به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) آيتالعظمی مكارم شيرازی ظهر امروز يكشنبه در درس تفسير سوره احزاب در حرم مطهر حضرت معصومه(س) با اشاره به مسئله عصمت انبيا و ائمه اطهار(ع) اظهاركرد: تنها گروهی كه قائل به عصمت پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است، شيعيان هستند؛ گروههای ديگر تا به اين حد قائل به عصمت انبياء هم نيستند.
وی افزود: بر اساس حديث ثقلين، ما خود را تابع قرآن و اهل بيت(ع) پيامبر میدانيم زيرا به فرموده پيامبر اگر دست به دامان اين دو باشيم گمراه نخواهيم شد؛ اين روايت مشترك شيعيان و اهل تسنن است؛ امام راحل در طليعه وصيت نامه تاريخی خود به اين حديث اشاره میكند؛ وقتی پيامبر ما را به تبعيت از قرآن و اهل بيت(ع) میكند، قطعا اين تبعيت مطلق بدون معصوميت مطلق امكان پذير نيست.
اين مرجع تقليد اظهاركرد: در شان آيه تطهير، روايات بسيار زيادی وجود دارد كه داستان كسا را روايت میكند؛ اگر بخواهيم بگوييم كه ائمه اصلا نمیتوانند گناه كنند و اين قدرت از آنها سلب شده است، مزيتی محسوب نمیشود؛ ولی آنها قدر هستند ولی اين كار را نمیكنند؛ زيرا اگر غذايی مسموم باشد، يك پزشك حاذقی كه آن را آزمايش كرده است قطعا آن را نمیخورد ولی ديگران اين دانش و معرفت را ندارند.
مكارم شيرازی با اشاره به مراتب عصمت اظهاركرد: هر كسی به واسطه حاكميت عقلش يك سری كارها را انجام نمیدهد ولی ميزان اين عقل و معرفت در هر كس متفاوت است؛ برخی معرفتشان به حدی بالاست كه وقتی يك فرش غصبی را میبينند دود و آتش آن را حس میكنند و نمیپذيرند ولی برخی ديگر معرفت ندارند و اين حقيقت را درك نمیكنند.
وی افزود: خداوند میفرمايد هر كسی كه مال ايتام را بخورد، گويی آتش خورده است و انسان با معرفت اين آتش را با همه وجود حس میكند و خود را هميشه از اين گناه كبيره باز میدارد.
مكارم شيرازی اظهاركرد: امام علی(ع) در خطبه 244، برای اينكه آب پاكی روی دست برادرش بريزد، داستان برادرش، عقيل را میگويد تا ديگر كسی از ايشان توقع نداشته باشد كه امتيازات گذشته را تكراركند؛ در ذيل اين، داستان اشعث بن قيث را مطرح میكنند؛ اشعث مردی بود كه در زمان پيامبر ظاهرا مسلمان شد ولی باطنش منافق بود؛ لذا او جزو مرتدين بود و جزو ابوبكر آمد و توبه كرد ولی در زمان امام علی(ع) جزو ياران آمد ولی هميشه نفاق میكرد و با عمروعاص هم ارتباط داشت.
وی افزود: وی در يك دعوا میخواست آب زمين يك مسلمان را بگيرد، شب هنگام حلوايی مخصوص با نام ملفوفه به نزد خانه امام میآورد ولی امام به او میگويد عجيبتر از داستان بردارم، شنيدم كسی درب میزند و حلوايی مخصوص آورده است ولی من باطن آن حلوا را ديدم كه همچون با آب دهان مار مخلوط شده بود؛ حضرت فرمود كه اين يا صدقه است يا رشوه كه بر ما حرام است؛ اشعث گفت اين حلوا، هديه است؛ امام به او فرمود كه مادرت به عذايت بنشيند، خيال میكنی كه میتوانی مرا از دين خدا منحرف كنی؟ سپس به معرفی شخصيت خود پرداخت و فرمود كه به خدا قسم اگر تمام اقاليم هفتگانه و آنچه زير اين آسمان از كاخها و ثروتهاست را به من بدهند كه معصيت كوچكی كرده و به يك مورچهای ظلم كنم و پوست جويی از دهانش بيرون بياورم، هرگز اين كار را نخواهم كرد.
اين مرجع تقليد اظهاركرد: امام علی(ع) فرمود دليل اين كار من از اين جهت است كه تمام اين دنيا در نظر من همچون برگه درختی در دهان يك ملخ است كه نصف آن را خورده است؛ اين عرفان، فكر و بلندو بالا، اجازه ظلم را به امام نمیدهد؛ كسی كه پول و مقام برايش مهم است ممكن است اين كار را انجام دهد.
وی گفت: اگر روح ما بزرگ شود، اين دامهای دنيوی ما را از راه راست خارج نخواهد كرد، پس بايد سعی كرد تا خود را از هر جهت برای رويارويی با دامهای شيطانی در هر موقعيت آماده نگاه داريم.