به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)
از خراسان رضوی، آیتالله عباس واعظطبسی، تولیت آستان قدس رضوی و نماینده
ولی فقیه در استان خراسان، از سنین نوجوانی گام در مسیر نورانی نهضت
امام(ره) نهاد و همچون مجاهدی نستوه و خستگیناپذیر سالها به مبارزه با
رژیم پهلوی پرداخت.
وی پابهپای امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب و
دیگر یاران این نهضت الهی با عزمی راسخ و نگاهی بصیر سالهای رنج و مبارزه،
دستگیری و شکنجه را به جان خرید اما حتی لحظهای دست از نصرت انقلاب
اسلامی نکشید.
این عالم مبارز پس از یک هفته تحمل بیماری در نهایت در
ساعت 2:10 بامداد روز جمعه، چهاردهم اسفندماه در اورژانس عدالتیان مشهد چشم
از جهان فرو بست و در ادامه با اقامه نماز میت توسط ولی امر مسلمین بر
پیکر این عالم و وداع با وی در روضه منور رضوی به خاک سپرده شد.
در هفتمین روز درگذشت آیتالله واعظطبسی کارنامه درخشان مبارزاتی این عالم مجاهد و فقیه بصیر را در گفتوگو
با برخی چهرههای نامآشنای تاریخ انقلاب اسلامی ورق میزنیم...
سیدمحمدجواد هاشمینژاد، فرزند شهیدهاشمینژاد و مدیر امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی در گفتوگو با
ایکنا
در ابتدا با اشاره به سوابق انقلابی آیتالله عباس واعظ طبسی اظهار کرد:
ایشان یکی از مبارزان دیرین انقلاب اسلامی و از پایهگذاران آن به شمار
میرفت. آیتالله واعظ طبسی بیش از 60 سال سابقه کار، جهاد و تلاش در راه
نهضت امام خمینی(ره) را در کارنامه داشت.
16 سالگی؛ روزهای آغاز مبارزهوی
ادامه داد: به گفته ایشان زندگی مبارزاتی وی از سنین 16 سالگی یعنی در
دوران دبیرستان آغاز شد و همواره در مسیر نشر معارف اسلام ناب ثابتقدم بود
و با دید بصیر و آگاهانهای که داشت همواره در مسیر اسلام صحیح و به روز و
اسلامی که برای همه جامعه و شئون زندگی بشریت برنامه دارد، گام برداشت.
هاشمینژاد،
آیتالله واعظطبسی را یکی از شاگردان برجسته و شاخص امام خمینی(ره)
برشمرد و افزود: ایشان یکی از معتمدان امام(ره) محسوب میشدند به گونهای
که میتوان گفت اگر امام(ره) در طول حیات مبارکشان چندین فرد معتمد داشتند،
یکی از آنها آیتالله واعظ طبسی بود؛ ایشان در حقیقت یکی از همراهان
دیرین امام(ره) از آغاز نهضت و جریان مبارزاتی ایشان به شمار میرفت.
زندگی و تمام داشتههایم در راه نهضت شما فدا بادوی
در ادامه میافزاید: نقل است هنگامی که امام در حدود سال 42 و پیش از آن
که نهضت خود را به صورت آشکار آغاز کند، آیتالله واعظطبسی نزد حضرت
امام(ره) رفت و اعلام کرد: «زندگی من و هر آنچه دارم در راه نهضت شما فدا
باد و من آمادهام تا پای جان در راه شما مبارزه کنم» و الحق تا زمانی که
توان در بدن داشت و تا پیروزی کامل انقلاب اسلامی به گفتهاش جامعه عمل
پوشاند.
مدیر امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی با
اضافه کردن این مطلب که تمام زندگی ایشان وقف راه و مسیر نورانی نهضت
امام(ره) بود، بیان کرد: آیتالله واعظ طبسی در خراسان طبیعتا با وعظ و
منابر شیوایی که داشت یکی از قطبهای اصلی مبارزات ملت خراسان به شمار
میرفت که بعدها پس از هجرت رهبر معظم انقلاب و شهیدهاشمینژاد به مشهد،
پایههای انقلاب اسلامی روز به روز مستحکمتر شد و هدایت و رهبری مردم
خراسان به دست این سه رکن رکین انقلاب افتاد.
آمادگی همیشگی برای مواجهه با موانع مسیر انقلاب وی
آیتالله واعظ طبسی را فردی معرفی کرد که همواره برای خطر کردن و مواجهه
با آنچه که در مسیر انقلاب حکم مانع را داشت، آماده بود و گفت: بارها به
زندان افتاد و توسط دژخیمان پهلوی برای در هم شکستن روحیه مقاومش شکنجه شد
به گونهای که خود من شاهد یکی از موارد هجمه عوامل پهلوی به ایشان بودم.
فرزند
شهیدهاشمینژاد اینگونه ادامه داد: در دورانی که آخرین و طولانی مدتترین
دوره زندان ایشان در مشهد در حال سپری شدن و اتمام بود و دوران بازجویی و
شکنجه ایشان گذشته بود، حدودا یک سال مانده به وقوع انقلاب اسلامی شاهد
بودم که چگونه ایشان را زجر داده و شکنجه میکردند به طوری که وقتی ما به
همراه پدر به ملاقات زندانیان میرفتیم ایشان هم تشریف میآوردند و پس از
حدود 20 روز که نتوانستند به ملاقات بیایند وقتی توان آن را پیدا کردند
مرحوم پدرم زیر بغلشان را گرفته و با وضعیتی خاص به ملاقات آوردند.
حتی یک روز هم سنگر انقلاب را رها نکردوی
با تأکید بر اینکه آیتالله واعظ طبسی در هیچ دورهای حتی یک روز سنگر
انقلاب را رها نکرد، یادآور شد: همواره یار باوفای انقلاب اسلامی، رهبر
کبیر انقلاب و پس از ایشان آیتالله خامنهای بودند و از خود ثمرات بسیاری
بر جای گذاشتند؛ هنگامی که رهبر معظم انقلاب به منظور بر عهده گرفتن
مسئولیتهای سنگین انقلاب به تهران هجرت کردند و شهیدهاشمینژاد نیز به
شهادت رسید بار سنگین انقلاب اسلامی و حوزههای مختلف آن در خراسان بر دوش
ایشان افتاد که طی حدود 37 سال پس از پیروزی انقلاب به خوبی از عهده این
مسئولیت برآمده و توانستند سنگر انقلاب را در استان خراسان مستحکم و استوار
نگه دارند.
آیتالله واعظ طبسی معتمد امام(ره) بودهاشمینژاد
در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به این نکته که زندگی پربار
آیتالله واعظ طبسی سراسر یک زندگی طلایی است، اظهار کرد: حضرت امام(ره) در
تأیید این شخصیت بیانات متعددی دارند چرا که وی یکی از شخصیتهای معتمد
امام به شمار میرفت و همین واگذاری حکم تولیت آستان قدس رضوی نشاندهنده
اوج اعتماد ایشان به آیتالله واعظ طبسی است؛ اساسا مقام تولیت حرم رضوی
طبق احکام ما بر عهده شخص ولی فقیه است مگر آنکه وی اختیارات خود را به این
شخص واگذار کند که امام(ره) این اقدام را در مورد آیتالله واعظ طبسی
انجام دادند.
در این چندنفس باقیمانده از عمرم همه امیدم به امثال شماستوی
در ادامه اظهاراتش افزود: به یاد دارم در دورانی که فرزند برومند حضرت
امام(ره) حاجآقا مصطفی به شهادت رسیده بود، در دوران خفقان رژیم ستمشاهی
این سه بزرگوار یعنی رهبر معظم انقلاب، آیتالله واعظ طبسی و
شهیدهاشمینژاد متفقا نامهای را به زبان لاتین تنظیم کرده و مخفیانه برای
حضرت امام(ره) در نجف فرستاده و در این نامه شهادت فرزند ایشان را تسلیت
گفته بودند؛ جالب بود که حضرت امام(ره) نیز در جواب، نامهای محبتآمیز و
شکوه خاصی خطاب به این سه نفر نوشتند. امام خمینی(ره) در صدر این نامه
عنوان کرده بودند «من در این چندنفس باقیمانده از عمرم همه امیدم به امثال
شماست» و این عمق نگاه امام به این سه قطب مبارزاتی را نشان میدهد.

فرزند
شهیدهاشمینژاد در دوران پرفراز و نشیب انقلاب همواره در کنار پدر
بزرگوارش، بسیاری از اتفاقات آن مقطع را از نزدیک نظارهگر بوده و خاطرات
زیادی در ذهن دارد که در ادامه به برخی از آنان اشاره کرده و گفت: بنده به
دلیل اینکه پدرم، شهیدهاشمینژاد در دوران پیش از انقلاب با این دو شخصیت
عظیمالشأن علیالخصوص آیتالله واعظ طبسی بسیار مرتبط بودند به گونهای که
در سال 56 به طور همزمان دستگیر شده و حدود دو سال با یکدیگر در زندان
همبند بودند و مواجه زیادی با جریانات و خطوط انحرافی همچون مارکسیستها،
منافقین و ... داشتند و ما نیز برای ملاقات مکرر به زندان میرفتیم بیشتر
بدین طریق با ایشان حشر و نشر داشتیم.
وی
افزود: پس از آزادی این بزرگواران از زندان و آغاز انقلاب اسلامی جلسات و
مشورتهای این سه نفر برای هدایت انقلاب نیز افزایش یافته بود و بنده در
حدود 10-12 سالگی علیرغم سن کمی که در هنگام وقوع انقلاب اسلامی داشتم به
خاطر دارم که جلسات هدایت انقلاب اسلامی مرتبا به صورت هفتگی و حتی گاهی
هفتهای دو بار یا کمتر و بیشتر در منازلشان برپا میشد.
مبارزاتشان تنها برای رضای خدا بودمدیر امور زائران غیرایرانی آستان قدس رضوی همچنین
متذکر شد: گاهی اوقات که توفیق داشتم و به محضر آیتالله واعظ طبسی
میرسیدم، خود ایشان به یاد دوران انقلاب خاطراتی را نقل میکردند که این
خاطرات برای من بسیار شیرین بود و برخی از این موارد نشاندهنده این بود
ایشان در مسیر انقلاب اسلامی چه مبارزات طولانی داشته و چه رنجی را متحمل
گشتهاند. در مقاطعی که در ظاهر هیچ امیدی به پیروزی انقلاب اسلامی نبود
اما مبارزات و رنجهای این افراد صرفا برای رضای خدا و ادای دین الهیشان
ادامه داشت.
دیدار با آیتالله دستغیب در زندانوی
به نقل خاطره دیگری از آیتالله واعظ طبسی پرداخت و اضافه کرد: ایشان
همچنین نقل میکردند «اوایل آغاز نهضت امام، زمانی که در یکی از زندانهای
تهران(زندان قزلقلعه یا قزلحصار) بودم به دلیل شرایط بسیار بد سلول چند
ساعتی که میگذشت به بهانههای مختلف برای تجدید وضو و یا امور اینچنینی
بیرون میآمدم یکمرتبه به پیرمردی برخوردم که روی سکوی جلوی سلول نشسته
بود. وی رو به من کرد و گفت:«ان مع العسر یسرا، فان مع العسر یسرا» و من
هنگامی که چهرهام را برگرداندم و ایشان را دیدم متوجه شدم آیتالله دستغیب
هستند» زیرا در آن شرایط سخت آن دوران، انقلابیون همواره به یکدیگر روحیه
میدادند و آیتالله دستغیب در تقویت روحیه ما بسیار نقش ارزندهای داشت.
هاشمینژاد
در ادامه یادآور شد: ایشان همچنین از زبان آیتالله خامنهای نقل
میکردند: «در دوران انقلاب در مشهد طی حادثهای عوامل رژیم شاه شروع به
تیراندازی کرده و مردم را قتلعام میکنند که من به ذهنم رسید برای اینکه
مانع تیراندازی عوامل رژیم به مردم شویم بهتر است ما روحانیون پیشتازانه
حرکت کنیم و در خیابان، خود را بین مردم و مأموران حائل قرار دهیم تا
تیراندازی را متوقف کنند. از این رو تصمیم گرفتم این فکر را عملی کنم و از
آنجایی که میدانستم نخستین کسی که روی من را با این درخواست زمین
نمیاندازد و مرا همراهی خواهد کرد آیتالله واعظ طبسی است لذا با ایشان
مطرح کردم و ایشان بلافاصله اعلام آمادگی کرده و به همراه جمعی از روحانیون
این اقدام انجام گرفت.»
وی
با بیان اینکه این ابتکار عمل و از خود گذشتگی از خونریزی بیشتر مردم در
آن اتفاق جلوگیری کرد، افزود: رژیم شاه از ترس اینکه مبادا این افراد که
طلایهدار انقلاب بودند مورد اصابت قرار گرفته و وضعیت را پیچیدهتر و از
کنترل خارج کند مجبور به عقبنشینی شد. به هر روی امثال این جانفشانیها
در طول تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی علیالخصوص در خطه خراسان به
وفور رخ داده بود.
آیتالله علیاکبر الهی خراسانی نیز که خود از سابقه
انقلابی و مبارزاتی برجستهای در دوران پرافت و خیز انقلاب اسلامی برخوردار
است و معاشرت نزدیکی با آیتالله عباس واعظ طبسی داشته، در بخش دیگری از
این گفتوگو دقایقی با ما همراه شد و نکاتی را در خصوص فعالیتهای انقلابی
این عالم مبارز با ما در میان گذاشت.
در همه عرصههای انقلاب حضور پررنگی داشتوی
در آغاز آیتالله طبسی را شخصیتی برجسته توصیف کرد که پیش از انقلاب
تاکنون خدمات ارزندهای را انجام داده و اضافه کرد: بنده بسیار با ایشان
مأنوس بوده و حشر و نشر داشتم، به جد انسان خدمتگذاری بود. ایشان در دوران
انقلاب، راهپیماییها و یا جلسات باشکوهی که در حسینیه خود در خیابان
خواجهربیع برگزار میکردند، حضور پررنگی داشت.
آیتالله الهی خراسانی
ادامه میدهد: جلسات حسینیه امام رضا(ع) در شبهای جمعه و ایام عاشورا و
... تا همین اواخر برگزار و از منبریها معروف تهران برای حضور در این
جلسات دعوت میشد. جمعیت فراوانی نیز در این جلسات شرکت میکردند.
وی
نقشآفرینی آیتالله واعظ طبسی در جریان پیروزی انقلاب را بسیار گسترده
خواند و متذکر شد: ایشان در تمام راهپیمایی و تظاهراتهای دوران انقلاب
فعالانه شرکت میکرد و همواره در تمام برنامههای انقلاب در صف اول حاضر
میشد با اینکه از ناحیه پا دچار مشکل بود همواره میآمد و تحمل میکرد.
یک انقلابی به تمام معنا بوداین
عالم مشهدی آیتالله واعظ طبسی را یک انقلابی واقعی خواند که در همه
عرصههای انقلاب حضور فعال و مؤثر داشت و بیان کرد: امام(ره) و رهبر معظم
انقلاب همواره با ایشان ملاقاتهای بسیاری داشته و از ایشان تجلیل میکردند
و یا در مراسم معنوی و ملکوتی غبارروبی حرم رضوی شخصا حضور مییافتند.
در
ادامه حیدر رحیمپورازغدی از دیگر فعالان و شخصیتهای انقلابی مشهد و از
دوستان دیرین این عالم انقلابی در گفتوگو با خبرنگار ما
با بیان اینکه ما در دوران ابتدایی با یکدیگر هممدرسه بودیم، اینگونه گفت:
البته ایشان از من کوچکتر بود و من با برادر ایشان همکلاس بودم.
آیتالله واعظ طبسی از کودکی فردی بسیار متدین بود.
وی اضافه کرد: ایشان
بیش از 20 سال مانده به انقلاب در زمینههای دینی فعال بود، زمانی هم که
انقلاب آغاز شد چهار نفر در مشهد هسته اصلی انقلاب به شمار میرفتند،
آیتالله خامنهای، شهیدهاشمینژاد، آیتالله واعظطبسی و آیتالله محامی و
بنده نیز جزو همین گروههای متدین و طلبه بوده و با آنان فعالیت داشتم.

رحیمپورازغدی
این افراد را طلایهداران انقلاب اسلامی تا هنگامه پیروزی انقلاب برشمرد و
اظهار کرد: آیتالله واعظ طبسی از دوران نوجوانی فعالیتهای انقلابی خود
را آغاز کرد و از شخصیتهای درجه اول انقلاب در مشهد بود؛ ایشان از هیچ
کوششی برای به ثمر رسیدن انقلاب فروگذار نکرد و از پخش اعلامیه تا تبلیغات،
سخنرانی و تجمیع جوانان و نیروهای انقلابی را انجام میداد.
با وجود دستگیریهای مکرر به فعالیتهای انقلابی خود ادامه میدادوی
در خاتمه با ذکر این مطلب که آیتالله واعظ طبسی با وجود دستگیریهای مکرر
پس از خروج از زندان نیز مجددا به فعالیتهای انقلابی خود ادامه میداد،
یادآور شد: ایشان همواره با آیتالله خامنهای همراه بودند. یعنی از زمانی که امام، ایشان را نماینده خود در مشهد معرفی
کردند تا هماکنون با یکدیگر معاشرت داشتند.