به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، نمایش «تومار»، نمایشی متفاوت با زمینه سیاسی، اجتماعی در حال برگزاری است و امشب، جمعه 19 آذرماه آخرین شب اجرای آن در سالن تئاتر شهر مشهد خواهد بود.
این نمایش به کارگردانی شاپور ترکمنی سرابی، و نویسندگی وی و همسرش راضیه ایرانی هم اکنون این روزها توسط گروه تئاتر کوچه در حال اجراست که تاکنون با استقبال خوبی مواجه بوده است.
«تومار»، روایتگر قصه زنان یزد و ظلم و ستم ماموران رژیم پهلوی به آزادی زنان در تاریخ حکومت رضاخان میرپنج است؛ در دورانی پیش از این، زنان ایرانی بدون چادر از خانه بیرون نمیرفتند و روبند برچهره داشتند اما حکومت با این نوع پوشش مخالفت بود و با دستورات ضربتی و سختگیرانه آنان را به دلیل نوع پوششی که داشتند مجازات میکرد.
فضای اصلی این نمایش در شهر یزد است که با سفر ملاباجی به مشهد و سختگیریهای قزاقها در مورد حجاب، به واقعه گوهرشاد نیز گریز میزند و به نوعی الگوشدن واقعه گوهرشاد برای دوران پس از آن را به ذهن تداعی میکند.
به نظر این نمایش توانسته بود ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند که سهم قابل توجهی از این ارتباط به موضوع چالشی نمایش و همچنین بازی کمدی دو قزاق بازمیگشت؛ «تومار» در واقع بازگوکننده ظلمها و محدودیتهای بانوان دورهای از تاریخ بود و به طبع حالتی حزنانگیز پیدا میکرد اما گفتوگوها و بازی دو قزاق که یکی در تکلمش ناتوان بود و دیگری کمبینایی، کمشنوایی و قدی خمیده داشت و همچنین شخصیت «کَلمَلی» اجازه نمیداد که حال تأثر مخاطب به حدی برسد که تماشای ادامه نمایش برای او کسالتآور و خستهکننده شود.
به لحاظ فنی، از طرفی هرچند موسیقی با فضای روایتگری نمایشی تاریخی سازگاری داشت اما در صحنهای که ملاباجی به زیارت امام رضا(ع) رفته و با امام رضا(ع) دردل میکند، موسیقی نسبتا شادمانهای نواخته میشود که با فضای صحنه سازگاری ندارد چراکه ملاباجی در حال درددل و گفوگویی از سوز دل با امام رضا(ع) بود و با صدای موسیقیای که به گوش میرسید، نمیشد حالت بازیگر را به خوبی درک کرد.
در صحنه دیگری از این نمایش، وقتی به ملاباجی و دیگر بانوان یزدی خبر میرسد که آرزوی زیارت امام رضا(ع) با فراهمشدن اسب و کالسکه آماده است، آنان بعد از اینکه این خبر را میشنوند، بدون هیچ باروبنهای که عموما و به ویژه در آن دوران برای سفر ضروری بوده، سوار بر درشکه میشوند و راهی سفر مشهد میشوند که این سوال را در ذهن مخاطب به وجود میآورد که چطور بدون هیچ لوازم سفری در بیابان راهی مشهد میشوند؟
در یکی ازصحنههای پایانی نمایش، بازرس ویژه در نظمیه سیگار کشیده است و سیگارش را روی سن میاندازد، صحنه پس از این، به گفتوگوی فرزند ملاباجی با ملوک سلطان در منزل میپردازد اما با وجود تغییر دکور، سیگارها همچنان روی سن دیده میشوند.
در این بین، آنچه ممکن است ذهن مخاطب را از توجه کامل به دیالوگ و درک روح نمایش منحرف کند، لهجه یزدی بازیگران است؛ دیالوگ بیشتر بازیگران در این نمایش به لهجه یزدی بوده، برای کسانی که با آن آشنا نیستند نامفهوم مینماید؛ البته این در موارد اندکی مشاهده میشد و بیشتر دیالوگهای برای مخاطب معلوم بود؛ از طرفی به جهت اینکه تکلم به لهجه یزدی برای غیر یزدیها کار چندان آسانی نیست، برخی بازیگران در برخی کلمات که عددشان به انگشتان یک دست هم نمیرسد، لهجه خود را از دست میدادند؛ از آنجا که هر لهجه معرفیکننده کاراکتری خاص است، ممکن است این تغییر در لهجه باعث قطع ارتباط مخاطب با شخصیت بازیگر شود.
پشیمانی و حالت تأثر قزاق مست از بستن راه زائران امام رضا(ع) که ملاباجی و دیگر بانوان یزد بودند نیز از سکانس هایی بود که در تمام نمایش مخاطب را تحت تاثیر قرار میداد؛ در واقع بازی ماهرانه این نقش توسط شاپور ترکمنی سرابی باعث شده بود تا این صحنه مخاطب را با حس و حال بازیگر بیش از دیگر صحنهها همراه کند.
«من کَل ام اما از صدتا مودار بیشتر غیرت دارم»؛ این دیالوگ «کَلمَلی» بود که در آخرین سکانسها به عنوان یکی از پیامهای «تومار» در ذهنها ماندگار شد؛ لباس و صحنه مناسب، انرژی بازیگران، انسجام نمایش و ... از ویژگیهای این نمایش به شمار میرود.
شاپور ترکمنی سرابی، کارگردان، نویسنده و بازیگر «تومار» در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه طرح اولی نمایش «تومار» برای شهرداری تهیه شد، ادامه داد: طرح اولی تایید شد و از آنجا که دیدیم قصه زیبایی است، همسرم یک متن اولیه درقالب نمایشی برای جشنواره رضوی نوشت و خوشبختانه متن تایید شد پس از بانویسی که باهم داشتیم نمایشنامه نهایی تهیه شد اما متاسفانه، نمیدانم چرا با وجود اینکه متن تایید شد، این نمایش اصلا به جشنواره رضوی راه پیدا نکرد. اعتراض هم که کردیم ترتیب اثر داده نشد.
«تومار» برای مسئولان فقط یک آمار است؛ دریغ از همیاری ...این کارگردان تئاتر ضمن گلایه از بیتوجهی مسئولان مربوطه در اجرای نمایش تومار، ابراز کرد: فقط در مجتمع امام رضا(ع)، چون محل استقرارمان بود توانستیم تمرین داشته باشیم و برای اجرای عمومی کار را آماده کردیم اما نمیدانم خوشبختانه یا متاسفانه، انجمن هنرهای نمایشی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در این کار هیچ همیاری با من نداشتند این نمایش برای آنها تنها آمار محسوب میشود.
وی در همین راستا ضمن تقدیر از حامیان اجرای نمایش تومار، اضافه کرد: تنها کسانی که لطف کردند، به کار نظری انداختند و مورد توجهشان قرار گرفت شهرداری مشهد بود که هم در تبلیغات و هم در تهیه امکانات اجرایی خیلی خوب از کار را حمایت کرد و آستان قدس رضوی که به ما قول همکاری داد.
از تکتک اعضای گروهم ممنونمشاپور سرابی در بخش پایانی سخنانش از گروه نمایشی خود تقدیر کرد و گفت: شاپور سرابی اگر بخواهد کاری در مقام کارگردانی داشته باشد، به تنهایی معنا ندارد؛ من این نمایش را مدیون بچههایی هستم که روی صحنه دارند کار میکنند از از همه عوامل نمایش تومار ممنونم.
راضیه ایرانی، نویسنده و بازیگر «تومار» نیز با بیان اینکه فقط کارهای مذهبی و ارزشی مانند نمایش تومار و... هستند که مورد بیتوجهی قرار میگیرند، ابراز کرد: من این گله را از مدیرکل ارشاد استان خراسان رضوی به عنوان متولی تئاتر این شهر دارم؛ ما در مشهد زندگی میکنیم،میتوانیم غیر از کار ارزشی آثار دیگری را به روی صحنه ببریم، اما به دلیل حضور پیشکسوتان و جوانان علاقهمند عرصه تئاتر در این نمایش از توقیفش منصرف شدم اما با بیمهری مسئولان از این به بعد در ژانرهای دیگری اجرا خواهم داشت.
وی حمایت مسئولان را راه حل بهبود وضعیت تئاتر مذهبی و ارزشی دانست و تصریح کرد: اگر مسئولان حمایت کنند، کارها به لحاظ شکل ظاهری نیز زیباتر اجرا خواهد شد؛ نمیگویم کار غیر ارزشی انجام ندهیم اما باید به این سوال پاسخ داده شود که آیا ما در ایران زندگی میکنیم یا نه؟ آیا همه ما امت اسلام هستیم یا نه؟ و آیا ما یکتاپرست هستیم یا خیر؟ اگر هستیم که باید طبق روش و سنت دینی و ایرانی خود کار کنیم و اگر غیر از این است، برویم اروپا زندگی کنیم!
یادآور میشود، اجرای این نمایش، به مرحوم رضا سعیدی، بازیگر تئاتر و سینما تقدیم شد.
احسان شریفی