به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، جنگهای زیادی در طول تاریخ رخ داده که هر کدام شرایط خاص خود را داشته است. یکی از جنگهای نیم قرن اخیر جنگ هشت ساله ایران و عراق است که محل ظهور و بروز بسیاری از رشادتها و فداکاریها بود. جنگی که در آن رزمندگان ایرانی برای شهادت مسابقه میدادند.
اما در این بین رزمندگانی بودند که شهید نشده و پس از اتمام جنگ با غنیمتهای جنگی به خانه برگشتند، غنیمتهائی که حالا دیگر خیلی با ارزش محسوب میشدند، یکی چشمهایش نمیبیند، دیگری گلویش سوراخ است، چون کام طبیعی و دندان ندارد سالها است غدا خوردن برایش سخت شده، این حال و روز «صباحفیاضدری» جانباز 70 درصد مشهدی است که تک و تنها در گوشهای از شهر مشهد زندگی میکند.

بنابراین گزارش، صباحفیاضدری، جانباز 70 درصد مشهدی در گفتوگو با
ایکنا گفت: من در سال 1331 در مشهد متولد شدم و از همان اوایل جوانی زندگیم را برمبنای مبارزه بنا گذاشتم و در مبارزات علیه رژیم شاهنشاهی حاضر بودم تا انقلاب شد در دوران انقلاب هم جزو انقلابیون بینام و نشان بودم.
اولین مجروحیت در سال 1360 فیاضدری، ضمن بیان اینکه با به صدا درآمدن طبل جنگ، در سال 1359 جزو اولین نیروهایی بود که به فرمان امام راحل(ره) و پا پول خودشان به جبهههای حق علیه باطل اعزام شده است، افزود: در قسمت جنگهای نامنظم و چریکی در جبهه حضور داشتم، نخستین مجروحیتم برمیگردد به سال 1360 در عملیات پدافندی منطقه دهلاویه سوسنگرد، که تیر مستقیم به فکم اصابت کرد و در نتیجه دندانهایم کاملا از بین رفت، فک بالایم شکست و سوراخ شد که لاجرم یک کام مصنوعی برایم گذاشتند که موقتی است.
وی ادامه داد: هنوز جراحت صورتم کاملا خوب نشده بود که در اسفندماه سال 1361 برای دومینبار مجروح شدم و در این نوبت انگشت شصت پای راستم قطع شد و از ناحیه دو چشم نابینا شدم.
هفت سال است در تبعید زندگی میکنم
این جانباز 70 درصد مشهدی، با عنوان اینکه از نواحی فک، دهان، گلو، پای راست و هر دو چشم دچار مشکل است، اضافه کرد: هفت سالی میشود که خانواده ترکم کردهاند و به عبارتی هفت سال است که در تبعید زندگی میکنم، آن هم در خانهای 43 متری که ماهی 500 هزار تومان اجاره میدهم.
فیاضدری، در رابطه با اینکه چرا به جبهه رفته است، اظهار کرد: من هم میتوانستم مثل خیلی از کسانی که میگفتند «ترکش و گلوله برای ما ضرر دارد» به فکر خودم باشم و جبهه نروم، آن هم در اوایل انقلاب که با هر گرایشی وارد بازار آزاد میشدی بار خودت را میبستی و من نه تنها بارم را نبستم بلکه «مفلس فیالارض» هم شدم.
اگر ما نمیرفتیم امروز دشمن در تهران جولان میداد وی در همین راستا افزود: طبیعتا من هم مثل خیلی از بچههای آن دوران، نسبت به انقلاب و مردم تعهد و احساس مسئولیت داشتم، در قبال دشمنی که اگر ما نمیرفتیم امروز در تهران جولان میداد. الان هم درخواست کردهام برای دفاع از حرم اما اجازه نمیدهند وگرنه من راهم همان راه مستقیم است، سرباز ولایت هستم.

یادگار دوران هشت سال دفاع مقدس، در جواب به این سوال که از جراحتهای جنگ ناراحت نیستید؟ این طور جواب داد: چرا ناراحت باشم چون حقیقتا ما جانبازان جزو عاشقان هستیم به قول مولانا «هرکس که تو را شناخت، جان را چه کند- فرزند و عیال و خانمان راچه کند- دیوانه کنی و دو جهانش بخشی، دیوانه تو هر دو جهان را چه کند» بیدلیل کسی در این راه پا نمیگذارد، درست است که ما دردهای عجیبی میکشیم، اما گلهمند نیستیم چون مسئولان ما همین هستند.
فیاضدری، ضمن گلایه از مسئولان جهت عدم توجه به وضعیت حیاتیاش، اظهار کرد: امروز مسئولان ایثار و ایثارگری را فراموش کردند که اشعریها مسلط شده و این طور غارت میکنند.
وی با ابراز گلهمندی از حقوق کمی که با وجود این همه مشکلات دریافت میکند، بیان کرد: آیا وضع زندگی یک جانباز 70 درصد که جوانیش را برای دفاع از ناموس و خاک این مملکت گذاشته باید به این صورت باشد؟
این جانباز 70 درصد مشهدی، با بیان اینکه کامش سوراخ است و لوله تراکستومی زیر گلویش قرار دارد، گفت: حقیقت مطلب این است که اگر عشق به خدا در کار نباشد، تحمل یک دقیقه هم برای من مشکل است چون تمام کارهای شخصیم را باید خودم انجام دهم.

زمستان میرود و روسیاهی به زغال باقی خواهد ماندفیاضدری، با اشاره به پایبند نبودن مسئولان به وعدههایشان، خطاب به آنها گفت: 35 سال است که تحمل میکنم و این چند سال دیگر هم تمام خواهد شد، اما «زمستان میرود و روسیاهی به زغال باقی خواهد ماند» چرا که درست است ما آن موقع وظیفه داشتیم و جبهه رفتیم ولی شما هم وظیفه دارید، درست نیست وعده بدهید و عمل نکنید.
وی که ادامه گفتوگو برایش بدون استفاده از اسپری تنفسی ممکن نبود، در همین خصوص افزود: خدا شاهد است که برای تامین همین اسپری چه سختیها که نمیکشم، چون وقتی به فوقتخصص ریه مراجعه میکنم دو تا اسپری به من میدهد، آخر دو تا که دردی از من دوا نمیکند، من حداقل 15 تا اسپری در طول ماه لازم دارم.
این یادگار دفاع مقدس در همین راستا، نبود خانواده را در کنار نامهربانی مسئولان مصیبت عظمای دیگری دانست و ادامه داد: در کنار مشکل تامین دارو، نبود آژانس برای رفتن به بیرون مشکل دیگری است که با آن دست و پنجه نرم میکنم، آخر تا کی باید خودم را به دوستان و جامعه تحمیل کنم.

فیاضدری، دستگاه ساکشن شارژی را برای خود ضروری برشمرد و گفت: برای این که بتوانم خانه آشنایان بروم باید ساکشن شارژی داشته باشم، این در حالی است که بنیاد شهید میگوید برای خرید این دستگاه که حدود دو میلیون تومان است بیشتر از 250 هزار تومان نمیتواند کمک کند.
وی ضمن بیان اینکه کارش از گلهمندی گذشته است، اشاره کرد: من توقع ندارم که کاخ سعدآباد را در اختیار من بگذارند، بلکه به اندازهای که بتوانم بنشینم و بلند شوم تامینم کنند، انگار همه در گوششان پنبه کرده و ما را رها کردهاند.
فیاضدری قشر جانباز را مظلومترین قشر جامعه عنوان کرد و ادامه داد: من نمیدانم این میز و صندلی ریاست چه مرضی به جان مسئولان میاندازد که به محض خارج شدن از خانه من، وعدههایشان یادشان میرود، ولی برای ما هم این نیز بگذرد.

یادگار هشت سال دفاع مقدس با بیان اینکه متقاضی رفتن به سوریه و عراق برای مبارزه با داعش شده است ولی به دلیل شرایط جسمانیاش موافقت نشده، ابراز کرد: ما بچه ولایت و انقلابیم، نمیتوانیم دست بکشیم، امروز شاهد هستیم که با همه نامهربانیهایی که میشود بچههای ما به دفاع از حرم اهل بیت(ع) برمیخیزند و جای، جای سوریه و عراق پر از خون شهدا ما است، چرا که اگر بچههای مدافع حرم نبودند دشمنان ما امروز در آشپزخانه ما بودند.
محشور شدن با شهدا بزرگترین فیض فیاضاین جانباز 70 درصد مشهدی میگوید: بزرگترین فیضی که دوست دارم به آن برسم این است که خداوند من را با شهدا محشور کند چون دلم خیلی برای آنها تنگ شده و به قول مولانا « مرگ اگر مرگ است گو سمت من آید- تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ»
جز سلامتی شما هیچی نمیخواهم فیاضدری در پایان از دیدارش با رهبر معظم انقلاب در سالهای نه چندان دور اینگونه گفت: یک بار آقا را خصوصی ملاقات کردم، آقا گفتند: چه میخواهی؟ گفتم عزیز به جان جدهات حضرت زهرا(س) جز سلامتی شما هیچی نمیخواهم، گفتند: من میدانم شما مشکل داری ولی مرحبا به انقلاب که چنین سربازهایی دارد، اگر دوباره هم آقا را ببینم میگویم آقا فدای سر شما، سلامتی شما برای من جانباز از همه چیز مهمتر است من کمبود و مشکلی ندارم.
محمد خسروی