
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، صبح امروز، 26 مردادماه در همایش شانزدهمین اجلاس سراسری اساتید بسیج کشور که در سالن صبای مشهد برگزار شد، با بیان اینکه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به دنبال شناخت و تحقق یک اسلام اجتماعی است، اسلام عقلانی، اسلام معنوی، اسلام سیاسی را از دیگر ساحتهای اسلام عنوان کرد.
وی با بیان اینکه علاوه بر سیاست و اقتصاد، فرهنگ یکی از مهمترین و اساسیترین مؤلفههای قدرت بینالمللی است و انقلاب ما نیز یک انقلاب فرهنگی بود، عنوان کرد: امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب نیز بر این نکته تأکید داشته و در این زمینه میفرمایند چیزی که ملتها را میسازد فرهنگ است که مبدأ همه بدبختی ها و خوشبختیها است و رأس همه اصلاحات را فرهنگ معرفی میکنند، این نشان میدهد که باید به جبهه فرهنگی انقلاب توجه ویژهای داشته باشیم.
خسروپناه ادامه داد: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی یک جبهه و جمعیت مدیریت شده است که به دنبال ترویج انقلاب اسلامی و معرفی ساحت انقلابی اسلام است، هر چند ممکن است گرایشهای مختلفی هم در آن وجود داشته باشد، از همین رو برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی که قدرت بینالمللی را نیز به همراه دارد، دو مأموریت برای آنها تعریف شده است.
وی افزود: ماموریت اول مکتب شناسی و ابزار ترویج آن است، اینکه انقلاب اسلامی دقیقا چه اسلامی را معرفی میکند و مأموریت دوم دشمن شناسی و شناخت ابزار دشمن در ترویج اهداف خود است.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه با بیان اینکه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به دنبال شناخت و تحقق یک اسلام اجتماعی است، اسلام اجتماعی، معنوی و سیاسی را دیگر ساحتهای اسلام عنوان کرد و ادامه داد: این چهار ساحت با هدف تحقق تمدن نوین اسلامی دنبال میشود.
وی با بیان اینکه در مقابل این چهار ساحت اسلام با چهار جبهه و جریان معارض نیز مواجهیم، افزود: اگر جریانهای مدیریتشدهای که با این چهار ساحت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ضدیت و تقابل دارند را نشناسیم این جبهه با موانع روبه رو شده و طبیعتا تمدن نوین و در پی آن قدرت بینالمللی محقق نمیشود.
خسروپناه با اشاره به ماهیت این جریانها عنوان کرد: اولین جریانی که در مقابل ساحت اسلام اجتماعی قرار دارد، جریان روشنفکری است که شامل روشنفکری الحادی (آتئیست) و روشنفکری دینی میشود، این در حالی است که قبل از انقلاب، روشنفکری دینی در مقابل روشنفکری الحادی قرار داشت که یا غربگرا و یا شرقگرا بود، اما در حال حاضر با هر دوی آنها مواجهیم که به دنبال نفی اسلام اجتماعی هستند.
وی در تشریح این دو نوع روشنفکری عنوان کرد: روشنفکری الحادی اعتقادی به دین، خدا و پیغمبر نداشته و دین را افیون معرفی میکند، در حالی که روشنفکری دینی که الان در جامعه ما مطرح شده و در لایههای میانی مدیریت کشور نیز مشاهده میشود، میگوید، خدا را قبول داریم اما نه خدایی که در حیات اجتماعی ما حضور داشته باشد.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، جریان سلفیگری را که تحت عنوان وهابیت، القاعده و داعش بروز و ظهور پیدا کرده است را از دیگر جریانهای معارض با بخش اسلام عقلانی نامیده و عنوان کرد: این جریان با ساحت اسلام عقلانی در تعارض است زیرا در نصوص دینی ما عقل، حکمتساز، منبع دین و پیغمبر درونی محسوب میشود؛ این جبهه قبل از فروپاشی دولت عثمانی فقط در نجد فعالیت داشت ولی پس از آن توانست بر تمام جغرافیای عربستان مسلط شود.
این پژوهشگر فلسفه دین با یبان اینکه جریان عرفانگرایی سومین جریان معارضی است که در مقابل اسلام معنوی قرار دارد، گفت: عرفان که یکی از عظیمترین میراث ارزشمند اسلام و بخشی از زندگی مسلمانان و شیعیان است و در بسیاری از ادعیه ما موج میزند، در حال حاضر در قالب یک عرفان منهای دین یا معنویت به میدان آمده است.
وی با بیان اینکه بعضی از گروههای تصوف در طول تاریخ افراد مجاهد و انقلابی بودند، اضافه کرد: این گروهها اکنون یک معنویت کمرنگ از شریعت را مطرح کرده و چه در شیعه و چه در سنی گسترش میدهند که این موارد مانع پیشروی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی میشود از این رو اکنون در اروپا و آمریکا صدها کتاب نوشته شده که اسلام را یک اسلام معنوی که شریعت را خیلی مهم نمیپندارد، معرفی میکند.
خسروپناه آخرین جریان را جریان دینگرای غیر سیاسی عنوان کرد و ادامه داد: کسانی که دم از دین میزنند ولی با ساحت سیاسی اسلام مخالفند و به شدت مشغول ترویج اسلام منهای سیاست در جامعه هستند، اعتقاد دارند دین ار سیاست جداست همچنین افرادی نیز به شدت به دنبال شناساندن یک اسلام منهای سیاست به جامعه هستند.