
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، برگی از تاریخ ایران و سرزمین خراسان را که ورق بزنی به روزی میرسی با رنگ سیاهی، روزی که توس شرمنده اهل بیت(ع) شد از نامردی خلیفه عباسی. آن روز که مأمون خود و حکومت خود را در خطر دید تلاش کرد همچون اجداد خود برای ازمیان برداشتن یکی از فرزندان علی(ع)، از هر کاری فروگذار نکند؛ برای همین منظور سعی کرد با برپایی جلسات مناظره و حتی محدود کردن دیدارهای امام رضا(ع) نگذارد میهمان توس میان علاقهمندان و محبانش باشد و بالاخره در 29 صفر سال 203 هجری مشتاقان حضرتش را سوگوار و سیاهپوش علیبن موسی الرضا(ع) کرد.
آن روز که مامون در حق میهمان خراسان نامردی کرد و علیبن موسی(ع) را به زهر کینه و عداوت همیشگی آل عباس با بنی هاشم مسموم کرد، تصور نمی کرد خراسان نقطه ثقل تپش دل های شیعیان شود، مامون گمان نمی کرد فرزند رسول خدا(ص) آن قدر عزیز است که حتی زنان نوغان مهریه های خود را بر همسرانشان ببخشند و برای تشییع پیکر میهمان خراسان خود را به توس برسانند.

آن روز چه شوری بود در توس، اما خوب شد روسفیدمان کردند بانوان نوغان، اگر مأمون حق میهمان را اجابت نکرد، آنها جبران کردند این نامردی را و میزبانیشان را برای همیشه در تاریخ ماندگار کردند؛ و امروز ما چقدر سعادتمندیم که میزبان نوری از آل الله هستیم، میزبان میهمان همیشگی ایران زمین...
و حال امروز جای جای ایران پر است از اشک و ماتم. اشکهایی در فراق عالم آل محمد(ص)؛ همه ایران شده اند سوگوار فرزند موسی بن جعفر(ع)، او که وقتی ترک دیار می کرد، به اصحاب و یارانش گفت «مرا از این سفر بازگشتی نیست»، و چه تلخ است این سخن برای ما که امروز می دانیم چه بر سرش آوردند، چه سخت است دوری امام هشتم از تنها فرزندش، از خواهرش و از همه اصحاب و یارانش...

ثامنالحجج(ع) غربت را پذیرفت و تسلیم فرمان الهی شد؛ از تنها فرزند و میوه دلش جوادالائمه(ع) جدا شد تا در سرزمینی حضور یابد پر از تنهایی؛ حال در می یابم پس از قرن ها سرّ آرامش زائران و مجاوران در حریم ملکوتیش چیست، او آمد و غربت و تنهایی را تحمل کرد تا مأمنی باشد برای دل عاشقانش در همه اعصار...
سلام آقا؛ اینجا مشهدالرضاست؛ جاده های منتهی به حرمتان پر است از دلدادگی آنهایی که خود را از سایر نقاط کشور به این حریم رسانده اند، مشهدی ها نیز همراه با همه زائران با پای پیاده خود را به این حریم رسانده اند تا در این روز در بارگاهتان حضور یابند و اینک این شهر در آغوش زائران است.

مشهدالرضا دیگر تاب ندارد، خدایا بگذار این بغض ها بشکند، بگذار آسمان دل زائران و مجاوران حریم رضوی هر آنچه می خواهد ببارد و پر از بارانی باشد از جنس اشک...، اینجا و در این آستان هوا برای نفس کشیدن کم می آوری، نه آقا اینجا برای از تو سرودن هوا کم است...
هیئت های عزاداری و دسته های سینه زنی و زنجیرزنی در خیابان های منتهی به حرم رضوی به عزاداری می پردازند و برای عرض ارادت به امام رضا(ع)آهسته و گام به گام خود را به آستان دوست می رسانند.

بعد از ساعاتی عزاداری، بالاخره این همه عاشق با اذن دخول وارد حریم دوست می شوند، آنجا که زمزمه «ءَاَدْخُلُ یا رَسُولَ اللَّهِ، ءَاَدْخُلُ یا حُجَّةَ اللَّهِ، ءَاَدْخُلُ یا مَلآئِکَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبینَ الْمُقیمینَ فى هذَا الْمَشْهَدِ؛ ای رسول خدا آیا وارد شوم، ای حجت خدا، آیا وارد شوم، ای فرشتگان مقربی که ساکن این بقعه مبارک هستید آیا داخل شوم؟» را با اشک بر لب دارند؛ و دلهره ای از جنس پذیرفته نشدن، نکند اجازه حضور در این بارگاه را کسب نکنند اما نه مگر می شود این خاندان، عاشقانشان را ناامید برگردانند.
زائران با هزار امید و آرزو قدم در بارگاهش می گذارند، آنجا دیگر اشک ها و چشم ها سخن می گویند؛ کافی است تنها سری برگردانی تا در گوشه گوشه این حرم نجواهای عاشقانه را خود به چشم ببینی...

و آنگاه که روبروی ضریح «السلام علیک یا حجةالله، السلام علیک یا نورالله فی ظلمات الارض ....» را زمزمه می کنی، خود را در محضر او می بینی، اویی که پناه بی پناهان است و ضامن دلهای تنها... دیگر نه دلتنگی معنا دارد و نه تنهایی، اینجا تو هستی و یک دنیا نور، تو هستی و یک دنیا دلدادگی، تو هستی و یک دنیا اجابت...
امام رضا(ع): «ما زارَنی أحَدٌ مِن أولیِائی عارِفاً بِحَقّی إلّا تَشَفَّعتُ لَهُ یَومَ القِیامَةِ، هیچ یک از دوستان من که آگاه به حق و مقام من باشد زیارتم نکند،مگر این که در روز قیامت شفاعتش کنم.»
امید که شفاعتش شامل حالمان شود...