
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، شیخ محمدتقی نظامالدینی که بعدها به بهلول شهرت یافت، از نقشآفرینان قیام تاریخی سال ۱۳۱۴ مردم مشهد علیه کشف حجاب رضاخانی در مسجد گوهرشاد بود که رهبر معظم انقلاب در پیامی که 7 مرداد 84 بهمناسبت ارتحال وی صادر کردند، فرمودند: بهلول یکی از شگفتیهای روزگار ما بود.
شیخ محمدتقی بهلول گنابادی فرزند شیخ نظامالدین از دانشمندان دینی عصر خود، در سال 1279 هجری شمسی در روستای بیلُند، از توابع بخش مرکزی شهرستان گناباد پا به عرصه حیات گذاشت.
شیخ محمدتقی بهلول در معرفی خود چنین سروده است:
«منم بهلول عبد روسیاهی که نبود مثل من غرق گناهی
زافعال بد خود شرمسارم به فضل ایزدی امیدوارم
مرا باشد محمد با تقی نام نظامالدین پدر، معصومهام مام
گناباد است اصل مولد من زمانی سبزوارم بود مسکن
شدم معروف از آنرو من به بهلول که کارم نیست پیش خلق معقول
چومقصود مرا مردم ندانند از آن رو بنده را بهلول خوانند»
بهلول در 8 سالگی حافظ کل قرآن شد

وی خواندن و نوشتن را در مکتب پدرش آموخت و سپس با حضور در مکتب، قرآن کریم را فراگرفت و در 8 سالگی حافظ کل قرآن شد. بهلول در دوران کودکی مدتی را به همراه خانوادهاش در شهر سبزوار سکونت داشت و سپس برای تحصیل علوم حوزوی راهی شهر قم شد، وی پس از مدتی برای تکمیل تحصیلات و زیارت حرم امام علی(ع) به نجف اشرف مهاجرت کرد و در آنجا در درس آیتاللهالعظمی سیدابوالحسن اصفهانی حاضر شد.
شیخ محمدتقی بهلول گنابادی مجتهد، ادیب و مسلط به تاریخ اسلام بود؛ وی همچنین با تسلط بر فقه اهل سنت، در دانشگاه الازهر مصر تدریس کرده بود.
وی بنا به دستور استادش، حضرت آیتالله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی، که به او فرمود: «بهتر است به ایران برگردید و بر ضد رژیم ستمشاهی حکومت رضاشاه مبارزه کنید»، از نجف اشرف به ایران بازگشت و مبارزات خود را شروع کرد. البته خود او گفته است: «ما قبل از اینکه به نجف برویم، بر ضد رژیم شاه سخنرانیهای تندی میکردیم.»
مبارزات شیخ محمدتقی بهلول گنابادی
نخستین مبارزه بهلول با رضاخان، در برچیدن جشن و سروری بود که در اول محرم در باغ ملی سبزوار، به منظور آمدن زمان اللهخان، پادشاه افغانستان به همراه همسر بیحجابش در ایران برگزار شده بود.
پس از آن نیز مبارزات خود را ادامه داد تا اینکه با سخنرانی در قیام 22 تیرماه 1314 مردم مشهد در مسجد گوهرشاد برضد کشف حجاب رضاخانی مهمترین و معروفترین مبارزه خود را به نمایش گذاشت.
وی پس از اینکه از این واقعه جان سالم به در برد، به افغانستان گریخت اما دولت افغانستان به دلیل ترس از فعالیتهای تبلیغی و مذهبی بهلول، وی را زندانی کرد و او بیش از 25 سال را در زندانهای گوناگون افغانستان سپری کرد. بهلول سپس 6 سال در افغانستان و 5 سال در مصر و عراق تبعید بود و در این مدت هم به تبلیغ و ترویج دین پرداخت.
شیخ پیش از آنکه به افغانستان بگریزد به دلیل خطراتی که وی را تهدید میکرد همسرش را طلاق داد و به عقد یکی از دوستانش درآورد و به این ترتیب هیچ اولادی از وی به یادگار نماند.

از دیگر ویژگیهای بارز این شخصیت بینظیر، کوخنشینی و زندگی در محرومیت و منش پایدار او بود. صداقت و صمیمیت در گفتار و رفتارش موج میزد و بیان صریح واقعیتها، مؤید شجاعت و شهامت او بود.
این مجاهد نستوه، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بازگشت به ایران، از منبر وعظ و خطابه فاصله نگرفت و تا آخرین سالهای عمرش، همچنان در راه ترویج اسلام، خطابههای روشنگرانه ایراد میکرد.
در ایام دوران دفاع مقدس هم حضوری پررنگ در جبههای جنگ حق علیه باطل داشت تا با تکیه بر همان عقاید دینی و اراده ظلمستزی که داشت، سهم خود را در دفاع از انقلاب اسلامی ایفا کند.
بهلول در دوران عمر پربرکت خود بارها همان اندک سرمایه خود را در راه کمک به هموطنان میبخشید و همین روحیه سخاوت و ایثار او بود که وی را در اولین روزهای زلزله به بم کشاند تا کمک حال زلزلهزدگان باشد که این سفر آخرین سفر او نیز بود.
بهلول گنابادی 7مرداد 84 به جوار رحمت حق پیوست

این عارف و عابد مجاهد که در اواخر عمرش در شهر گناباد و تهران، در منازل اقوام خود زندگی میکرد، در 24 فروردین 1384 بر اثر سکته مغزی در بیمارستان خاتم الانبیاء تهران بستری شد و در حالیکه جز ردای تنش هیچ مال و فرزندی از او باقی نمانده بود، عصر روز جمعه، 7 مرداد 1384در 105سالگی به جوار رحمت حق پیوست.
پیکر آن مرحوم پس از تشییع در شهرهای تهران و مشهد، 12 مردادماه در زادگاهش، شهر گناباد به خاک سپرده شد.
بهلول در کلام رهبر معظم انقلاب
ویژگیها و خصوصیتهای این روحانی برجسته بهقدری خاص و منحصر بهفرد بود که مقام معظم رهبری در پیام خود به مناسبت ارتحال بهلول، از وی بهعنوان شگفتی روزگار یاد کردند.
حضرت آیتالله خامنهای در پیام خود، از بهلول به عنوان انسانی استثنایی یاد کردند و آوردند: «این بنده صالح و مجاهد و پرهیزکار که عمر طولانی و پرماجرای خود را یکسره با مجاهدت و تلاش گذرانید، یکی از شگفتیهای روزگار ما بود. هفتاد سال پیش در ماجرای خونین مسجد گوهرشاد، زبان گویای ستمدیدگان و حقطلبان شد و 25 سال مظلومانه در اسارت حکومت ظالم دیگری، انواع رنج ها و آزارها را تحمل کرد. در سال های دفاع مقدس، همه جا دلهای جوان و نورانی رزمندگان را از فیض بیان رسا و صادقانه خود، نشاط و شادابی بخشید. زهد و وارستگی او، تحرک و تلاش بی وقفه، پیکر نحیف او، ذهن روشن و فعال او، حافظه بی نظیر او، دهان همیشه صائم او، غذا و لباس و منش فقیرانه او، شجاعت و فصاحت و ویژگیهای اخلاقی برجسته او، از این مؤمن صادق، انسانی استثنایی ساخته بود».
امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب در کلام بهلول
در علاقه ایشان به امام خمینی(ره) میتوان به این نکته اشاره کرد که شیخ بهلول، اشعار بسیاری در وزن شاهنامه فردوسی در مدح امام راحل سروده که به نام «خمینی نامه» شهرت یافته است.

همچنین رهبر انقلاب علاقه زیادی به شیخ بهلول داشتند و جملاتی را در وصف ایشان گفته بودند که البته یک علاقه متقابل بود بهطوریکه شیخ بهلول چه در زمان ریاست جمهوری و چه در زمان رهبری، با ایشان ملاقات میکرد و میفرمود: «وظیفه ماست که به رهبر شیعیان سر بزنیم و او را حمایت کنیم». در یکی از ملاقاتها مقام معظم رهبری پیشانی ایشان را بوسیدند و او را به سینه چسباندند و شیخ هم بلافاصله بر دستان مقام معظم رهبری بوسه زد».
شیخ بهلول گنابادی در وصف رهبر انقلاب اینگونه میگوید: «کسی را بی رغبت تر از ایشان به مال دنیا نمیشناسم، شاید من به زهد مشهور باشم اما ایشان از من زاهدترند چون من هیچ ندارم و زهد دارم اما ایشان میتوانند همه چیز داشته باشند و در عین حال زهد میورزند».
ویژگیهای بارز بهلول گنابادی

شیخ محمدتقی بهلول، حافظه شگفتی داشت. خود ایشان نیز در این مورد گفته است: «حافظه ای داشتم که نمونه اش در دنیا نبود».
یکی از همدرسهای شیخ نقل میکند که روزی استادمان، مرحوم حکیم، او را بر سر جای خود نشاند و به ایشان گفت: محمدتقی آنچه را گفتم بگو. جناب بهلول تمامی مطالبی را که استاد در آن روز گفته بود، همه را مانند استاد بیان کرد.
شیخ محمدتقی بهلول، حافظ قرآن مجید و بسیاری از خطبه های نهجالبلاغه و دعاهای صحیفه سجادیه بود. وی همچنین بسیاری از دعاهای مفاتیحالجنان، از جمله دعاهای جوشن کبیر، کمیل و توسل، زیارت عاشورا و مناجات شعبانیه را از حفظ داشت.
وی بیش از 200 هزار بیت شعر سرود و 50 هزار بیت شعر نیز از دیگران در حافظه داشت و بسیاری از کتابهای ادبی و فقهی حوزه و نیز کتاب فلسفی منظومه سبزواری را به حافظه قوی خویش سپرده بود.
از دیگر ویژگیهای ارزشمند این عارف فرزانه، روزهداری و اهتمام به آن بود. ایشان در تمام مدت سال، به جز روزهای حرام روزه میگرفت و فقط در سالهای آخر عمر به دلیل ضعف و پیری، بعضی روزها از گرفتن روزه خودداری می کرد. البته با همین حال، ایشان معتقد بود بیش از دو وعده غذا خوردن در طول روز، کار بیهودهای است و معمولا غذای سبک و مختصری میخورد.
از شیخ بهلول پرسیدند: چه وقت میشود خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف شد؟ گفت: «وقتی میان شما و حضرت سنخیت باشد». سپس ادامه داد: «دیدن امام زمان مهم نیست؛ مهم این است که او ما را ببیند. خیلیها هم امام علی(ع) را دیدند، ولی دشمن او شدند. اگر کاری کردیم که نظر آنها را جلب کنیم، آن ارزش دارد».
شیخ بهلول در قوت اراده و تصمیم گیریها بسیار دقیق و استوار بود. برای نمونه اگر در یک لحظه اراده رفتن به جایی را داشت بدون هیچ تردیدی میرفت. ایشان در این باره میفرمود:«من هر کاری را که بخواهم انجام بدهم، پیش از اذان صبح خوب فکر می کنم و کارهای فردای خود را تنظیم می کنم و اگر در بین روز امری پیش آید که پیشبینی نکرده باشم، دقت میکنم هرچه رضای خدا در آن باشد، همان را انجام میدهم.»
شیخ بهلول هیچ گاه بیش از ده روز در مکانی نمیماند. ایشان در پاسخ این سؤال که منزل شما کجاست؟ گفته بود: «همه دنیا منزل من است». شیخ بهلول مکان مشخصی نداشت. وی پس از آزادی از زندان افغانستان و بازگشت به ایران، مسکن و مأوایی برای خود اختیار نکرد و همیشه در حال مسافرت بود و میفرمود: «همه دنیا متعلق به خداست و همه جا را منزل خود می دانم».

شیخ بهلول با اینکه بیش از یک قرن سن داشت همواره پیاده روی میکرد و غذای ساده میخورد.
ممنون از اینکه یادآور زندگی اولیای الهی شدید