گروه دانشگاه: تفاوت در روش معرفتی قرآن و علوم، عدم افراط در بحث اعجاز علمی قرآن و انجام اعجاز معکوس و رجوع به طبیعت بر اساس آیات قرآن برخی از نکاتی بود که در پیش همایش مشترک همایش علوم انسانی قرآنبنیان و سومین همایش ملی اعجار قرآن مطرح شد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، پیش همایش مشترک همایش علوم انسانی قرآنبنیان و سومین همایش ملی اعجار قرآن عصر امروز، 20 اردیبهشتماه با حضور منصور پهلوان، استاد دانشگاه تهران، قاسم درزی، استادیار دانشگاه شهید بهشتی، حمیدرضا بصیری، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی و محسن حبیبی، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی در سالن کنفرانس پژوهشکده اعجاز قرآن برگزار شد.
قرائت آیاتی از قرآن کریم آغازگر این پیشهمایش بود. در ادامه منصور پهلوان، استاد دانشگاه تهران در سخنانی اظهار کرد: به همت دوستان مقالات همایش اعجاز قرآن، گردآوری، بررسی و داوری شده و در جلسهای مقالاتی برای درج در مجلات علمی و پژوهشی انتخاب شده است.
وی افزود: این پژوهشکده بهتر است از تجربیاتی که دانشگاههای قدیمیتر مثل دانشکده الهیات و ادیان دارند بهره ببرد و از نظر مدیریتی حرکتی داشته باشد که با شور و علاقه خوبی دانشجویان را جذب کند، اگر به همان روش سابق عمل کنیم شاید تمایل عمومی کمتر باشد. اگر بین رشتهای باشد مثل الهیات و سیاست، الهیات و حقوق و ... که بحث خوبی است و مورد نیاز جامعه نیز است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه باید از بحث اعجاز سابق که روی فصاحت و بلاغت تأکید میشد بیرون بیاییم، بیان کرد: روی علوم متمرکز شویم، به طور مثال از نظر زیست شناسی، زمین شناسی، هوا فضا و ... که میتوان اعجاز قرآن را در این زمینهها و با توجه به علوم بررسی کرد. روش معرفتی قرآن کریم با روش معرفتی علوم به کلی متفاوت است، علوم بر اساس تجربیات بشری، اشتباه و فرضیه حرکت میکنند، در صورتی که وحی به منبع لایزالی متصل است که در آن اشتباه و خطا نیست.
وی عنوان کرد: طریق علم قابل نقصان است، فرضیاتی در علوم مطرح است که پاسخ سؤالات را میدهند، منتهی نه بر اساس علم و منطق، بلکه برای اینکه مشکل را حل کنند حدس میزنند و مادام که فرضیه بهتری نیامده آن فرضیه معتبر است. به طور مثال در فرضیه اتم، واضح است که با هیچ چشم مسلح و غیرمسلحی اتمها دیده نشده، اما این فرضیه برای حل یک مسئله و پاسخ به یک سؤال درست شده است. بسیاری از علومی که داریم بر اساس فرضیات و حدسیات است. 800 سال نظریه بطلمیوس حاکم بود و میگفتند که زمین مرکز عالم است و ستارهها و سیارهها روی فلکهایی حرکت میکنند که مثل لایههای پیاز روی هم هستند، سیارات روی 9 فلک که مثل شیشه شفاف هستند حرکت میکنند. همینطور بسیاری از نظریاتی که فلاسفه یونانی، اسلامی و ... در باب طبیعیات ذکر کردهاند بر اساس علوم زمان خودشان بوده که الان رد شده است.
وی با اشاره به اینکه علوم قابل نقد، تکمیل، اصلاح و تغییر است، گفت: چه بسا بسیاری از مسائل را علم و یقینیات میدانیم اما بعد از قرنها تغییر میکند. ما که میخواهیم راجع به قرآن صحبت کنیم باید به بعضی نکات توجه کنیم، چون قرآن از منبع وحی و نه از منبع تجربیات بشری صحبت میکند.
پهلوان به آیه 47 سوره ذاریات «وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» اشاره و عنوان کرد: «لَمُوسِعُونَ» یعنی کسی که کاری را در حال حاضر انجام میدهد و موسع که اسم فاعل است به معنای توسعه دهنده است. این حقیقتی است که خداوند در قرآن به زبان خیلی صریح و روشن گفته است. الان بشر با اطلاعاتی که دارد میفهمد که این حرف بسیار درست است. چون منظومهها و سیارات از همدیگر دور میشوند. وقتی میخواهند عمر جهان را تعیین کنند بر اساس فاصلهای که اقصی نقاط عالم با مرکز دارد حساب میکنند. قرآن از طریق ناسا نگفته که جهان وسعت پیدا میکند، قرآن 1400 سال پیش از طریق وحی فرموده «وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ»، لزومی ندارد حتماً قرآن را با این علوم تطبیق دهیم.
وی بیان کرد: برخی مخالفان میگویند چرا شما قبلاً نگفتید جهان در حال گسترش است؟ آیتالله خویی در کتاب البیان جوابی به این سؤال دادهاند، فرمودهاند قرآن کریم به نحو اجمال مطالبی را بیان کرده است، بعضی موارد که مطلب مخالف علوم آن روز بوده مطلب را به اشاره بیان فرموده چون اگر به صراحت گفته بود قرآن را از بین میبردند و به دست ما نمیرسید. قرآن کریم که برای همه اعصار است بنا براین باید اینگونه صحبت میکرد. قرآن کریم همیشه حقایقی برای آیندگان دارد بخاطر اینکه سرچشمه معارف قرآن با سرچشمه معارف بشری تفاوت میکند.
در بحث اعجاز علمی قرآن افراط نکنیم
پهلوان با بیان اینکه در بحث اعجاز علمی قرآن نباید افراط کنیم، عنوان کرد: افراط کاریها تبعات بسیار بدی دارد، از جمله آنها اعجاز عددی است، این حرف اشتباه است و به انحراف کشیده میشود. وظیفهمان است که در برابر حرفهای نادرستی که ظاهر خوب دارند بایستیم، اینها بازی با اعداد است، اساتید باید از مظاهر خلاف جلوگیری کنند.
بنا بر این گزارش، در ادامه حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا بصیری، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: برگزاری این پیش همایشها کار خوبی است. باید برنامهریزی شود تا این نشستها زودتر برگزار شود تا ثمرات علمی و عملیتری داشته باشد. ما چون معلم هستیم دغدغه کیفیت داریم و دوست داریم این همایشها خروجیهای مشترک داشته باشد. قبل از اینکه همایشی تصویب شود در طول سال نشستهای مشترک را داشته باشیم و ببینیم که چه چیزی نیاز و ضرورت است.
وی افزود: این ایرادی که برخی مطرح میکنند که چرا بعد از اینکه یافتههای علمی مطرح میشود مسلمانان میگویند که در قرآن چنین چیزی هست؟ شرط معجزه باقی ماندن قرآن این است که رفته رفته اسرار درون آن آشکار شود. بعد از 1400 سال برای دانشمندان اسلامی ما عیب است که منتظر شوند ببینند در فضای علمی چه اتفاقی میافتد و بعد ببینند کدام آیه میتواند ناظر به آن باشد، باید کار اعجاز معکوس را انجام دهیم. بر اساس آیات به طبیعت مراجعه کنیم. معجزات یک کار ممکنی هستند، تمام معجزات انبیاء ممکن هستند و اعجاز به ممکنات تعلق میگیرد؛ ممکنی که بشر تاکنون به آن نرسیده است؛ به طور مثال شق القمر ممکن است. ببینیم چه نکات علمی در قرآن است و دانشمندانمان روی آن کار کنند. هماکنون زمانی است که میتوان مطالبی را از قرآن کشف کنیم.
بصیری در رابطه با همایش علوم انسانی قرآنبنیان، گفت: شبیه این همایش را برخی مراکز دیگر به طور مثال تحت عنوان علم دینی یا علوم انسانی اسلامی برگزار کردهاند، اما با این عنوان در جایی برگزار نشده است. وقتی گفته میشود علوم انسانی قرآنبنیان یعنی متنمحور و وحیمحور است. نظریه و دکترین قرآنبنیان برگرفته از فرمایشات مقام معظم رهبری است که فرمودند علوم انسانی ما باید قرآنبنیان باشد. تا در زمینه علوم انسانی روش معرفتیمان اصلاح نشود، نمیتوانیم تحولی ایجاد کنیم تا مبانی آن تغییر نکند تغییر در علوم انسانی به وجود نمیآید.
وی افزود: در جامعه اسلامی باید نظامهایی ایجاد شود، در رسیدن به بعضی از این نظامها توفیقاتی داشتهایم. نظام امنیتی و حقوقیمان خوب است، نظام سیاسی و ساختارها نیز همینطور؛ اما یکی از مؤلفههایی که هم خودش مهم است و هم سببساز ساخت نظامهای دیگر میشود، نظام علمی است که از علوم انسانی هم باید شروع کرد که امام و هادی دیگر علوم است. نگاه به عالم و انسان است که طبیعیات را هم پشت سر خود میکشاند.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: در برگزاری این همایش، همکاری دانشگاهها و پژوهشگاههای زیادی را داریم، این همایش کاملاً تولیدی است و منابعی ندارد، خود انسان باید صاحب نظریه و فکر باشد. ما بحث را روی مبانی متمرکز کردهایم یعنی چیستی، چرایی و چگونگی، که اصلاً این دکترین و نظریه یعنی چه؟ تاکنون استقبال فوق تصور همه ما بوده است، اندیشمندان و صاحبنظران از گروههای مختلف علوم انسانی استقبال خوبی کردهاند.
این گزارش حاکی است، قاسم درزی، استادیار دانشگاه شهید بهشتی در ادامه با بیان اینکه ارتباط های بین دانشگاهی باید برقرار شود، گفت: معضل الان دانشگاههای ما همین است که ارتباط ها به حد کافی نیست. تولیدات باید در راستای همافزایی باشد.
وی با بیان اینکه محور ویژه همایش اعجاز قرآن، اعجاز قرآن به مثابه مطالعات میان رشتهای بود، گفت: فقط یک مقاله برای این محور به دست ما رسید که مقاله خوبی نبود و مردودی بود، به همین دلیل تصمیم گرفتم در این باره صحبت کنم. موضوعات میان رشتهای برای حل مسائل پیچیده به وجود آمدهاند. در رویکرد اعجاز قرآن به مثابه مطالعات میان رشتهای معنایی از اعجاز مد نظرمان است که متفاوت از معنای متعارف است، معنایی که با اثبات الهی بودن قرآن سازگار است مورد نظرمان است. این معنا علاوه بر فواید متکلمانه میتواند فواید معرفتشناسانه نیز داشته باشد، به این شکل که میتوانیم در موضوعات پیچیده وارد شویم. در مسائل پیچیده میتوانیم وارد شویم و از مطالعات میان رشتهای استفاده کنیم.
درزی بیان کرد: به علوم انسانی و علوم طبیعی بقبولانیم که در مقام گردآوری میتوانند از گزارههای دینی در اثبات نظریات یا ایجاد فرضیات جدید کمک بگیرند؛ بخصوص در علوم انسانی، چراکه دغدغه قرآن، انسان است. گزارههای دینی هم حاوی مطالب دینی و هم حاوی گزارههای فرادینی هستند. از این گزارهها به ویژه در حوزه فرادینی میتوانیم در پیشبرد اهداف علوم انسانی استفاده کنیم، مثلاً زیست شناسی یا اخلاق در تمامی علوم، کاملاً موضوعات میان رشتهای و فرادینی هستند. از جنبههای مختلف میتوانیم به الهی بودن این متن پی ببریم که خیلی موارد نیز میتواند به مفسران هم کمک کند.
در ادامه محسن حبیبی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در گروه فلسفه و دبیر اجرایی همایش علوم انسانی قرآنبنیان، گفت: مسئله علوم انسانی قرآنبنیان چندین سال است که مطرح شده اما هنوز مخالفات جدی دارد، در باب امکان وقوع چنین موضوعی، بسیاری از افراد تردید دارند و بر این باور هستند که علوم انسانی در نتیجه تعاملات انسانی در طول تاریخ به وجود آمده است و دلیلی ندارد بجای آن علم دیگری را بر اساس دین پایهگذاری کنیم، میتوانیم متناسب با فرهنگ خودمان رنگ و بوی آن را عوض کنیم. در هر صورت در امکان این مسئله برخی اندیشمندان دچار تردید هستند. تعدادی مقاله در این باره به دستمان رسیده از افرادی که حتی خودشان محصول حوزهها هستند اما به این مسئله ایراد دارند.
وی افزود: بهترین ادله برای امکان چیزی این است که بگوییم یک بار به وقوع پیوسته است، وقوع یک مسئله قویترین ادله بر امکان آن است. در نظریه اجتماعی ابن خلدون مطالعه موردی انجام دادیم، این خلدون را پدر جامعهشناسی نوین میدانند، تمامی الگویی که او برای تحولات اجتماعی مطرح میکند با قرآن همخوانی ندارد. اصل را بادیهنشینی میداند نه شهرنشینی که ارتباط خونی باعث میشود انسجام داشته باشند و در مقابل دشمنانشان از خود دفاع کنند. در ادامه هنگامی که از انحطاط جوامع صحبت میکند تماماً قرآنی است، میگوید بادیهنشینها رشد میکنند تا جایی که به شهرنشینی، تمدن و عمران میرسند، آرام آرام این حرکت معکوس میشود و در دل شهرنشینی عوامل انحطاط را دخیل میداند. در آخر به این میرسد که عواملی باعث انحطاط میشود که اولین آن نازپروردگی و تجملگرایی است. در آیه «وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا»، (اسراء/16) نیز نوعی نازپروردگی عاملی برای انحطاط آن قوم، تمدن و جامعه بیان شده است. هدف این است که نشان دهیم یک مورد نظریه متخذ از قرآن داریم پس میتوانیم علوم اجتماعی قرآنبنیان داشته باشیم.
حبیبی بیان کرد: دومین عاملی که برای انحطاط ذکر میکند از دست دادن قدرت دفاعی است، چون به سوی رفاه میروند نمیتوانند حالت طبیعی خود را داشته باشند، خودپرستی، فساد اخلاقی، ظلم و ستمگری از ناحیه حاکمان و ... نیز از عوامل دیگری هستند که ابن خلدون برای انحطاط بیان میکند. ابن خلدون مثالی عینی ذکر کرده که آن هم حکومت عباسیان است.