به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، همزمان با آغاز محرم کم کم همه شهر رنگ و بوی ماتم سیدالشهدا(ع) را به خود میگیرد، پرچمهای عزای شهید تشنه لب کربلا بار دیگر از صندوقچه هر خانهای بیرون آمده و بر سر درب منازل زده میشود، حرم رضوی نیز همانند سالهای گذشته غرق در ماتم و اندوه است، زائران و مجاوران دسته دسته به حرم رضوی وارد میشوند تا اذن عزا از نور چشم دیده پیامبر(ص) بگیرند و با چشمانی اشکبار و قلبی مالامال از اندوه، در عزای سالار شهیدان اشک بریزند و پیرو خط والای اهل بیت(ع) باشند.
هر چه زمان میگذرد بر ازدحام جمعیت مشتاق به دست بوسی کریم اهل بیت(ع) افزوده میشود، پدری فرزند خود را بر دوش گذاشته تا از کودکی شاهد مراسم عزای حسینی باشد و در تمام عمر ریزهخوار سفره این بزرگواران شود.
به هر گوشهای از صحن انقلاب که نظر میافکنی، چشمان اشکبار زائران را میبینی که با تسبیح در دست، صلوات بر محمد و آل محمد(ص) میفرستند و تذکره زیارت کربلا را از امام خوبیها خواستارند، در گوشهای دیگر از صحن و سرای امام خوبیها زنی سالخورده با کمر خمیده را میبینی که تعجیل درفرج منتقم خون حسین(ع) را از ضامن آهو میخواهد، همگی آمدهاند برای عرض تسلیت و همدلی با امامی که در غریبی همانند سالار جوانان بهشت، جان خود را در راه احیای دین فدا کرد، قرائت قرآن آغاز میشود، همه در سکوت به کلام وحی گوش جان میسپارند، سپس با ادب خاصی در محضر دوست، صلوات خاصه امام رضا(ع) را قرائت میکنند.
مدیحه سرایی نیز موجب شده تا بغضهای قدیمی زائران گشوده شود و اشک، تمام صورتشان را خیس کند، نوای «لبیک یا حسین(ع)» در فضا طنینانداز میشود، دستان زائران به نشانه بیعت با شهید تشنه لب کربلا به سوی ایوان طلای امام خوبیها در آسمان بالا رفته است.
همه زائران با حالت تضرع و اندوه شعر معروف ایام محرم را زمزمه میکنند «بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا، بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا، تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده، تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا».
مدیحهسرایی و سینهزنی دلدادگان ساحت شهید مظلوم کربلا به بالاترین حد خود میرسد، همگی در دل آرزو میکنند تا در اربعین حسینی بتوانند پیاده خود را به کاروان عشق برسانند و سر بر آستان دوست نهاده با سید جوانان بهشت پیمان ببندند که تا آخرین قطره خون خود در راه احیای امر به معروف و نهی از منکر تلاش خواهند کرد.
آسمان هم محزون از فرا رسیدن ایام محرم رو به غروب و تیرگی میرود، پوشش تمام گنبد و گلدسته و سقاخانه مشکی است، صدای ناله زائران به آسمان بلند میشود، وامصیبتا از این غم و اندوه که پشت عالمیان را تا ابد خم کرده است.
همه در دل میگویند: حسین جان(ع) کاش ما در کربلا بودیم تا در رکاب شما شهید میشدیم و جان بی ارزش خود را فدای دردانه پیامبر(ص) و احیای دین خدا میکردیم. وقتی با دل گوش میدهی صدای ناله فرشتگان را میشنوی که بر داغ دل مادری پهلو شکسته در عزای فرزندش، اشک میریزند، سقاخانه را که نگاه میکنی به ناگاه نام با وفاترین مرد عالم در ذهن تداعی میشود، «ابوالفضل العباس(ع)» که تا آخرین لحظه در خدمت ولی خدا بود و نگاهش به خیمهها و کودکان تشنه لب اهل بیت(ع) خیره ماند و در آغوش برادر برای احیای دین خدا جان داد.
واقعه کربلا قلب تپنده هر انسانی را به درد میآورد، امام خوبیها، ضامن آهو، آیا برای طفل شش ماه تشنه لب که بی گناه جانش را فدا کرد اشک بریزم یا برای علیاکبر(ع) که شبیهترین فرد به رسول خدا(ص) بود و بدنش در زیر سم اسبان پاره پاره شد؟، آیا در داغ زینب(س) مویه کنم که داغ جمعی از عزیزان را دید و در مقابله با یزید ملعون گفت جز زیبایی هیچ چیز ندیدم؟! به یقین اگر زمین و آسمان بر این واقعه خون بگیرند کم است.
آقاجان آمدهایم تا بگویم اگر نتوانستیم در کنار سالار شهیدان کربلا باشیم و جان خود را فدا کنیم، امروز در سوریه و عراق در راه حفظ حرمت اهل بیت(ع) جان میدهیم، ضامن ما نیز باش و برای ظهور منتقم خون کربلا دعا کن تا در سایه دعای شما، لبیک یا حسین(ع) ما نیز به آسمانها برسد و مستجاب بازگردد.
اللهم عجل لولیک الفرج...