کد خبر: 2728021
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۲
در سالروز درگذشت استادالاساتید/

وقتی روزنامه آرژانتینی به استاد عنوان «اوحدی حنجره طلایی» داد

گروه فعالیت‌های قرآنی: مرحوم اوحدی، استاد و پیشکسوت قرآنی، زندگی ۷۱ ساله خود همراه با قرآن را شرح داده است؛ شرحی از تولد در کربلا تا عنوان اوحدی حنجره طلایی در روزنامه بوینس آْیرس.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، مرحوم اوحدی، استاد و پیشکسوت قرآنی، زندگی ۷۱ ساله خود همراه با قرآن را در زمان حیات خویش شرح داده که متن این زندگینامه توسط خانواده این استاد در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار گرفته است.

اینجانب محمدعلی اوحدی قاری و داور بین‌المللی قرآن مراتب ذیل را به استحضار می‌رساند:

نظر به اینکه پدر بنده حاج شیخ علی خراسانی نجفی‌اوحدی در راستای رسیدن به مقام اجتهاد و تکمیل علوم خود به نجف اشرف نزد آیت الله العظمی حاج سیدابوالحسن اصفهانی مشغول بودند و به عنوان نماینده ایشان در شهریه طلبه ها، خدمت کرده و مدرس حوزه نجف اشرف بودند.

لذا در سال 1320 بنده حقیر در کربلا متولد شدم و ضمن کار تا مرحله سیکل مشغول به تحصیل در عراق شدم، لیکن دولت عراق به دلیل هویت ایرانی مانع تحصیلم گردید.

در زمان مراسم فوت خاله ملک فیصل در سال 1949 میلادی در عراق برای اولین بار با دو قاری بزرگ مصری مرحوم عبدالفتاح الشعشاعی و دیگر الشیخ ابوالعینین الشعیشع آشنا شدم و با توجه به آموزه های دینی پدرم و تربیت اسلامی نامبرده که به طور فطری در وجودم بود، جاذبه و عشق به قرآن و فراگیری آن با تصمیم قاطع در قرائت قران همچون اساتید فوق در من به وجود آمده و بی قراری می کردم.

لذا نزد دو استاد عبدالوهاب دروی و شیخ صلاح‌الدین که هر دو لحن عراقی داشته حضوری تجوید را فرا گرفتم، لیکن لحن و صوت قرائت را از قاریان مصری فرا گرفتم و در طول جوانی خود دائما پیگیر در ارتقای سطح دانش قرآنی به طور اعم در تمامی شقوق آن من جمله علم اختلاف قرائت قرآن گردیدم که همزمان با فوت آیت‌الله حاج سیدابوالحسن اصفهانی به همراه خانواده به ایران مراجعت کردیم.

در خصوص فعالیت‌های قرآنی بعد از تکمیل حرفه‌ای قرآن کریم مراتب ذیل را صورت دادم:

1- در بدو ورود به ایران سطح قرائت را پایین دیده و با وجود دو نوار سوره حشر و تکویر شیخ عبدالباسط که همراه خود به ایران آوردم، خود را به جهت عشق به قرآن موظف به تعلیم و ترویج قرآن در مقام آموزش دیدم و جلسات متعدد و محافل قرآنی را در طول یک شب و به صورت متمادی در هفته تا دیر وقت با شاگرادان قرآنی ادامه می‌دادیم.

با وجود مراتب کوشا در ارتقای دانش قرآنی خود بوده و با زحمت بسیار در سال 1354 به مصر و قاهره رفتم و توفیق فراگیری نکات فنون و علوم قرآنی حضوری نزد اساتید، محمود خلیل الحصری، مصطفی اسماعیل و عبدالعظیم خیاط را یافتم و میزبان قاریان مصری بسیاری به نمایندگی کشورم در ایران و مشهد مقدس برای مراسم قرآنی بودم که از آنان استفاده می‌کردیم.

2- مسابقات قرآنی بین‌المللی را در کشورهای اسلامی به صورت تکراری به عنوان یک قاری ایرانی ممتاز شرکت می‌کردم و رتبه اول را به تکرار تجربه کردم و تقدیرنامه و مدارک رسمی داوری از دست مقامات ممتاز داخلی و خارجی و مراجع رسمی آنان دریافت کردم.

قابل ذکر است که هم اکنون در خصوص هفت طریق روایت شده قرآنی ضمن قرائت آن مطالعه می کنم و مفتخرم که حدود 40 سال تاکنون قاری رسمی تشریفات آستان قدس رضوی درجوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج(ع) در محل خدمت حفاظت می باشم.

3- با وجود انقلاب اسلامی و انفجار نور قرآن در کشور و مرحمت و لطف مقام معظم رهبری در ترویج فرهنگ قرآنی و همزمان با جنگ تحمیلی و شهادت یک فرزندم جواد اوحدی که خود قاری ممتاز و منتخب اعزام به سوریه بود و جانبازیت و ایثارگری دیگر فرزندم قاسم اوحدی بیش از پیش خود را وقف کامل قرآن کرده و با کلاس‌های آموزشی از طرف نهادهای مختلف در استان‌های کشور(ضمن شرکت در مسابقات داوری قرآن استانی و کشوری و بین‌المللی خارج از کشور) به تعلیم مربیان قرآن جهت آموزش قران به دیگران اهتمام ورزیدم.

من جمله آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات اسلامی که در نتیجه موجب این گردید که شاگردان متعدد و محترم زیادی در سطح بین‌الملل تحویل کشور اسلامی داده که نام تمامی آن‌ها برای مردم ایران آشنا بوده و من جمله آقای کریم منصوری که در راستای آموزش در استان کرمان بود که این نوجوانان را کشف و استعداد او را پرورش داده و مورد توجه قرار گرفته و زینت محافل قرآنی می‌باشد.

4- سفرهای آموزش قرآن کریم و تلاوت آن در خارج از کشور از طریق اعزام سازمان محترم تبلیغات جمهوری اسلامی به صورت یک‌ماه، سه ماهه و شش ماهه که نادر بوده در کشورهای بسیار آسیائی، اروپایی، آفریقایی و آمریکای لاتین و غیره داشته‌ام. لذا مراسم بسیاری به غیر از امور موظفی از طریق دعوت سفارتخانه‌های کشورهای اسلامی ایران شرکت می‌کردم و افتخار می آوردم و مورد تعجب و شگفتی و تشویق همگان را به عنوان یک قاری و داور قرآن از نظام اسلامی به دنبال داشته و در روزنامه‌های رسمی کشورها و محلی خودشان مراسم و استقبال مردم که حتی افراد غیر مسلمان شرکت می‌نمودند انعکاس می‌دادند که نمونه روزنامه‌ها را بعضا به ایران اسلامی می‌آوردم و تحویل سازمان می‌دادم.

به عنوان مثال در سفر شش ماهه برزیل و آرژانتین روزنامه بوینس آیرس با دو عکس کنار هم از فوتبالیست مارادونا و اینجانب قاری قرآن محمدعلی اوحدی نوشته بود(مارادونا پاطلائی، اوحدی حنجره طلایی) که ضمن ترویج فرهنگ اسلامی و قرآنی بعضا سبب انگیزه تشرف به دین مبین اسلام در افراد غیر مسلمان در مراسم می‌گردید و همه اینها چیزی نبود جز عظمت معجزه پیامبر اکرم(ص) که قرآن کریم را خداوند برای فطرت پاک انسان‌ها روی زمین برایشان نازل کرد.

5- یکی دیگر از فعالیت‌های مهم مستمر که داشتم به دستور مقام معظم رهبری بنده را خواستند و فرمودند، من می خواهم یک کار مهم به شما محول کنم، بنده گفتم امر بفرمائید، فرمودند شما باید از مشهد به تهران بیائید و این 5 شبکه صدا و سیما را همه آرشیو آنها را بازبینی و بازشنوائی کنید. بنده قبول کردم به این شرط که در ماه 8 روز بیایم تهران در شورای عالی قرآن که در مجتمع امام خمینی(قدس) انجام وظیفه کنم و از سال 1371 تا تاریخ 1385 ادامه دادم.

در نهایت کلام کوتاه نموده و ضمن تشکر از آیت‌الله خامنه ای و آرزوی طول عمر برای رهبر فرزانه‌ام که در جمع دیدار دوستان قرآنی من را به عنوان استاد الاساتید خطاب نمودند.

والسلام التماس دعا در جلسات قرآن را دارم
با سپاس: محمدعلی اوحدی قاری و داور بین‌المللی قرآن کریم

captcha