به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، آیتالله سیداحمد علمالهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد، ظهر امروز، 9 مردادماه در اجتماع عزاداران امام صادق(ع) که در رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر رضوی برگزار شد، با بیان اینکه رهبری پیامبر(ص) برای امت دارای دو وجه رهبری مرامی و رهبری سیاسی بوده است، اظهار کرد: رهبری پس از پیامبر(ص) نیز باید تلفیقی از رهبری مرامی و رهبری سیاسی باشد، همانطور که درباره امیرالمؤمنین(ع) تا امام زمان(عج) نیز این رهبری ادامه پیدا کرده است.
وی با بیان اینکه امام صادق(ع) نیز تثبیت رهبری مرامی و انقلاب فکری و در کنار آن انقلاب سیاسی را در محور حرکت خود قرار دادند، به توجه ویژه امام صادق(ع) به برخی از یارانشان مانند هشامبن حکم و معلیبن خنیث اشاره کرد و افزود: دلیل توجه خاص ایشان با وجود بزرگانی همچون محمدبن مسلم، مومن طاق و ... این بود که هشامبن حکم و معلی بن خنیث در قیام سیاسی جلودار جریان فکری شیعه بودند.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی ابراز کرد: امام(ع) به هشام فرمودند: «تو که در عرصه تقویت رهبری سیاسی در کنار رهبری مرامی قیام کردی و این واقعیت را تبیین میکنی مقاومت کن؛ اگر مقاومت کنی پیروز خواهی شد و ما نیز تو را پشتیبانی میکنیم».
وی در همین موضوع اضافه کرد: هشام، مقام امامت را در بحث با وابستگان با حکومت عباسی تبیین میکرد و معلیبن خنیث در خط مبارزه با نظام ستمکار بود؛ امام(ع) به معلیبن خنیث فرمودند: «تو یا پیروز میشوی و یا به شهادت میرسی که هردو صورت به نفع توست»؛ این موارد همه نشاندهنده حرکت امام صادق(ع) در انقلاب سیاسی علاوه بر انقلاب فرهنگی است.
امام جمعه مشهد با بیان اینکه شخصیت انقلابی امام صادق(ع) کمتر از شخصیت ایشان در عرصه فرهنگی و فکری نبود، گفت: تنها علت توجه دشمنیها با نظام اسلامی ایران به دلیل وجود رهبری سیاسی در کنار رهبری مرامی در این کشور است.
وی بیان کرد: در این کشور، رهبری فقیه و مجتهد با برخورداری از اندیشه و اعتقاد اسلامی، عالم به حلال و حرام خداوند، مسائل را برای مردم تبیین میکند و مردم نیز از او پیروی میکنند؛ این همان نقطه آرمانی است که در زمان امام صادق(ع) برای شیعه مطرح بوده و امروز پس از قرنها در این قبةالاسلام، در این کشور محقق شده است.
آیتالله علمالهدی در بخش دیگری از سخنانش تلاش منصور برای به شهادترساندن امام صادق(ع) را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: منصور پنجبار تلاش کرد تا امام(ع) را به قتل برساند؛ بار اول فردی به نام
جبلّةبن ابراهیم را مأمور کرد، امام(ع) را در سفر حج به قتل برساند اما
همین که این شخص، امام(ع) را دیده بود، دستانش لرزیده بود، پس از آن تلاش
کرد با ردا ایشان را به قتل برساند که اصحاب متوجه شدند و او را کتک مفصلی
زدند.
وی در همین راستا اضافه کرد: بار دوم وقتی منصور در قصر حمراء
مشغول میگساری بود، فردی به نام فضلبن ربیع از جانب او، امام(ع) را پا
برهنه و در ابتدا پیاده به سوی قصر برد، خجالت کشید و امام(ع) را سوار کرد؛
وقتی به قصر رسیدند، امام(ع) دو رکعت نماز خواندند؛ وقتی منصور خواست امام
را بکشد در هربار پیامبر(ص) را غضبناک در مقابل خود دیده و منصرف شده بود و
پس از آن امام(ع) را بر صدر نشاند و پرسید چرا شما با این وضع بدون عمامه
اینجا هستید؟ چه کسی شما را به اینجا آورده است؟؛ امام(ع) فرمودند: اگر بار
دیگر خواستی کسی را به دنبال من بفرستی، فضلبن ربیع را نفرست و مرا شبانه
نخواه چراکه خانوادهام سراسیمه و نگراناند.
آیتالله علمالهدی در
همین راستا به مورد سومی که منصور قصد به قتل رساندن امام(ع) را داشت و به
فردی به نام محمدبن عبدالله اسکندری، دستور قتل امام(ع) از پشت پرده را
داده بود، اشاره کرد و گفت: همین که منصور، امام(ع) را دید، ایشان را درصدر
نشاند و فریاد زد: «مبادا این کار را بکنی»؛ بار چهارم نیز منزل امام(ع)
را آتش زدند، همه اهل منزلشان، زن و کودک ضجه میزدند؛ بار پنجم نیز همین
اتفاق بود که منجر به شهادت امام(ع) شد.