کد خبر: 3491741
تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۰

غم از دست دادن حسن «سنگین اما شیرین» است

گروه اجتماعی: مادر شهید حسن قاسمی‌دانا غم از دست دادن وی را «سنگین اما شیرین» تعبیر کرد و گفت: من همان لحظه عظیمت ایشان حس کردم که او دیگر باز نمی‌گردد و به دنبالش تا دم در رفتم تا از زیر قرآن ردش کنم، وقتی خواستم او را ببوسم نگذاشت و دست‌های مرا به روی صورتش گذاشت و بوسید و رفت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، دوم شهریورماه سال 1363، در یکی از روزهای گرم تابستانی در بحبوحه‌ جنگ تحمیلی و در جوار مرقد حضرت ثامن الائمه(ع) در مشهدالرضا(ع)، نوزادی پا به عرصه‌ این جهان گذاشت که والدینش به دلیل عشق به ائمه اطهار(ع) وی را حسن نامیدند.
حسن سیم خاردار من است/ «انا شیعه امیرالمومنین(ع)»؛ شهادتین شهید قاسمی‌دانا
عشق به ائمه اطهار(ع) و ولایت با تار و پود روح این نوزاد چنان تنیده شد که سی سال بعد، در روزهایی که شاید کمتر جوانی به سن و سال او حاضر بود در راهی پرخطر قدم گذارد، وی شهر و دیار خویش را رها نمود و در راهی پا نهاد که مقصدش آسمان شد.کامرانی/ شهید مدافع حرم
شهید حسن قاسمی‌دانا، از نخستین شهدای مدافع حرم بود که 25 فروردین‌ماه 94 به طور داوطلبانه برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه اعزام شد و درست یک ماه بعد در 25 اردیبهشت‌ماه و همزمان با روز وفات حضرت زینب(س)، دعوت حق را لبیک گفت و به فیض شهادت نائل آمد.
به همین خاطر برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت آن هم در بین جوانان امروز به منزل پدری ایشان رفتیم و در فضایی صمیمی و بی‌ریا، ساعتی مهمان مادر گرانقدرشان خانم مریم طربی شدیم.
کامرانی/ شهید مدافع حرم
مادر این شهید بزرگوار ابتدا به معرفی وی پرداخت و عنوان کرد: حسن دومین فرزند خانواده و دارای سه برادر به نام‌های علی، مهدی و احمد بود. وی مجرد و دارای مدرک دیپلم و در بلوار حجاب مشهد مغازه نانوایی داشت که در حال حاضر این نانوایی در خیابانی به نام خود این شهید واقع شده است.
طربی با بیان اینکه عشق به ائمه اطهار(ع) و ولایت دلیل اصلی علاقه این شهید به حرکت در این مسیر بود، گفت: از ویژگی‌های بارز اخلاقی حسن، خلوص در کارهایش بود؛ وی هیچگاه در مقابل لطفی که برای کسی انجام می‌داد منتظر پاسخ از طرف مقابل نمیشد؛ هیچگاه درخواست کسی را برای کمک رد نمی‌کرد و در همه‌ کارهایش خلوص داشت.
کامرانی/ شهید مدافع حرم
وی افزود: هیچ کس از کارهای خیر و نیکوی او خبر نداشت؛ مثلا قبل از اعزام ماشینش را فروخت و مبلغ آن را به یک نیازمند اهدا کرده بود و تا بعد از شهادتش کسی از این قضیه خبر نداشت و یا اینکه با وجود سن‌ کم، دو کودک یتیم را تحت تکفل خودش قرار داده بود.
طربی با بیان اینکه شهید نیز مانند سایر جوانان امروزی به امور دنیایی خود نیز به نحو احسن می‌پرداخت، عنوان کرد: وی بسیار اهل ورزش مخصوصا کوهنوردی و صخره نوردی بود؛ گاهی می‌شد که حتی تنهایی به کوه برود، همیشه لباس‌های تمیز و مرتب می‌پوشید و در امور خانه نیز همدم و سنگ صبور و مایه‌ آرامش مادر بود.
مادر شهید قاسمی با اشاره به اینکه او شش ماه قبل از رفتن و به خواست مادر حتی قصد ازدواج کرده بود، اظهار کرد: با وجود اینها هیچگاه دلبسته‌ دنیا نبود و همواره می‌گفت که انشاالله سرافراز از این دنیا برویم.
کامرانی/ شهید مدافع حرم
طبع شعری و شوخ‌طبعی از ویژگی‌های بارز شهید
طربی در ادامه گفته‌های خود بیان کرد: او در جمع دوستان بسیار شوخ طبع بود و همچنین مطالعه را بسیار دوست می‌داشت؛ مخصوصا کتب علماء و شهدا و نیز کتب شعر را، خودش نیز گاهی شعر می‌سرود و در منزل کتابخانه‌ای داشت که پر از کتاب‌های زیبا و پرمحتوا بود.
مادر این شهید درباره نحوه اعزام وی عنوان کرد: تقریبا از شش ماه قبل درصدد رفتن بود، با آنکه خود مربی سلاح و بسیجی فعال بود در رزمایش‌های متعددی جهت آمادگی شرکت کرد، برای خود نام مستعاری به یاد پدربزرگش به اسم قاسم قاسم‌پور انتخاب کرد و راهی شد.
کامرانی/ شهید مدافع حرم
وی گفته‌های خود را اینگونه ادامه داد: از یک هفته قبل از رفتن، زمانی که کارهایش درست شده بود، شروع به آماده‌سازی من کرد و یک روز به من گفت که مادر اگر از این سفر بازنگردم، شما چه می‌کنید؟ من نیز با اینکه وابستگی‌ام به حسن بیشتر از سایر فرزندانم بود، ابتدا پاسخی ندادم و در آخر به او گفتم سعی می‌کنم مانند سایر مادرهای دیگر در این موقعیت صبوری کنم.
مادر شهید حسن قاسمی دانا به روز عزیمت این شهید اشاره کرد و گفت: آن روز ظهر به خانه آمد، کوله‌اش را که یکی دو دست لباس از قبل در آن گذاشته بود را برداشت و آهسته و بی صدا از در خانه بیرون رفت، من همان لحظه حس کردم که او دیگر بازنمی گردد و به دنبالش تا دم در رفتم تا از زیر قرآن ردش کنم، وقتی خواستم او را ببوسم نگذاشت و دست‌های مرا به روی صورتش گذاشت و بوسید و رفت.
کامرانی/ شهید مدافع حرم
طربی با بیان اینکه وی قرار بود 75 روز در آنجا بماند، افزود: بعد از رفتن حسن به سوریه، تنها چند تماس تلفنی کوتاه با منزل داشت و رسیدن خودش را خبر داد و پس از آن ارتباط ما با حسن به صورت پیام صوتی و یا هفته‌ای یکبار پنج‌شنبه‌ها عصر بود که در آخرین پنج‌شنبه، در شب شهادت او توانست با پدرش و برادرانش نیز صحبت کند.
«انا شیعه امیرالمومنین(ع)» شهادتین شهید حسن قاسمی‌دانا
وی با اشاره به مهارت این شهید در امر آموزش سلاح و نیز روحیه‌ رشادت وی، افزود: استاد سلاحش همیشه می‌گفت «حسن سیم خاردار من است» یعنی هیچکس در کارها و عملیات سخت به جز حسن در کنار من نبود و در زمان شهادت نیز او با گفتن جمله «انا شیعه امیرالمومنین(ع)» در مقابل دشمن و نیز نام‌بردن از سایر ائمه اطهار(ع) برای آنها رجزخوانی می‌کرد.
حسن سیم خاردار من است/ «انا شیعه امیرالمومنین(ع)»؛ شهادتین شهید قاسمی‌دانا
مادر شهید با بیان اینکه پس از شهادت دوستان و فرماندهان وی از سپاه فاطمیون و ... به دیدنمان آمدند، در خصوص عملیات آخر حسن، عنوان کرد: گویا منطقه‌ای که حسن در آنجا به شهادت رسید، منطقه عملیاتی و ساختمانی بود که پشت آن محل سکونت شیعیان علوی قرار داشت و از لحاظ استراتژیک مهم؛ و اگر شهید قاسمی با برداشتن دو نارنجک به جنگ آنها نمی‌رفت، خدای ناکرده فاجعه‌ای بزرگتر رخ می‌داد.
وی افزود: پس از ورود حسن به ساختمان تکفیری‌ها و رجزخوانی، صدای تیراندازی آمد و حسن و فرمانده‌اش زیر رگبار تیرهایی که به نواحی قلب، شکم، نخاع و کلیه‌هایشان اصابت کرده بود به طرز وخیمی زخمی شده، اما کماکان روحیه خود را حفظ کرده، پس از انتقال به بیمارستان بلافاصله تحت عمل قرار گرفتند، اما پس از آن به علت شدت جراحات وارده به فیض شهادت رسیدند.
مادر این شهید بزرگوار غم از دست دادن وی را «سنگین اما شیرین» تعبیر کرد و در ادامه گفت: پیکر این شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) در 25 اردیبهشت همزمان با سالروز وفات حضرت زینب(س) وارد مشهد شد و به طرز باشکوهی مراسم تشییع او تا حرم مطهر رضوی برگزار و سپس در آستان خواجه ربیع به خاک سپرده شد.
وی در انتها با نقل قول این جمله از شهید که «اسلام مرز ندارد» سخنان خود را به پایان رساند و عنوان کرد: جوانان امروز نیز باید قدر نعمت امنیتی که این روزها در کشور برقرار است را بدانند.
captcha