
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، همزمان با دهه پر خیر و برکت کرامت که همیشه برای ما خراسانیها عطر و بوی خاصی دارد، فضای بیمارستان 22 بهمن گناباد صبح امروز، دوم شهریورماه با حضور جمعی از خادمان حرم رضوی، فضایی دلنشین و آکنده از احساس و محبت به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) شده بود.
کاروان زیر سایه خورشید که متبرک به عطر حریم رضوی بودند، در ابتدای ورود مورد استقبال امام جمعه، فرماندهان نظامی و انتظامی، جمعی از مسئولان محلی و مدیران و پرستاران بیمارستان 22 بهمن گناباد قرار گرفتند.
خادمان حرم مطهر رضوی که پرچم گنبد مطهر بابالحوائج حضرت ابوالفضلالعباس(ع) و بستههای متبرک حرم ثامنالحجج(ع) را به همراه داشتند، با ورود به بیمارستان 22 بهمن گناباد، فضایی از شور و شوق و احساس را در فضای این بیمارستان آکندند.
حال و هوای خاصی حاکم شده بود، دیدن خادمان حرم رضوی و پرچم متبرک گنبد حضرت ابوالفضلالعباس(ع) دلهای همه عاشقان اهل بیت(ع) را هوایی کرد؛ در فضای همه گرفتاریها و مشکلات، آنقدر دلها صفا پیدا کرده بودند که دیگر جایی برای پنهان کردن اشکها باقی نمانده بود.

دیگر نیازی به تاریکی فضا یا روضه اباعبدالله الحسین(ع) و حضور در بینالحرمین نبود، در همین روشنایی کامل و میان این همه شلوغی و رفت و آمد آدمها، دلها هوایی شده بود، همین بهانه کافی بود تا دلها زائر صحن و سرای حرم امام رضا(ع) و بینالحرمین شود.
قطرات اشک در چشمها حلقه زده بود و چهرهها را بغضی سرشار از دلشکستگی فراگرفته بود، تلفیق بوی حرم رضوی و حرم باب الحواحج(ع) آنقدر حس قشنگ و دلچسبی داشت که نمیتوان حتی مشابه آن را در جای دیگری یافت.
دیگر مسیر حرکت به سمت اتاقها و عیادت بیماران از دست خدام خارج شده بود، بسیاری از بیماران سرپایی، همراهان بیماران، پرستاران و پرسنل بیمارستان در همان مسیر به سمت سینی حامل پرچم حرم باب الحواحج(ع) حرکت میکردند و با بوسه زدن بر این پرچم متبرک، لحظاتی سر بر پرچم می نهادند و درددل میکردند.
هیچکس از حاجتهای دل آنها خبر نداشت ولی بیشک در کنار دعا برای شفای مریضها، به دنبال کسب تذکره کربلا بودند و امیدوار به اینکه شاید در ایام محرم امسال توفیق این زیارت نصیبشان شود.
فضای خاصی در بیمارستان حاکم شده بود، خادمان حرم رضوی، یک به یک اتاقها را میرفتند و به همه حاضران، از بیمار و همراه و کارکنان بیمارستان بعد از توسل به پرچم متبرک قمر بنی هاشم ابوالفضلالعباس(ع)، بستههای نبات متبرک امام رضا(ع) تقدیم میکردند.

حال و هوای اتاقها بعد از خروج خادمان هم دیدنی بود. انگار تازه میفهمیدند که چه اتفاق مبارکی رخ داده. حالا بغضهایی هم که تا آن لحظه در گلو مانده بود، آرام آرام باز میشد و اشکها جاری.
دیگر هیچ کس توان نگهداشتن بغض دلتنگی برای حرم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را نداشت و اگرچه امکان حضور فیزیکی برای آنها میسر نبود، اما دلهایشان را روانه مشهدمقدس و کربلا کرده بودند.
بعد از بخش اورژانس، نوبت بخشهای داخلی، اطفال، نوزادان، CCU، زنان و چشم بود تا حضور کاروان زیر سایه خورشید، امید شفا را در دل بیماران زنده کند و مرهمی برای دردهای آنها باشد.
کاروان هنوز به ورودی بخش زنان نرسیده بود که پیرزنی نفسزنان خود را به خادمان کاروان رساند و در حالی که بغض و گریه امکان درست سخنگفتن را از او گرفته بود، با خواهش از آنها خواست تا پرچم متبرک را به بخش نوزادان هم ببرند، میگفت به محض اینکه در راهروهای بیمارستان خبر ورود کاروان راشنیده است، دنبال آنها میگشته تا از این پرچم متبرک شفای نوه بستریشدهاش را بخواهد.
چقدر حس قشنگی بود احساس عشق و علاقه به اهل بیت(ع) که اوج آن را در بخش دیالیز مشاهده کردم، به محض ورود اولین خادم حرم رضوی که پرچم متبرک بابالحوائج(ع) را به همراه داشت، بغض خانمی که در اولین تخت این بخش بستری بود ترکید، درحالیکه نمیتوانست از جای خود بلند شود، با دست پرچم را به سمت خود کشید و آن را دقایقی روی صورتش گرفت و همچنان که گریه میکرد، حضرت بابالحواحج(ع) را واسطه قرار داد و شفای همه مریضها را از خداوند متعال خواست.

بخش چشم که تمام شد دیگر وقت رفتن بود ولی در مسیر حرکت همه به سمت پرچم متبرک حضرت ابوالفضل العباس(ع) حرکت و از خادمان حرم رضوی بستههای متبرک حرم امام رضا(ع) را طلب میکردند.
کاروان به درب خروجی بیمارستان رسیده بود ولی ازدحام اطراف خادمان هرلحظه زیادتر میشد. افرادی که از خیابان رد میشدند تا چشمشان به کاروان زیر سایه خورشید میافتاد به سمت آنها حرکت میکردند، دور خادمان حلقه میزدند و ضمن تبرک جستن به پرچم گنبد حرم حضرت بابالحواحج(ع)، بستههای متبرک امام رئوف علیابن موسیالرضا(ع) را به نیت شفا و طلب حاجت میگرفتند.

کاروان خادمان حرم سوار ماشینها شدند و در حال رفتن بودند که خانمی که آن طرف خیابان متوجه حضور آنها شده بود، دوان دوان به سمت آنها آمد، خودرو حامل پرچم متبرک گنبد حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حرکت کرده بود اما در آخرین لحظه وقتی متوجه حضورش شدند، توقف کردند تا این فرصت ناب توسل از او هم سلب نشود.
کاروان زیر سایه خورشید رفت اما امیدوارم دلهای همه محبان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بهویژه خراسانیها که توفیق همجواری با این امام رئوف را دارند، همیشه زیر سایه این خورشید عالمتاب باقی بماند و بتوانیم از سایهسار لطف و شفاعت امام مهربانیها بهره گیریم.
کاش دهه کرامت را بهانهای قرار دهیم تا با توسل و ارتباط بیشتر معنوی با دو کریم اهل بیت، امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س)، از دریای بیکران کرامت آنها بهرهمند شویم و در سایه عنایات این بزرگواران، ارتباط نزدیکتر و بهتری با خالق هستی برقرار کنیم و در یک کلام خوب بندگی کنیم.
هادی شمسیثانی