به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، مستند «فاستقم»، آخرین
اثر محمد مهدی خالقی، مستندساز کشورمان، شب گذشته، 18 اسفندماه، در سالن
اجتماعات دانشگاه علوم اسلامی رضوی، با حضور طلاب و دانشجویان در مشهد
رونمایی شد.
در ابتدای این مراسم، پس از پخش کلیپ «لبیک» از حامد زمانی و
کلیپ «شبیه افسانه» جشنواره عمار، با قرائت قرآن، مراسم رسما آغاز شد و
مستند «فاستقم» به نمایش گذاشته شد.
در ادامه محمد مهدی خالقی، کارگردان
مستند فاستقم، صحبت خود را از نحوه تولید مستند آغاز کرد و گفت: سفری را
تابستان به لبنان داشتم، همچنین قبل از سفر هم، 5 و 6 ماه قبل با دوستان
طلبهای که در بحثشان شرکت میکردم به سوریه رفتم، وقتی برای زیارت حرم
حضرت زینب(س) رفتیم، در حقیقت بدون هیچ پیش زمینه ذهنی در آنجا حضور یافته
بودم.
وی ادامه داد: در آنجا با یکی از دوستان برخورد کردیم، وی شروع
کرد به خاطره گفتن در مورد اوج درگیری با تکفیریها در منطقه زینبیه،
همینطور که خاطره را تعریف میکرد، تصاویری در ذهنم شکل میگرفت و این
تصاویر در ذهنم باقی ماند، با خودم سنجیدم که آیا میشود رفت و این
خاطرهها را به تصویر کشید یا خیر؟.
وی بیان کرد: با لطف الهی و کمک
حضرت زینب(س) این سفر انجام شد و بعد از 10 روز رفتن و آمدن، کار
تصویربرداری را آغاز کردیم، تصویربرداری حدود دو ماه طول کشید و اواسط
تابستان برگشتیم و کار تدوین را انجام دادیم، البته بهخاطر تدوین و ترجمه،
کمی طول کشید و کند پیش رفتیم.
از مدافعان حرم حضرت زینب(س) انگیزه میگیرماین
مستندساز برجسته عنوان کرد: وقتی میدانم جایی که قرار است بروم، درگیری
وجود دارد، وقتی میبینم بچههای 16ساله برای دفاع از حرم حضرت زینب(س)
آمدهاند، واقعا انگیزه میگیرم، من به یکی از آن بچهها گفتم، وقتی شما را
میبینم، یاد حسین فهمیده میافتم، شیعه اینطوری است، اساسا این حس و حال
درون همه شیعیان وجود دارد و مدافعان حرم و بچههای حزبالله، همه
میخواهند پرواز کنند و آسمانی شوند.
سپس عقیلی، تصویربردار جوان مستند
«فاستقم» صحبت خود را با دو داستان از سفرش آغاز کرد و گفت: در یکی از
اتوبانهای شهر سوریه ماشینها خیلی با سرعت حرکت میکردند، من دلیل آن را
سوال کردم، گفتند که این اتوبان در دید نیروهای داعش است و اگر آهسته حرکت
کنند، تک تیرانداز آنها را میزند و باعث تصادف میشود، کمی جلوتر که
رفتیم، دیدیم یک ماشین منفجر شده است، پرسیدم، گفتند داعش وقتی فهمیده
نمیتواند ماشینها را بزند با تانک یکی از ماشینها را زده است.
وی در
داستان دوم ادامه داد و گفت: ما وقتی به سوریه سفر کرده بودیم، ماه مبارک
رمضان بود، داشتیم بههم دیگر میگفتیم ما هروقت ماه رمضان مشهد بودیم،
حداقل یک افطار را به حرم میرفتیم اما امسال دیگر نمیرویم، دقیقا فردای
آن روز به ما گفتند که ایرانیها یک مراسم دارند و افطار هم میدهند، با
خودمان گفتیم، خدا قسمتمان کرد، اینجا هم افطاری بخوریم.
وی در ادامه صحبتهایش عنوان کرد: وقتی برای تصویر برداری
به سوریه رفتم، تازه فهمیدم جهاد و مدافع حرم بودن چه معنی دارد، وقتی
انسان در آن شرایط قرار میگیرد، میفهمد که چه احساس قشنگی به او دست
میدهد.