
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، شهید مجید زواشکیانی در سال 1339 در مشهد به دنیا آمد، در سن شش سالگی به مدرسه حسینیه مرحوم عابدزاده وارد شد، در همین مدرسه بود که زیربنای اعتقادی وی گذاشته و استوار شد، او دارای هوشی سرشار بود و علاقه عجیبی به مجالس مذهبی داشت، پس از اتمام دوره ابتدایی به دبیرستان رفت و از همان ابتدا با بزرگان علم و معرفت آشنا شد.
در اواخر سال 56 پس از اتمام دوران دبیرستان برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت ولی موفق به اخذ ویزای تحصیلی از سفارت ایران در هند نشد، وی در مدت شش ماه اقامتش در خارج از کشور در فعالیتهای مختلف انجمنهای اسلامی خارج از کشور شرکت داشت و در سال 57 یعنی اوایل اوجگیری انقلاب اسلامی به ایران بازگشت.
با آنکه ویزای بازگشت مجدد به خارج را در اختیار داشت ولی در مشهد ماند و همراه دیگر مردم مسلمان به مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی برخاست و تا سرنگونی کامل حکومت ستمشاهی به فعالیت خود ادامه داد.
پس از پیروزی انقلاب در کنکور دانشگاه شرکت کرد و در رشته شیمی دانشگاه مشهد به تحصیل مشغول شد، در دانشگاه نیز همچنان به دنبال انجام فعالیتهای فرهنگی بود، در برخورد با گروهکهای منحرف و در ارشاد آنها سعی جدی داشت و با اینکه بیشتر از 20 بهار از زندگیش نمیگذشت ولی در بحثهای سیاسی و مذهبی باعث تعجب و حیرت دیگران میشد.
با شروع انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاهها، مبارزه با منحرفان را در سنگر مسجد آغاز کرد، در همان ایام بود که ازدواج کرد و با اشتیاق فراوانی که از خود نشان میداد داوطلب حضور در جبهه شد، در عرض دو سال تعطیلی دانشگاه سه بار به جبهه رفت و آخرین بار در زمانی که کمال و معنویت در وجودش به حد اعلا رسیده بود، در تاریخ 9 مردادماه 1362 در «عملیات والفجر 3» با پیکر خونین به دیدار معشوق شتافت.
بخشی از وصیتنامه دانشجوی شهیدمجید زواشکیانی
«شما را وصیت میکنم به تقوی و پاکدامنی و به پا داشتن نماز که هر چه داریم از نماز است و به شناخت امامت و رهبری و شبزندهداری و نماز شب و ناله شب و به مطالعه کتابهای آیتالله دستغیب و مطهری و دیگر نویسندگان بزرگ اسلامی و سفارش میکنم حضور خدا را باور دارید که درک حضور خدا، انسان را از گناه باز میدارد و به کار خیر میکشاند و از غیبت و تهمت و اسراف جدا بپرهیزید و بدانید که خرد چون کامل شود سخن اندک گردد».