کد خبر: 3549597
تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۹

سراسر حزن در مشهد مدینه‌النبی

اجتماعی: در شب رحلت نبی مکرم، حرم فرزندش رضا(ع) مدینه‌النبی بود. چشم‌ها بارانی، دل‌ها محزون، زبان‌ها روضه‌خوان، همه به نحوی آمده بودند به امامشان تسلیت بگویند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، او که خاتم پیامبرانش می‌خوانند محمد(ص) نام دارد. معروف است به رحمه‌للعالمین. پیامبری که نژاد نمی‌شناسد. دیشب هفتم آذرماه رحلت شهادت‌گونه حضرت بود. و ما به همین بهانه عازم حرم رضوی شدیم تا کمی از طریق دنیای مجازی شما را در آن حال و هوا قرار دهیم.
روزهای آخر ماه صفر را در حالی می‌گذرانیم که ایران و به ویژه مشهد حال و هوای متفاوتی دارد. چیزی تا شهادت ولی نعمت ما ایرانی‌ها نمانده که قبل از آن به سوگ نبی نشسته‌ایم.
از خانه که راه می‌افتی به سمت حرم با وجود برنامه‌ریزی مشخص ولی با تاخیر به حرم می‌رسی. علتش هیئت‌های مختلفی هستند که خیلی از جاهای شهر مشغول عزاداری هستند و البته در خیابان‌های اطراف حرم بیشتر.
از دور هنوز به حرم نرسیده وقتی چشمت مانند دوربین عکاسی زوم می‌کند تا گنبد طلا و پرچم پرتلاطم روی آن را بنگرد٬ زنجیرهای عزاداران را هم که منظم بالا می‌آیند٬ مشاهده می‌کنی. و اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است. به هر زحمتی هست خود را به ورودی‌های حرم می‌رسانیم.
در همین ابتدا وقتی روبروی آقا قرار می‌گیری و می‌خواهی عرض سلام و تسلیتی داشته باشی، اگر با چشم دل بنگری حضرت رضا(ع) را می‌بینی که با شال عزایی ایستاده و به تو خوش آمد می‌گوید مثل همه صاحب عزاها وقتی به مجلس تعزیه می‌رویم. اما حضرت کجا و بقیه کجا. با چشمی اشکبار گام در صحن‌ها می‌گذاریم تا خود را به صحن انقلاب برسانیم.
تا چشم کار  می‌کند زن و مرد عاشقند که در حال رفتن به طرف سقا‌خانه حضرت‌اند.
جمعیت را که می‌بینی ناخودآگاه به یاد پیاده‌روی اربعین می‌افتی. همان حال و هوا.
به هر زحمتی که بود وقتی خود را به صحن انقلاب می‌رسانیم، صحن مملو از جمعیت عزاداری هست که با لباس مشکی برای عزاداری و عرض تسلیت به سلطان سریر ارتضا آمده‌اند.
و اما باز در این سرا خبرهایی است، در چشم‌ها که نگاه می‌کنی خیلی حرف‌ها برای گفتن دارند، چون با دل شکسته آمده‌اند جایی که به قول شاعر «هر دل که شکسته‌تر بود پیشتر است».
صحن انقلاب مملو از هیئت‌های عزاداری است. عزادارانی که به سر و سینه می‌زنند و فریاد «وا محمدا» سر می‌دهند. جمعیتی هم دور آن‌ها را گرفته و چشمانشان بارانی است. از  مادر بچه به بغل گرفته تا پیرمردی که توانایی ایستادن روی پاهایش را ندارد. براستی دلیل این همه کشش چیست؟ چه عشقی باعث می‌شود انسان در هوای سرد٬ سراسر وجودش گرم به عشق اهل‌بیت(ع) باشد؟
در و دیوار روضه خوانند و تو در حریم حرم باید خدا را شکر کنی که رخصت همجواری در چنین شبی را به تو داده‌اند.
عزاداران که خستگی ندارند در قالب هیئت‌های دسته دسته عزاداری کرده و از صحن خارج می‌شوند اما دل در گرو یار است. می‌روند تا باز برای عزاداری برای حضرتش تجدید نیرو کنند.
محمد خسروی   
 

captcha