
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، هر چه بیشتر او را میشناسی متوجه میشوی که تعبیر «فرشته بود نه زمینی» واقعا درست در میآید و تمام تحلیلهای درست با خواندن این گزارش به منطق و واقعیت نزدیک میگردد.
نمیدانم چرا هر چه بیشتر در ویژگیهای او کنکاش میکنم، بیشتر مرا به یاد شهیدان میاندازد، نوشتن واژهای جز این نمیتواند به زیبایی گزارش بیافزاید، خوشا به حال محسن حاجیحسنیکارگر که پاک متولد شد و پاک از دنیا رفت.

ویژگی بارز محسن اخلاقش بود و به خاطر همین ویژگی در دل مردم جا داشت، قاری بینالمللی و موفقی که قهرمانیاش موجب فخرفروشی او نشد، محسن قبل از قهرمانی و بعدش همانطور که بود، هیچ عوض نشد و همین خصوصیت، او را محبوب قلبها کرد، اینها بخشهایی از حرفهای جواد حاجیحسنیکارگر، برادر محسن حاجیحسنیکارگر، قاری بینالمللی قرآن و جانباخته فاجعه منا در گفتوگو با ایکنا است.
فضای خانه با شوخیهای محسن عوض میشد
وی با بیان اینکه محسن تنها مشهور نبود بلکه اخلاق خوشش او را محبوب دلها کرد، افزود: وقتی محسن فوت کرد نه تنها از کشور بلکه خارج از کشور هم اساتید و افراد زیادی که چه با او ارتباط زیادی داشتند و چه کسانی که تنها او را یکبار دیده بودند، پیغامهای زیادی دادند این به خاطر منش رفتاری او بود.
محسن از بچگی آرزوی شهادت داشت، در نمازهایش دعا میکرد و به همه موضوع شهادت را متذکر میشد بالاخره به آرزوی خود رسید، تمام حرکات و رفتارش بامزه بود. شوخیهای بسیاری می کرد و موقعی که فضای خانه غمانگیز بود جو را با شوخیهای به جا تغییر میداد.
برادر بزرگ حاجیحسنیکارگر ادامه داد: هر موقع بیرون میرفتیم میگفت تو حساب کن و همیشه با گفتن این کلمه که دنیا ارزش نداره کلی سر به سرم میگذاشت و مرا به خنده میآورد.

علاقه زیادی به تیراندازی، بولینگ، شنا و تیراندازی داشت
مطمئناً کسی فکرش را هم نمیکند که محسن حاجیحسنیکارگر علاقه زیادی به ورزش داشته باشد، آن هم بولینگ! اما برادرش با بیان اینکه کوهنوردی، شنا، استخر و تیراندازی از ورزشهای مورد علاقه او بود، عنوان کرد: محسن علاوه بر قرائت و ورزش، دستپخت بسیار خوبی داشت،هر زمان که به خانه ما میآمد هر غذایی که به او سفارش میدادم، برایم به خوبی درست میکرد و کمک حال مادرم در آشپزی بود.
محسن آرایشگر خیلی خوبی هم بود، هر زمان که برادرزادههایش به اصلاح نیاز داشتند آنها را اصلاح میکرد؛ حتی در قدیم موهای من و برادرم را هم میزد؛ آدم خوش ذوق، مرتب و منظم و در یک کلام الگو برای همه بود.
برادر قاری مهاجر الی الله بیان کرد: خط ریشش را به طور خاص تنظیم میکرد؛ همیشه مرتب و منظم بود و لباس هایش را اتو می کرد تفریح زیادی داشت و کتاب های شعری و مذهبی مطالعه میکرد، به ادبیات علاقه مند بود و کتابخانهای در اتاقش داشت که پر از کتابهای ادعیه، شعر و ... است.

بچه دوستی ویژگی محسن حاجیحسنیکارگر
سید سعیده شهرستانی، همسر برادر حاج محسن حاجیحسنیکارگر نیز در این باره اظهار کرد: محسن فرد بچهدوستی بود، علاقه زیادی به محمدطاها پسرم داشت، او را میبوسید، هر جا که میرفتیم ما را با ماشینش میرساند روزی به شوخی گفت، من دیگه راننده شخصی شما شدم.
هرگاه که مصطفی از او به دلیل این رفتارش به شوخی انتقاد میکرد، محسن میگفت من نوکر شما برادر عزیز هستم. او به شدت از غذایی که داغ بود سر سفره عصبانی میشد اما پلو مرغ را به شدت دوست داشت.
آدم شاد و پرانرژی بود، این انرژی از نگاهش منعکس میشد. فوق العاده به دیگران و خانواده مخصوصا پدر و مادر احترام میگذاشت، همیشه لباسهایش حتی لباسهای خانگیاش اتو کشیده بود.

شهرستانی با بیان اینکه حاج محسن آراستگی را به شدت دوست داشت و هیچ وقت مندرس و ژولیده نبود، ابراز کرد: در احترام به پدر و مادر از همه پیشی گرفته بود و این ویژگی را همیشه به شاگردانشان توصیه میکرد.
مادربزرگ محسن حاجیحسنیکارگر که قلبی سرشار از عشق و محبت داشت، با شوخیهای قرآنی به گونهای رفتار میکرد که احساس غریبی نکنیم و یا اطرافیان به وجد آیند؛ او نیز که خاطرات بسیار زیادی از محسن در سینه خود دارد، او را «فرشته بود نه زمینی» میداند و تنها به سروده خود درباره نوهاش بسنده کرد و گفت:
چو ببینم غنچهای وصف دهن یادم آید محسن شیرین سخن
چو ببینم لالهای را داغدار یادم آید از لیلای زار
آخه چه تعبیر قشنگی. فرشته واقعا همین جوریه