
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حسن رحیمپورازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در دومین نشست از همایش مکتب سیاسی امام رضا(ع) که با موضوع استکبارستیزی در مکتب سیاسی امام رضا(ع) روز گذشته، 24 مردادماه در سالن اجتماعات دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار شد، با استفاده از احادیث امام رضا(ع) به تبیین مبانی و تاکتیکهای مبارزاتی ـ سیاسی ایشان پرداخت.
توجه به عام یا خاص بودن احادیث؛ مقدمه بحث از اهل بیت(ع)
وی در ابتدا دو مقدمه راجع به بحث از مکتب اهل بیت(ع) مطرح کرد و با بیان اینکه بعضی از احادیثی که از ائمه(ع) صادر شده است مربوط به شرایط و زمان خاصی بوده است، اضافه کرد: شناخت بیانات عام و خاص ائمه(ع) پس از اثبات صحت سند آنها نیازمند دقت فوقالعاده و اشراف عقلی و نقلی است و اگر کسی دقت کافی نداشته باشد، دچار سوء برداشت خواهد شد.
رحیمپورازغدی ادامه داد: این نکته در همه مباحث مانند مطالب پزشکی منسوب به ائمه(ع) که به عنوان مثال شیخ صدوق در سند بسیاری از احادیث اظهار تردید کرده است و مباحث سیاسی و به طور کلی در مورد بحث از هر مکتبی باید مورد توجه قرار بگیرد چراکه بی دقتی در این موضوع و عمل به همه احادیث اثر عکس دارد.
وی به عنوان مقدمه دوم بحث، توجه به مسلمان بودن یا نبودن و شیعه بودن مخاطب مباحث دینی را یکی از نکات قابل توجه در طرح این مباحث دانست و بیان کرد: باید در مرحله اول طوری از مسائل دینی بحث کرد که هر انسان سکولاری در برابر این نگاه احترام بگذارد و به احترام آن برخیزد.
احادیث موجود در رابطه با مکتب سیاسی امام رضا(ع)
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی پس از بیان این مقدمات، با اشاره به احادیثی از امام رضا(ع) به طرح بحث اصلی در رابطه با مکتب سیاسی امام رضا(ع) و مبانی و مصادیق آن پرداخت و گفت: احادیث در این رابطه دو نوع هستند؛ اول، آن دسته از احادیثی که با بیان سیره علمی یا عملی به طور مستقیم به مباحث فلسفه سیاسی، کلام سیاسی و حقوق سیاسی مربوط میشوند مانند بحث از حکومت و مشروعیت.
وی با اشاره به دسته دوم احادیث اظهار کرد: دسته دوم، احادیثی که با واسطه به مکتب سیاسی امام رضا(ع) مربوط میشود و مانند بحث از حقوق بشر، حقوق مردم بر حکومت و حقوق حکومت بر مردم که جنبه اخلاقی هم دارند اما در این بحث جنبه حقوق سیاسی آنها مورد بررسی قرار میگیرد.
رحیمپورازغدی در ابتدا با اشاره به تحت فشار قرار گرفتن مأمون از طرف قیامهای شیعیان و انتقال اجباری امام رضا(ع) از مدینه به مرو برای مشروعیت بخشیدن و مقبولیت پیداکردن حکومتش و سخن امام رضا(ع) در این مورد، مسئله حق حکومت و مشروعیت آن را مطرح کرد.
وی اضافه کرد: مأمون پس از اعتراف به برتری امام رضا(ع) برای حکومت، از امام در فضایل خودشان جواب میشنود که حکومت مستقلا برای ایشان ارزشی ندارد و بزرگترین هدف و افتخار ایشان بندگی خداوند، زهد و خدمت به خلق است، مأمون در مرحله بعد که از این جواب امام(ع) ضربه میخورد صریحا میگوید: من صلاح میدانم که شما حکومت را به دست بگیرید و تعارف نمیکنم.
تشریح پاسخ امام رضا(ع) مبنی بر اهمیت نداشتن حکومت
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در رابطه با پاسخ امام رضا(ع) مبنی بر اهمیت نداشتن حکومت به طور مستقل توضیح داد: با اینکه هدف آخرت است اما رسیدن به قسط و عدل بدون سیاست، فرهنگ، اقتصاد و مدیریت امکانپذیر نیست، همانگونه که امرو نهی جهانی هم بدون رسانه و اعتراض ممکن نیست.
وی در ادامه به پاسخ امام رضا(ع) در مقابل مأمون اشاره و اضافه کرد: امام رضا(ع) فرمودند: «اگر این حکومت شرعا مال توست چگونه به من پیشنهاد میکنی و میخواهی آن را هدیه کنی و اگر تو صلاحیت آن را نداری چرا الان در اختیار توست؟» و اینگونه امام(ع) او را در هر دو صورت محکوم کردند.
رحیمپورازغدی با بیان اینکه این پاسخ امام(ع) مبنا و رکن فلسفه سیاسی شیعه به شمار میرود، گفت: ما میتوانیم همین سؤال را از طرفداران لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکرات، حکومتهای سکولار، سلطنتی و پادشاهی و دیکتاتوری بپرسیم که آنها بر چه اساسی حکومت میکنند؟
وی با ذکر سخنان امام رضا(ع) در جواب ریان بن صلت مبنی بر اطلاع ایشان از شهادتشان توضیح داد: امام(ع) در این سخنان علت پذیرفتن ولایتعهدی را حفظ مکتب اهل بیت(ع) عنوان میکنند و با بیان اینکه ایشان طبق اخبار رسیده از پیامبر(ص) و پدرانشان از مرگ اطلاع دارند فرموده بودند: «من حکومت ایشان را مشروع نمیدانم و حکومت حق ماست و شرط کردم در هیچ امری در حکومت دخالت نکنم و هیچ امضایی از من در نامههای حکومتی نباشد».
مشارکت در حکومت مؤاخذه دارد مگر به دو شرط
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به این سخن امام رضا(ع) مبنی بر اینکه «خدایا تو میدانی من ناخواسته وادار به قبول ولایتعهدی شدم همانگونه که یوسف پیامبر(ع) را برای حکومت مصر مؤاخذه نکردی مرا هم مؤاخذه مکن»، بیان کرد: این سخن امام(ع) به این معناست که ایشان حکومت عباسی را قبول نداشتند.
وی در توضیح این مطلب ابراز کرد: همچنین این سخن بیانگر این است که دخالت در حکومت مؤاخذه خواهد شد مگر به دو شرط اول اینکه وظیفه باشد، شرط بعد اینکه به ظلم مشروعیت ندهد زیرا مشارکت در حکومت به هر اندازه که ضربه به ظلم وارد کند به همان اندازه هم مشروعیت خواهد داشت.
رحیمپورازغدی با تأکید بر اینکه مبارزه علمی و فرهنگی با شبهات و حاضر بودن صحنه از وظایف حکومت است، به مناظرات امام رضا(ع) با مکاتب گوناگون و مسلمان شدن و اذعان آنها به منطق امام(ع) اشاره کرد و گفت: امام(ع) در پاسخ به سخن یکی از یارانشان در عظمت علمی امام رضا(ع) و احترام مأمون به ایشان در مناظرهها، لبخند تلخی زدند و فرمودند: «فریب این احترامهای صوری و ظاهری را نخورید، از رسول الله(ص) از پدرانم شنیدم همین شخص مرا با سم خواهد کشت».
وی با بیان اینکه امام رضا(ع) میدانستند با هر مناظره یک قدم به مرگ نزدیکتر میشوند، اضافه کرد: امام هشتم بدون اینکه به حکومت عباسی مشروعیت دهند از امکانات آن در جهت اثبات حقانیت مکتب اسلام اصیل و مکتب اهل بیت(ع) استفاده کردند و پس از شکنجه امامزادگان در مناطق مختلف و به صورتهای فجیع، فضای بازی به برکت امام رضا(ع) برای شیعیان به وجود آمد.
استفاده ابزاری مأمون از نماز عید فطر و اقدام هوشمندانه امام رضا(ع)
موضوع بعدی که این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین مکتب سیاسی امام رضا(ع) به بیان آن پرداخت، مسئله درخواست مأمون از امام رضا(ع) برای برپایی نماز عید فطر بود که وی در رابطه با آن توضیح داد: نماز عید فطر نمازی است که باید توسط حکومت اقامه شود و در زمان پیامبر(ص) و حضرت امیر(ع) و خلفای قبل از ایشان هم همینطور بوده است لذا مأمون میخواست از فرصت برپایی نماز توسط امام برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود استفاده کند که با جواب منفی مواجه شد و امام رضا(ع) شرط عدم دخالت ایشان در امور حکومتی را در قبول ولایتعهدی به وی یادآوری کردند.
وی در رابطه با پاسخ امام رضا(ع) پس از اصرارهای مأمون توضیح داد: امام رضا(ع) پس از اصرار و تهدیدهای مأمون برپایی نماز را قبول کردند اما به این شرط که به شیوه پیامبر(ص) و جدشان امیرالمؤمنین(ع) نماز عید را برگزار کنند و مأمون با اینکه متوجه نشد معنای این شرط از طرف امام رضا(ع) چیست، آن را قبول کرد.
نماز واقعی عید فطر
رحیمپورازغدی در رابطه با اتفاقات نماز عید فطر امام رضا(ع) و مستأصل شدن مأمون در مقابل تأثیر امام رضا(ع) گفت: امام در منزل رو به آسمان چهار تکبیر گفتند و پس از بیرون آمدن از منزلشان با پای برهنه در میان جمعیت زیادی که در کوچه بودند، هر 10 قدم چهار تکبیر میگفتند که مردم با صدای تکبیر ایشان بدنشان میلرزید و به گریه میافتادند، همه پشت سر امام(ع) با صدای بلند تکبیر حرکت کردند و پس از اطلاع مأمون، وی پس از مشورت با فضل بن سهل به این نتیجه میرسد ایشان را به بهانه خستگی ایشان، از نماز خواندن منصرف کند، امام هم بازگشتند اما مردم در این باره سخنان مختلفی میگفتند، بعضی به حکومت دشنام میدادند که این نیز ضربه دیگری بود که بر حکومت عباسی وارد شد.
وی با بیان اینکه امام رضا(ع) با این اقدام هم نماز برای حکومت بنی عباس را نخواندند و هم یکی از برنامههای خودشان را اجرا کردند، اظهار کرد: ایشان با این اقدام هم حکومت را زیر سؤال بردند و هم نشان دادند که نماز واقعی آن نمازی است که با الله اکبر گفتن، بدنها بلرزد و این خود سؤال دیگری برای مردم شد تا معنویت حقیقی را بشناسند و دروغبودن نمازهای حاکمان جور را درک کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به پیچیدگی قضایای زمان امام رضا(ع) و واکنش هوشمندانه ایشان عنوان کرد: کربلا از یک جنبه پیچیده نبود چراکه امام حسین(ع) مظلومیتشان را واضح نشان دادند به طوری که هیچ کس جرأت نکرد از یزید دفاع کند اما شرایط امام رضا(ع) برای هیچکدام از اهل بیت(ع) اتفاق نیفتاد.
شرایط متفاوت زندگی امام رضا(ع) با سایر ائمه(ع)
وی در این خصوص اظهار کرد: ایشان در مقابل بزرگترین قدرت جهان آن زمان که خشن و وحشی بوده است نه تنها به او مشروعیت نداده بلکه از امکانات آن برای سرنگونی آنان استفاده کرده است که مأمون هم بعد از پیشنهاد ولایتعهدی و نماز عید فطر به امام رضا(ع) اظهار پشیمانی میکند چون میدیده است همه اقدامات وی به عکس خواسته وی به ضررش تمام شد.
رحیمپورازغدی با اشاره به تفاوت مأمون با خلفای دیگر از جهت خدمات علمی، فرهنگی و اجتماعی وی، دفاع از خط علوی و اهل بیت(ع) و امکانات در اختیار آنها گذاشتن و همچنین عقلگرایی وی بر خلاف خلفای بعدی که اشعری بودهاند و ذهن بستهای داشتهاند، بیان کرد: مأمون با اینکه خودش امام رضا(ع) را به شهادت میرساند اما بیشترین گریه و عزاداری را دارد در حالی که اگر سخنان امام رضا(ع) نبود هنوز به حقیقت و اهداف مأمون از اقدامامتش در مقابل امام رضا(ع) آگاه نمیشدیم همچنانکه بعضی علما عقیده داشتند وی شیعه بوده و آخر عمرش دچار نفسانیت شده است.
وی اضافه کرد: اینکه وی با وجود تفاوت با خلفای دیگر اطرافیانش را به قتل میرسانده است، به خاطر دنیایی و خوی دیکتاتوری وی بوده است که حتی بعد از اینکه اطرافیانش به او میگویند فضل بن سهل باعث همه شکستهای وی در مقابل امام رضا(ع) شده است، با اینکه فضل بن سهل صدر اعظم وی و فرمانده کل قوای ارتش و نفر دوم کشور بوده است، مأمون وی را به قتل میرساند.
شرایط زمان امام رضا(ع) پیچیدهترین شرایط بوده است
این پژوهشگر به تأثیر اقدامات امام رضا(ع) در واکنش به تحرکات مأمون پرداخت و بیان کرد: مأمون پس از امام(ع) پایتخت را به بغداد میبرد و و قبل از به شهادت رساندن امام رضا(ع) وقتی متوجه میشود کنترل را از دست داده است به امام(ع) متوسل میشود و از ایشان التماس میکند اما با پاسخ منفی امام روبرو میشود زیرا ایشان شرط قبول ولایتعهدی را که عدم دخالت ایشان در امور حکومت بوده، یادآوری میکنند و به مأمون میگویند: «من فقط میتوانم برای اصلاح امور مسلمانان دعا کنم».
رحیمپورازغدی در پایان گفت: این احادیث هم نشان دهنده چگونگی مواجهه امام رضا(ع) با حکومت و مشروعیت آن است و هم تاکتیک مبارزاتی و سیاسی امام رضا(ع) و هم مبانی ایشان را در این زمینه نشان میدهد که هیچکس نمیتوانست مانند ایشان این نقش خطیر را در آن شرایط ایفا کند.