
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، فریمان جاذبههای فرهنگی بسیاری دارد که در این میان، مکان زندگی پربار استاد مطهری از جایگاه ویژهای برخوردار است.
شهر فریمان با نام شهید مرتضی مطهری آمیخته شده است، وقتی نزدیک شهر میشوی، عکسهای شهید مطهری، نام این بزرگمرد عرصه تعلیم و تربیت فیلسوف و مبلغ بزرگ را برای گردشگران تداعی میکند و اکثر کسانی که به این شهر میآیند، به امید دیدن خانه و موزه شهید مطهری، این عالم بزرگ که روزگاری از زندگیاش را در این شهر گذرانده، قدم به این مکان میگذارند.
مکان فعلی شهرداری فریمان، خانه سابق پدری شهید مطهری بوده است، همان جا که شهید مطهری در آنجا متولد شد، اما پهلوی آن را به زور مصادره میکند تا بنای امروز شهرداری فریمان را بنا کند، به طوری که امروز اثری از خانهای که شهید مطهری و برادرانش در آن متولد شدهاند، وجود ندارد.

پدر شهید مطهری بعد از این اتفاق چند وقتی در خانه یکی از دوستانش به همراه خانوادهاش سکنی گزید تا خانهای که امروز از آن به عنوان خانه ـ موزه شهید مطهری یاد میشود را بنا کند، هرچند خانهای که امروز به عنوان خانه ـ موزه شهید مطهری وجود دارد، بخشی از خانه اولیه پدر شهید مطهری است.
خانه اولیه، وسعتی حدود 3700 مترمربع داشته که از این مجموع تنها حدود 120 مترمریع شامل دو اتاق، هال، پذیرایی و فضای بهارخواب (تراس) را میراث فرهنگی فریمان خریداری کرده است و بعد از مرمت و بازسازی از 28 اردیبهشتماه 1382 به خانه موزه شهید مطهری معروف شده است، در ادامه گزارش به توضیحاتی درباره این خانه موزه میپردازیم.

در شهر فریمان از هر فردی نشان خانه و موزه شهید مطهری را بپرسی، میداند؛ آدرسش سرراست بود، خیلی زود به خیابان شهید مطهری شرقی رسیدیم، کوچه مطهری شرقی 3 و 5.
دو سمت خانه موزه مطهری در حال آمادهسازی برای اضافه شدن به خانه و موزه شهید مطهری است.

در وسط حیاط کوچک خانه، باغچه نقلی قرار دارد چند پله گرد بالا میرویم تا وارد خانه شویم، در ورودی یک در چوبی با عرض کم است که حتی افراد لاغر هم باید برای ورود به آن یک سمتی وارد شوند، این ویژگی درهای قدیمی است زیرا تمام درهای قدیمی فریمان اینگونه بودند.

ویترینهای پر از قاب عکسهای قدیمی اولین چیزی است که با ورود به خانه توجه شما را جلب میکند.

اما اتاق کوچکی که در سمت چپ قرار دارد برای من جذابتر است زیرا این همان اتاقی است که شهید مطهری در زمانهایی که برای دیدار با خانواده به فریمان میآمد، در آنجا مستقر میشد و به مطالعه و تحقیق میپرداخت.

اتاق چیدمان سادهای دارد، کفپوش با موکتی پوشانده شده و گلیمی کهنه و ساده در وسط اتاق جای گرفته است.

روی گلیم سجاده آرمیده و رحل قرآن بالای سجاده قرار دارد، قرآنی که معلوم است صاحبش انس زیادی با او داشته چرا که برگههایش فرسوده شده است.
کنار آنها نیز عمامه و عبای استاد گذاشته شده است، همان عبا و عمامهای که استاد روزگاری از آنها استفاده میکرد، معلوم است باید خاطرات زیادی از استاد به یاد داشته باشد، خاطراتی که همه یادآور علم و دانش و مبارزات این شهید بزرگوار است.

عینک ذرهبینی استاد غریبانه کنار سجاده قرار گرفته است، او که سالها همدم استاد بود، اکنون 37 سال است تنها مانده و دیگر آن روزهای خوش با هم بودن با استاد را نمیتواند تجربه کند؛ امروز این سجاده و وسایل همراه با آن حرفهای نگفته زیادی برای بازدیدکنندگانش دارد.
کتابهای قدیمی روی میز گوشه اتاق مرا وسوسه میکند تا نگاهی به آنها بیندازم، اینها کتابهای پدر شهید مطهری هستند همانها که شهید در کودکی به شوق شبیه شدن به پدر به سراغشان میرفت و آنها را برهم میریخت تا شاید بفمهمد که پدر چه میخواند.

و چراغ نفتی که روزگاری همدم شبهای استاد بود، شبهایی که استاد مطالعه میکردند و مینوشتند و امروز چه زیبا در کنار هم جا خوش کردهاند، هر چند دیگر کسی نیست تا شب هنگام چراغ نفتی را روشن کند و کتابهای قدیمی را برای مطالعه ورق بزند.
خانه ـ موزه شهید مطهری همچون درّی در شهر فریمان خودنمایی میکند و هر سال به خصوص ایام شهادت این استاد، بازدیدکنندگان بسیاری را به سوی خود جلب میکند تا زندگی ساده یکی از بزرگترین عالمان و مبارزان جهان اسلام را ببیند و الگو باشد برای دیگران.