کد خبر: 3350987
تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۵:۲۰
ساعتی همراه با زائران پیاده؛

زیارت به وقت ولادت/ جاده‌ها، میزبان زائران مشهد الرضا(ع) + عکس

گروه اجتماعی: این روزها حال و هوای مشهد الرضا(ع) بوی ولادت می‌دهد و زائران بسیاری کوی و دیار خود را به عشق زیارت به وقت ولادت رها کرده و راهی دیار صاحبشان می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، این روزها حال و هوای مشهد الرضا(ع) بوی ولادت می‌دهد و زائران بسیاری کوی و دیار خود را به عشق زیارت به وقت ولادت رها کرده و راهی دیار صاحبشان می‌شوند.

اینجا خبر از خستگی و درماندگی راه نیست، بلکه همه به شوق وصال یار سر از پا نمی‌شناسند؛ اصلا حرم امام رضا(ع) یعنی کسی در شهر خود سر کند اما دلش در کوچه پس کوچه‌های شهر الرضا(ع) آواره مانده باشد.

تنها یک روز دیگر تا میلاد هشتمین اختر تابناک جهان تشیع باقی مانده و جاده‌ها دیگر نوای گذشته را ندارد بلکه هم‌صدا با شب‌های ولادت، بهار شکوه عشق سر می‌دهند؛ از این رو دل به جاده‌ها سپرده و با زائران کوی ثامن‌الحجج(ع) به گفت‌وگو می‌نشینیم.

کسب معرفت صحیح، هدف از دل سپردن به جاده‌ها

مسعود سوخته‌سرایی، رهرو راه ولایت است که 550 کیلومتر از گلستان تا شهرالرضا(ع) را با پای دل طی می‌کند؛ او که حتی قدم از قدم باز نمی‌ایستد در هنگام صحبت نیز گام‌های استوارش را بر زمین می‌کوبد.

وی با چشمانی که عطش دیدار محبوب را تمنا می‌کند، از سختی راه می‌گوید که تنها بر جسم باز می‌گردد و بیان می‌کند: این در حالی است که نیاز روح بر نیاز جسم برتری دارد و رهرو راه بارگاه هشتمین اختر تابناک جهان تشیع شدن نیاز روح را بر طرف می‌کند.

او خود را همچون کوهنوردی که برای رسیدن به سر قله مقصود سختی راه را بر جان می‌خرد، تشبیه کرده و ادامه می‌دهد: وقتی در مسیر دستیابی به نیازهای روحی گام برداری، سختی راه تو را از پای نمی‌اندازد زیرا لذت بالاتری وجود دارد که درد پای و خستگی جسم، در مقابل آن محو شده و ملموس نیست.

سوخته‌سرایی هدف خود را از آغاز این سفر، تعالی روح می‌داند و اظهار می‌کند: خیلی از افراد برای طلب حاجت سر به راه گذاشته‌اند اما من تنها و تنها رسیدن به معرفت درست و صحیح از امام رضا(ع) را می‌طلبم چون بر این ضرب المثل معتقدم «چون که 100 آید 90 هم پیش ماست».

او که اکنون بغضی در گوشه گلویش جا خوش کرده چشمانش را بسته و می‌گوید: من برای هشتمین نور ادعای رفاقت می‌کنم و تنها از ایشان می‌خواهم مرا در راهی قرار دهند که مورد قبول خداوند کریم و حضرت رضا(ع) قرار بگیرد.

او می‌رود و من بهت‌زده به پاهای پین‌بسته‌اش نظر می‌دوزم که چگونه می‌شود فردی این گونه راحت دنیا را به گوشه نظری از جمال یار بفروشد؟

عملی در خفا برای زائری بی‌ریا

دسته دسته زائران حریم قدس رضوی از مقابل من می‌گذرند، برخی برای مصاحبه رضایت می‌دهند اما از گرفتن عکس امتناع می‌کنند و در پاسخ پافشاری من می‌گویند: تنها خانواده‌ام خبر دارند که من با پای پیاده دل به جاده‌های منتهی به شهرالرضا(ع) زده‌ام، می‌خواهم عملم در خفا باقی بماند.

یکی از همان زائران بی ریا که توشه اش را با دعای خیر پدر و مادر اندوخته، می‌گوید: هر سال پاهای پینه بسته‌ام را نذر حضرت کرده و دل به جاده می‌زنم.

او که حالا قطره اشکی از گوشه چشمش جاری است سرش را به زیر انداخته و ادامه می‌دهد: در این چند سال، با هر قدمم قولی را به امام رضا(ع) می ‌دهم اما نمی‌دانم چرا لایق نیستم و باز فراموش می‌کنم؛ به همین خاطر هر سال شرکت می‌کنم تا یادآوری بر عهدها و پیمان‌های گذشته‌ام باشد زیرا می‌خواهم به مولایم وفادار باشم.

بغض خفته در گلویش سر برآورده و ناله‌های فراق سر می‌دهد و با تکان‌دادن سرش از ادامه صحبت سر باز می‌زند؛ دقایقی نگذشته که گروه دیگری از جوانان دلباخته نزدیک می‌شوند؛ از دور صدای رضا(ع) رضا(ع)یشان گوش را نوازش می‌دهد، یکی از اعضای آن جمع زمزمه‌وار شعر «دوست دارم نگات کنم تو هم منو نگاه کنی، من تو رو صدا کنم تو هم منو صدا کنی» را می‌خواند، به من که نزدیک می‌شوند گام‌هایشان را تندتر بر می‌دارند تا راحت‌تر بتوانند با ضامنشان ترانه دلدادگی سر دهند.

ادای دین عاشق به معشوق برای رهروان پیاده

حسین فرانی یکی از همان جوانان است که در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا، زائر پیاده بودن برای امام رضا(ع) را کوچکترین کاری می‌داند که با آن عاشق برای معشوق می‌تواند ادای دین کند؛ او که ثامن‌الحجج(ع) را حافظ دین مبین اسلام می‌داند، می‌گوید: هشتمین نور جهان تشیع از اسلام ناب محمدی صیانت کرده و آن را به نسل‌های بعد ابلاغ کردند.

وی با دلی سرشار از شوق دیدار یار، نگاهش را به انتهای جاده دوخته و با امامش عهد می‌بندد که هر روزش را بهتر از روز گذشته‌اش رقم زده تا به اخلاص برسد و ابراز می‌کند: در این چند روز گذشته، تمامی آرزوهایم را از صافی معنویت دیدار بارگاه ملکوتی و منور امام رضا(ع) رد کرده‌ام و حالا تنها خواسته قلبی‌ام فرج حضرت مهدی(عج) و سلامتی ولی فقیه است.

گره توفیق زیارت مشهد الرضا(ع) به دو دلی بین الحرمین

حامد تجلی، یکی دیگر از دلدادگان کوی یار است که عشق به مولا بر خستگی تنش غالب و چیره گشته است؛ او که با ذوقی وصف‌ناپذیر گام بر می‌دارد، توفیق زیارت امام رضا(ع) را به دو دلی بین الحرمین گره زده و می‌گوید: امیدوارم سیدالشهدا(ع) نیز مرا قابل دانسته و دعوتنامه حضورم را امضا کند.

او که کیلومترها را به عشق وصال یار طی کرده، ادامه می‌دهد: امام رضا(ع) ولی نعمت همه ایرانیان است، از این رو دل به جاده سپرده‌ام زیرا هر گام در این مسیر، میخی محکم بر تثبیت اعتقادات من است.

او به سؤال‌های من پاسخ داده و از کنارم می‌گذرد و من خیره به پاهای او، در این اندیشه‌ام که چند گام دیگر برایش باقی مانده و در دل حسرت اعتقاداتی را می‌خورم که طی این مسیر، به اثبات رسیده‌اند.

خبرنگاران ایکنا، خادم معنوی امام رضا(ع)

مردی میانسال با دلی جوان، از دور توجه مرا به خود جلب می‌کند، او با لبخند پاسخ این نگاه مرا می‌دهد؛ خود را به نام احمد سوخته‌سرایی معرفی می ‌ند، از او دلیل حضورش را با وجود سختی راه می‌پرسم و او با اراده‌ای آهنین که کوه یخ را ذوب می‌کند، مرا خطاب قرار داده و پاسخ می‌دهد: شما برای چه در این مسیر آمده‌اید و با وجود سختی رفت و آمد از انجام مصاحبه دست بر نمی‌دارید؟

سوالش عرق شرم را بر روی گونه‌های من روانه می‌کند و در این اندیشه فرو می‌برد که اگر خبرنگار نبودم، باز هم در این راه قدم می‌گذاشتم؟

او در ادامه صحبتش می‌گوید: من و شما به عشق امام رضا(ع) در این راه آمده‌ایم، اصلا ما طلبیده شده‌ایم تا زائرش شویم و شما نیز خادم معنوی ایشان؛ آخر مگر می‌شود کسی بدون دعوتنامه حتی قدمی از قدم برای رضای او بردارد؟ از این رو این راه بدون خستگی جان و روح است، همه دل به جاده منتهی به شهر الرضا(ع) می‌زنند تا نشاط و امید را برای روزهای آتی و سخت زندگیشان بگیرند.

او خدا قوت گفته و روان می‌‌شود تا به دریای معرفت امام مهربانی‌ها دست یابد؛ در این میان گروهی توجه مرا به خود جلب می کند زیرا نسبت به سایر زائران پیاده، مو سفید محسوب می‌شوند، یکی از آن‌ها در صدر گروه با صدای بلند و خوشش ناله‌های عاشقانه سر داده و می‌خواند: «به حلقه‌های ضریحت دلم گره خورده، گره گشای من این بار، این گره مگشای».

فرزندان انقلاب، زائران پیاده حریم رضوی

به آن‌ها نزدیک می‌شوم، با رویی گشاده برای گرفتن مصاحبه پاسخ مثبت می‌دهند اما اصرار بر مصاحبه با فردی دارند که فرزند سردار شهید حاج حسین بصیر، جانشین فرمانده لشگر 25 کربلا است؛ مهدی بصیر سه سال پیاپی است که دلش را در این جاده‌ها جای گذاشته، او که ذوق مرا برای شنیدن می‌بیند، ابراز می‌کند: باور نکردنی است اما همیشه در این مسیر کرامات امام رضا(ع) را به چشم می‌بینم.

بصیر بیان می‌کند: با وجود خیل زائران، هیچ وقتی در این مسیر کمبودی به چشم نمی‌خورد زیرا خود ضامن آهو که میزبان اصلی است، ضامن مهمانان شده و کمال پذیرایی را به جای می‌آورد.

او با آهی که از عمق سینه‌اش برخاسته حضور جوانان در خیل عظیم زائران پیاده امام رضا(ع) را زیباترین حرکت ملی دانسته که ادامه راه زائران به سوی کربلای معلی است و می‌گوید: امیدوارم اسلام نابی را که امام خمینی(ره) معرفی و بیان کردند، در جامعه پیاده شود.

و ما مجاوران شاه خراسان، چه بی هوا، هوایی حرمش نمی‌شویم؛ شاید در روز میلاد واسطه فیض خدا، علی بن موسی الرضا(ع)، پروردگار مددی کرده و ما را نیز دلداده کند!

آمین یا رب العامین

captcha