و ثقالت عنوان شود هيچ گاه كار اجرايی و پژوهشی در اين زمينه انجام نمیشود؛ به همين منظور بايد آن را خرد و دستهبندی كرد.
وی افزود: پس از تجزيه مبحث كلی سبك زندگی بايد اين بحث را در حوزههای خردی چون، سبك زندگی در فضای خانواده، روابط بين همسران، اوليا و كودكان، فرزندان با هم، روابط كاری، تقوای سياسی و اجتماعی و فرهنگی... مطرح كرد.
استاد حوزه، عنوان كرد: پس از نيازسنجی و ارايه كليات و تقسيمبندی مبانی سبك زندگی میبايست هر كدام از اين بخشها را برای تنظيم مبانی دينی به متخصصان آن حوزه سپرد؛ و الا اين بحثهايی كه امروزه در اين رابطه بيان میشود، همگی در حد شعار و كليات باقی خواهد ماند.
وی گفت: مسئله سبك زندگی بحثی است كه بايد آن را در حوزههای مختلف بررسی كرد و متخصصان حوزههای روانشناسی و دين كه بر هر دو حوزه نيز احاطه داشته باشند بايد به تدوين سبك زندگی اسلامی مدنظر دين بپردازند.
مدير موسسه مشاوره اسلامی صدرا، يادآور شد: پس از اينكه مطالعات پيرامون خانواده كامل شد و مطالعات مهارتی در اين رابطه به اتمام رسيد، اين مباحث بايد با منابع اصيل اسلامی تكميل شود؛ در حقيقت منابع اسلامی، اصل و پايه و خميرمايه اصلی است و مهارتهای ارايه اين مباحث و روانشناسی به كمك ارايه اين مباحث میآيد.
وی گفت: وقتی منابع از آيات و روايات و سيره حضرات معصومين(ع) و يافتههای تجربه شده در اين زمينه جمعآوری شد، با اصول و مبانی تربيتی كه با بررسی نتايج اعمال به دست میآيد روشهای تربيتی به عنوان مثال در حوزه فرزندپروری، همسرداری و... مشخص میشود.
جمشيدی در ادامه رساله حقوق امام سجاد(ع) را يكی از منابع اصيل در حوزه معرفتشناسی رفتاری در اسلام ذكر كرد و گفت: اين رساله در فضای حقوقی و بين فردی به ارايه بحث پرداخته است كه بايد اين مبانی با آيات و روايات ديگر تركيب شود تا بتواند در كنار آنها مبانی اصيل و رسوخناپذيری را در اين عرصه شكل دهد.
وی در رابطه با مسئله تفاوت مبانی اسلامی و غربی در حوزه روانشناسی زندگی و سبك زندگی، عنوان كرد: اگر در اين رابطه به آيات و روايات، نگاه حداقلی داشته باشيم و بخواهيم آنها با يك سری مبانی غربی تركيب كرده و به نوعی آنها را اسلاميزه كنيم و برای اثبات آن چند روايت را به آن الصاق كنيم، میتوانيم به يك الگويی در اين زمينه دست يابيم كه البته اين كاری است كه بسياری افراد تا كنون انجام دادهاند كه قطعا در قالب يك نگاه حداقلی شكل میگيرد.
اين استاد حوزه، عنوان كرد: در اين رابطه میتوان نگاه حداكثری نيز به ماجرا داشت و عنوان كرد كه ما همه چيز داريم ولی برای دريافت مبانی حقيقی تنبلی و سستی كردهايم؛ در اين زمينه بايد مثل هر پژوهش ديگری، پيشينيه آن را نيز در نظر بگيريم؛ در كنار اين مبانی اصيل اسلامی بايد به عقل نيز رجوع كرد؛ زيرا اسلام دين عقلمحور است و به نوعی اسلام دين تعقل است؛ به همين مناسبت در قرآن و روايات، بارها و بارها، افرادی كه از هوش خود برای دريافت نشانهها برای حل مسايل خود استفاده نمیكنند، توبيخ شدهاند.
وی گفت: اگر در مقام عمل بخواهيم به اين دو دسته اصول يعنی دريافتهای تجربی غربی و همچنين مبانی اسلامی نگاهی بياندازيم بايد عنوان كنيم كه در مقام عمل، 60 درصد مبانی ما در اصول تجربی غربی نيز وجود دارد كه پس از سالها به اين اصول رسيدهاند و يا به آن میرسند؛ جالب اين است كه برخی اوقات به اين مسئله نيز شك میكنيم كه آنها بيش از ما در زمينه روايات اصيل دينی و اسلامی ما مطالعه دارند چون بسياری از فرامين حضرات معصومين(ع) توسط آنان در قالبهای مختلف بيان شده است كه متاسفانه خود مسلمانان به شدت از آنها غافل هستند.
اين پژوهشگر مسايل خانواده و سبك زندگی، عنوان كرد: بين مكتب اسلام و غرب، تفاوت مبنا وجود دارد؛ در اصل و مبنا، تفاوت بسياری بين مكتب اسلامی با تربيت با روانشناسی غربی وجود دارد؛ مبنای اين تفاوت نيز در نگاه اين دو تفكر، به انسان و خدا و تاثيرگذاری دين در اين روابط دارد.
وی ادامه داد: در تفكر غربی، همه چيز حول انسان شكل میگيرد؛ در حقيقت راهبرد اسلامی، راهبرد فرويدی نيست كه میگويد انسان مقهور هفت سال اول زندگی است و نمیتواند مسير را عوض كند؛ اسلام میگويد انسان در هر لحظه میتواند برگردد و گذشته خود را جبران كند.
وی گفت: تفكر در فلسفه خلقت نيز از مبانی اصولی است كه ما با غرب تلاقی داريم؛ ما انسان را مخلوق و بنده خدا و هدف آن را رسيدن به قرب خدا میدانيم ولی در تفكر اومانيستی انسان از آسمان به زمين مینگرد و قرار نيست بنده كسی باشد؛ همين مسئله قطعا در تفكر سبك زندگی وی نيز تاثير میگذارد.
اين محقق حوزوی تاكيد كرد: هدف ما رسيدن به قرب الهی است و سبك زندگی و حتی عبادت نيز برای ما هدف به شمار نمیرود بلكه وسيلهای است كه قرار است ما را به خدا برساند ولی در تفكر غربی هدف، زندگی خوب و بدون دغدغه در اين دنيا است و اين زندگی مادی خود، هدف غايی محسوب میشود.