کد خبر: 3480171
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۷:۵۴
پاکتچی عنوان کرد:

ضروت پرداختن به علم فقه و اقتصاد برای رفع نیاز جامعه اسلامی

گروه اندیشه: استاد دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینکه ما 60 سال است در حوزه اقتصاد و فقه کار می‌کنیم ولی تاکنون به توفیق زیادی نرسیده‌ایم، گفت: چون هر بار مسیری را رفته، به زمین خورده و دوباره مسیر دیگری را امتحان می‌کنیم لذا باید به مباحث میان‌رشته‌ای فقه و اقتصاد که تا به حال نبوده است ورود پیدا کنیم تا با جدیت و تدبیر به نتیجه برسیم.

‌به گزارش خبرگزاري بين‌المللي قرآن(ايكنا) از خراسان رضوي، کارگاه علمی «الزامات معرفت‌شناختی مطالعات میان‌رشته‌ای در پیوند با مطالعات اسلامی» با همکاری معاونت پژوهشی و انجمن علمی دانشگاه فردوسی مشهد، امروز 12 اسفندماه در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی برگزار شد.
در این جلسه دکتر احمد پاکتچی، استاد دانشگاه امام صادق(ع) و از اساتید برجسته زبان‌شناسی کشور به ارائه تعریفی از مطالعات میان رشته‌ای پرداخت و اظهار کرد: در تعریف از علم میان‌رشته‌ای به جهت آنکه ما با نوعی ملاقات و تماس بین دو علم مواجه هستیم به جای تعبیر میان‌رشته‌ای؛ از تعبیر ترا‌رشته‌ای استفاده می‌شود، زیرا مجموعه‌ای از داده‌های یک علم به علم دیگر می‌تراود و این ارتباط متقابل نیست.
تفاوت ترارشته‌ای و میان‌رشته‌ای
وی با اشاره به اینکه در ادامه، از این موضوع صحبت می‌کنیم که چقدر ممکن است بین ترارشته‌ای و میان‌رشته‌ای دچار سوء تفاهم شویم، ابراز کرد: اصطلاح میان‌رشته‌ای زمانی به کار می‌رود که دو علم دقیقا مانند یک پدر و مادر وارد تعاملی می‌شوند که قرار است از آن‌ها فرزندی متولد شود؛ یعنی هر دو علم مداخله می‌کنند در تولید علم در حالی که در ترارشته‌ای هر دو علم مداخله نمی‌کنند و یکی دهنده و دیگری گیرنده است.
پاکتچی با بیان اینکه در این مباحث با تعریف دیگری به نام چند‌رشته‌ای مواجه هستیم، ادامه داد: در این حالت یک تیم علمی درگیر نوعی از مطالعه می‌شوند که قرار است علوم مختلف در کنار هم قرار گرفته و روی موضوع واحدی کار کنند و هر کدام سهم خود را ادا کنند؛ مانند یک شرکت تعاونی که علوم بهداشت نمونه‌ و مثالی از مطالعات چند‌رشته‌ای است و افراد مختلف می‌توانند از جنبه‌های مختلف پزشکی، اخلاق و دین، بیولوژیک، آلودگی محیط زیست و ... به بررسی آن بپردازند و نتیجه‌ای که از این بررسی به دست می‌آید، در واقع منظر علوم مختلف در مورد موضوع واحد است و نه علم جدید.
این استاد برجسته زبان‌شناسی کشور با بیان اینکه در دهه‌های اخیر این گونه مطالعات زیاد انجام می‌شود، ادامه داد: قرار نیست که این علوم هیچ نوع ارتباط تعریف شده‌ای با هم داشته باشند و آن جایی که این علوم با هم متصل می‌شوند، در موضوع مورد مطالعه‌شان است، عملا حاصل این نوع مطالعات روشن شدن یک موضوع است نه ایجاد یک حوزه جدیدی از علوم.
وی با اشاره به اینکه ساختار یک علم شامل هرمی با سه بخش science ،system ،Discourse است، افزود: مجموعه گزاره‌هایی که در بخش‌های مختلف می‌توان آن‌ها را به کار گرفت و با هم ارتباط دارند را science (علم) می‌گویند، در واقع مجموعه‌ای از دانایی‌ها را در یک مجموعه نظام‌مند قرار می‌دهیم و صورت یک دانایی انسجام یافته را پیدا می‌کنند و به ما قدرت پیش‌بینی آنچه را نداریم، می‌دهند و اینگونه یک علم شکل می‌گیرد.
زیرساخت هر رشته علمی مجموعه‌ای از نظام‌هاست که دیده نمی‌شود
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور با بیان اینکه لازمه شکل‌گیری این علم آن است که قبل از آن به یک نظام‌مندی برسیم، اظهار کرد: در واقع زیرساخت رشته علمی، که آن را نمی‌بینیم، مجموعه‌ای از نظام‌ها است که شکل گرفته و دانشجو بعد از چندین سال با آن نظام آشنا می‌شود.
پاکتچی با بیان اینکه سیستم‌ندی دانش حقوق و فقه از دو الگوی متفاوت پیروی می‌کند، عنوان کرد: مسئله‌های این دو علم با هم متفاوت است و لذا مبنا و سیستم‌بندی آن‌ها نیز با یکدیگر تفاوت می‌کند، شاید در یک موضوع مشترک حرف بزنند ولی سیستم زیربنایی این علوم متفاوت است.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) لایه زیرین هر علم را بر اساس هرم علمی Discourse یا گفتمان دانست و ابراز کرد: این خود نیز بر اساس شرایط ایجاد می‌شود و تغییر گفتمان روی داده در یک علم، کل آن علم را زیر سوال می‌برد.
وی افزود: مثلا رویکردی که به طب سنتی امروزه دیده می‌شود، به جهت تغییر در فضای گفتمان‌هاست و یا مثلا شیخ مفید، اصلا قائل به این است که شفا مختص خداوند بوده و به مصرف دارو برای درمان اعتقادی ندارد در واقع می‌گوید که درد از خدا و درمان هم از خداوند است.
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور ابراز کرد: این مثال‌ها نشان می‌دهد در زیرین‌ترین لایه علم، گفتمان‌هایی وجود دارد که آن علم را تعریف می‌کند و در سایر علوم حتی در علوم انسانی هم این گونه است.
تفاوت در گفتمان‌های زیرین علوم؛ سبب تفاوت در علوم می‌شود 
پاکتچی گفت: از آن جهت که گفتمان‌های زیرین علم متفاوت است، تمام این علوم نیز متفاوت هستند، حال اگر دو رشته بنشینند با هم حرف‌های میان رشته‌ای بزنند چقدر حرف هم را متوجه می‌شوند؟ در واقع از همان ابتدا به جهت تفاوت در مبانی گفتمانیشان دچار چالش و اختلاف می‌شوند.
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور با بیان اینکه تحصیل در یک علم سبب گره خوردن اصطلاحات آن علم با وجود فرد می‌شود و فکر می‌کند که دنیا را باید آن گونه ببیند، تصریح کرد: در موضوع برخورد دو علم، یکی موضوع و دیگری روش را می‌آورد، مثلا در بانکداری اسلامی موضوع‌شناسی را به آن حوزه از علم واگذار می‌کنند که اقتصاددان باید بداند در بانک چه اتفاقی می‌افتد؟
پاکتچی ادامه داد: اما وقتی به روی موضوع روش می‌رویم، روش اقتصاد برای حکم شرعی استفاده نمی‌شود، در واقع روش‌هایی که مورد استفاده قرار نمی‌گیرد کاملا فقهی است و لذا دو نوع مداخله این دو علم در این موضوع متفاوت است که مداخله سرد از سوی علم اقتصاد و مداخله گرم از سوی فقه را در این مورد شاهد هستیم.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) عنوان کرد: در این حالت است که دو علم با یکدیگر درگیر شده و کار مشترک انجام می‌شود ولی نوع کار متفاوت است و این ارتباط کاملا ترا‌رشته‌ای است نه میان رشته‌ای.
وی با بیان اینکه در مطالعات بینا‌دانشی، دو رشته با هم درگیر و ابزارهای خود را به میدان می‌آورند، گفت: مثلا عصب‌شناسان برای شناخت سیستم عصبی انسان از روش‌های خود استفاده می‌کنند، یا فرد دیگری که رشته روانشناسی دارد وقتی می‌خواهد با بیمار صحبت کند از روش‌های دیگری استفاده می‌کند و آن زمان که این دو را در کنار هم قرار می‌دهیم تا پدیده شناخت را از آن‌ها بخواهیم توضیح دهند هر دو متخصص درگیر هستند و هیچ کدام از این دو رشته در این جا ساکن نیست و از دستاوردهای خود برای رسیدن به مباحث جدید استفاده می‌کنند و از موضع خود در مورد آن موضوع صحبت می‌کنند.
خدمت یک علم به علم دیگر در مباحث فراررشته‌ای 
پاکتچی عنوان کرد: حجم بسیاری از آنچه که مباحث میان‌رشته‌ای گفته می‌شود؛ در واقع فرا‌رشته‌ای است، که در این حال در واقع یک علم به علم دیگر خدمت می‌دهد و هر دو با هم در حال انجام یک کار نیستند.
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور با بیان اینکه وقتی در دهه 1970 علوم شناخت مطرح شد، کسی نمی‌دانست قرار است چه اتفاقی بیفتد، افزود: اما در نهایت به یک نتیجه خوب می‌رسد در واقع مطالعات میان‌رشته‌ای با یک ریسک آغاز شد و لذا خیلی قابل پیش‌بینی نیست.
پاکتچی تصریح کرد: به عنوان نمونه در موضوع بینایی سنجی، متخصصانی از رشته فیزیک و همچنین عصب‌شناسی در کنار هم فعالیت کرده تا بتوانند نحوه فعالیت این عضو را توضیح دهند؛ در واقع وحدت موضوع برای این همکاری لازم است، زیرا تا نتوانند با هم ارتباط بگیرند، می‌شود چند‌رشته‌ای و هر کدام کار خود را انجام می‌دهند و در نهایت به علم جدید منجر نمی‌شود.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) تصریح کرد: استفاده از معنا‌شناسی برای بررسی قرآن و محتوای آن یک کار ترا‌رشته‌ای است که بر اساس آن از امکانات یک علم برای پیشرفت یک علم دیگر استفاده می‌کنیم.
پاکتچی با بیان اینکه خود معنا‌شناسی هم باید از قرآن و متن‌های قرآنی استفاده و بهره ببرد، ابراز کرد: اگر بتوانیم ارتباط برقرار کرده تا از معناشناسی قرآن استفاده کند، می‌توانیم بگوییم میان رشته‌ای رخ داده و با آن مواجهیم و نه ترا‌رشته‌ای. که در این حالت هر دو علم می‌توانند از هم استفاده کنند.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) اضافه کرد: ارتباط در فضای مطالعه و دیسیپلین(نظم) می‌تواند در سه سطح مطالعه بین‌دانشی، میان‌دانشی و بین دو سیستم و دو گفتمان باشد.
 وی با بیان اینکه دو سیستم می‌تـوانند الزاما دو علم نباشند، ادامه داد: ما امری به نام علوم قرآنی داریم که از جنس علم بوده و یک رشته دانشگاهی است، همچنین یک امر قدسی به نام قرآن کریم که بالاتر از علم بوده و به تعبیری فرا‌علم است، داریم که کسی آن را به عنوان یک پدیده ایجاد نکرده است، بلکه از جانب خدا و کلام اوست.
ارتباط بین قرآن و یک علم، مطالعات میان‌رشته‌ای محسوب نمی‌شود
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور ادامه داد: کسی که بخواهد یک نوع گفتمان بین خود قرآن و یک علم مانند روانشناسی برقرار کند، اینجا میان‌رشته‌ای رخ نداده است، بلکه ارتباط بین یک‌رشته و متن قدسی به نام  قرآن است که این حالت خیلی وقت‌ها به تعبیر میان‌رشته‌ای بیان می‌شود.
وی ادامه داد: اگر در یک مطالعه، یک طرف علم و یک طرف دیگر ادبیات باشد؛ باز هم میان‌رشته‌ای نیست، تنها خواندن ادبیات، سعدی و حافظ علم ادبیات نیست، بلکه علوم ادبیات یعنی آرایه‌ها و سبک‌های آن علم محسوب می‌شود، در واقع آنچه که علم نیست، یک سیستم هست و سیستم بودنش موجودیت دارد و به اعتبار لایه زیرین خودش می‌تواند ارتباط برقرار کند.
پاکتچی در مورد مطالعات بین گفتمانی ابراز کرد: آنچه که دوره مدرن را از کلاسیک جدا می‌کند، توجه به فرد و فاعل‌شناسی است، اگر به تفاوت‌های گفتمانی توجه نشود ممکن است به جای خاصی نرسیم.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه با بیان اینکه زمینه‌های الزامات معرفت‌شناختی مباحث میان‌رشته‌ای حدود دهه 50 و 60 میلادی در فلسفه غرب فراهم شد، اظهار کرد: معرفت‌شناختی مضاف هم از دهه 70 در شکل توجه به معرفت‌شناختی اقتصاد صورت گرفت.
میان‌رشتگی کارکرد‌گرا
وی با اشاره به اینکه علوم می‌توانند مبانی معرفتی خاص خودشان را داشته باشند، در مورد میان‌رشتگی کارکرد‌گرا، گفت: علمی از دهه 50 در غرب شکل گرفت به نام حقوق اقتصاد که علم اقتصاد در مورد هست‌ها و نیست‌ها و علم حقوق در مورد بایدها و نبایدها صحبت می‌کند.
پاکتچی در مورد رویکرد پراگماتیسم یا کارکردگرایی که کارآمد‌محور است تا صدق و درستی‌گر، عنوان کرد: این رویکرد در جریان حقوق اقتصادی غربی از دهه 50 ایجاد شد و عمده منطق این رشته میان‌رشته‌ای، منطق کارکردگراست و با این نگاه است که رشته حقوق اقتصاد، 70 سال است فعال بوده و هنوز هم در این فضای میان‌رشته‌ای علاقه به مبانی معرفت شناسی وجود ندارد و بیشتر جنبه کارکردگرایی آن اهمیت دارد.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت: یکی از ابزارهایی که در دو دهه اخیر برای بحران مبانی معرفتی استفاده شده، مبحث دانش شناخت است که از سال 70 میلادی رو به رشد است و ظرفیت‌های خوبی برای اقتصاد در آن ایجاد شده است.
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور ادامه داد: یکی دیگر از مثال‌های میان‌رشتگی‌شناختی، ارتباط زیست‌شناسی و مطالعات فرهنگی است که ارتباط بین این‌ها را از طریق شناخت برقرار و از ابزار علوم شناختی استفاده می‌کند.
وی در مورد معنای بازگشت پیشینه‌گرایی معرفتی گفت: یعنی یک دانایی‌های پیشینی داریم که در حال حاضر می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم که این مقوله نیز از دهه 80 بیشتر دیده می‌شود که این پیشینه‌گرایی یعنی استفاده از دانایی‌های گذشته و رصد آن‌ها در روش‌‌شناسی علم می‌تواند الفبای آغازین میان‌رشته‌ای باشند.
پاکتچی ابراز کرد: در واقع در حوزه دیسیپلین، یکی از مباحث مهم مسئله عادت تفکری در یک دانش است، یعنی افراد به یک شکلی از تفکر عادت می‌کنند که شیوه ورود و خروجشان تفاوت می‌کند در واقع مفهوم نظم فکری و اینکه افراد مباحث را در ذهن خود چگونه می‌بینند یک مدل دارد و فرد از ابتدای ورود به رشته تحصیلی خود اینگونه تربیت می‌شود.
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور گفت: باید به روش‌های فکری و عادات تفکری هم توجه کرد که این عادات در عین حالی که به رشته تحصیلی مربوط می‌شود به دوره زندگی و عصری که فرد در آن زندگی و  به سر می‌برد نیز مرتبط است و در هر عصری با دیگر دوران‌ها تفاوت می‌کند.
پاکتجی اضافه کرد: مسئله میان‌رشته‌ای این گونه نیست که تکه‌هایی از علوم را به هم بچسبانیم و بگوییم این میان‌رشته است، بلکه باید ساختار علوم را بشناسیم و بگوییم که چقدر مبانی معرفتی این علوم به هم می‌خورد و این موضوع اهمیت دارد.
ضرورت توجه جدی ساخت‌مندی و نظام‌مندی علوم در مبحث میان‌رشته‌ای
وی ادامه داد: در واقع ساخت‌مندی و نظام‌مندی علوم در مبحث میان‌رشته‌ای باید مورد توجه جدی قرار گیرد وقتی علوم در ارتباط و اصطکاک قرار می‌گیرند، یا باید در نظام‌مندی مانند هم باشند و یا باید تدابیری اندیشید که این جزیره‌ای و یا دایرةالمعارفی بودن هر کدام مشکل ایجاد نکند، لذا اگر قرار باشد دو علم با هم ارتباط برقرار کنند این مباحث باید مورد توجه قرار گیرند.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) در مورد موضوع نظام‌گرایی و نظام‌گریزی عنوان کرد: برخی علوم به شدت نظام‌گرا هستند و به دنبال این هستند که سیستم دائم منسجم‌تری ایجاد شود.
پاکتچی افزود: یک رویکرد نظام‌گرا به دنبال رفع اشکالات یک سیستم است؛ این نوع گرایش در افرادی است که دارای تفکر نتیجه‌بخش هستند در واقع ما به دنبال یک فرمول هستیم تا با ریختن یک اطلاعات اولیه در آن به خروجی برسیم.
استاد برجسته زبان‌شناسی کشور اضافه کرد: اینها خطرات میان‌رشته‌ای است و باید مراقب بود، زیرا در دنیا مباحث میان‌رشته‌ای کم کار شده و در قریب به صد درصد موارد آن یک تیم و مجموعه‌ای از افراد متخصص در رشته‌های مختلف به این مطالعات دست می‌زنند؛ حتی یک فرد تحصیل کرده وقتی می‌خواهد در دو رشته کار میان‌رشته‌ای انجام دهد باید با عادات آن رشته‌ها آشنا بوده و بداند که میان‌رشته‌ای چیست.
ضرورت پرداخت به مباحث اقتصاد و فقه برای رفع نیاز جامعه اسلامی
وی افزود: فقه و اقتصاد در کنار هم ماهیت متفاوتی دارند، فقه یک علم اجتهادی و اقتصاد یک علم محاسباتی است لذا در هر مبحثی باید راه ورود به آن را پیدا کنیم، ما 60 سال است که در حوزه اقتصاد و فقه کار می‌کنیم و در همه کشورهای اسلامی نیز این مباحث پیگیری می‌شود ولی تاکنون به توفیق زیادی نرسیده‌ایم چون هر بار مسیری را رفته، به زمین خورده و دوباره مسیر دیگری را امتحان می‌کنیم.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت: باید به مباحث میان‌رشته‌ای توجه کنیم که تا به حال نبوده است؛ در واقع ارتباط بین فقه و اقتصاد ممکن است؛ اما اینکه چگونه در راستای آن به نتیجه برسیم، باید کار شود و امروز این مباحث مشکل جهان اسلام است که می‌توانیم این مسیر را با جدیت و تدبیر به نتیجه برسانیم.
پاکتچی در مورد چگونگی برخورد علم با علاج مجهولات نیز تصریح کرد: نحوی مواجهه یک علم با علاج مجهولات، شیوه‌هایی دارد که در مباحث میان‌رشته‌ای اهمیت دارد و رفتن به سمت علاج و مجهولات مانند نیازهای اجتماعی است؛ مانند این که جامعه ما نیاز دارد که مسئله بانکداری‌اش رفع شود.
captcha