به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، علیرضا سربدار، جوانی انقلابی بود که بیشتر مردم با چهره وی و سخنانی که در نخستین روزهای انقلاب و هنگامه رأی دادن از رسانه ملی پخش شد، آشنا هستند. فردی که با لهجه شیرین خود و با صلابت، بر مطالعه قرآن و نهجالبلاغه تأکید میکند.
خبرنگار تلویزیون با سربدار که در 12 فروردین سال 58 با لباس محلی در تهران پای صندوق رأی می رود تا به جمهوری اسلامی رأی آری بدهد، گفتوگو میکند.

وی را در نمایشگاه مشهدِ دوستداشتنی پیدا کردیم و این بار بعد از سی و اندی سال با چهرهای که گرد سفیدی بر آن نشسته، مشاهده کردیم اما وقتی با او همکلام شدیم با همان لحن و کلامِ سالها قبل با ما سخن گفت.
سربدار که قبل از انقلاب در تهران زندگی میکرد، با ذکر شرایط مردم در آن زمان، اظهار کرد: شرایط زندگی برای مردم فقیر در زمان رژیم پهلوی بسیار سخت بود، به نحوی که حتی خدمههای مقامات بالا نیز به سختی زندگی میکردند.
وی که خود یکی از این خدمهها بوده و در خانه یکی از سرهنگهای شاه زندگی میکرد، گفت: شبی برای صرف شام به خانه باغبان رفتم و در آنجا دیدم این خانواده به حدی بی بضاعت هستند که شب را با خوردن چای شیرین و نان خالی میگذراندند.
سربدار با بیان اینکه با دیدن این صحنه به سراغ خانم سرهنگ رفتم و از وی درخواست میکنم تا ماندههای غذایشان را در سطل زباله نریزند و به خانواده باغبان منزلشان دهند، عنوان کرد: همسر سرهنگ به وی نهیبی زد و گفت: نه! اگر این غذاها به آنها برسد پررو میشوند، اینها باید گرسنه باشند تا از حد خود تجاوز نکنند.
مدتی بعد سربدار به سراغ سرهنگ میرود و از وی درخواست میکند تا اجازه ازدواج به وی دهد، اما با پاسخ منفی سرهنگ مواجه می شود، وی در همین خصوص عنوان کرد: سرهنگ در ازای درخواست من برای ازدواج، پیشنهاد کرد که خود را با مشروبات الکلی سرگرم کنم و فکر ازدواج نداشته باشم.
سربدار در ادامه افزود: زمانی که سرهنگ برای تفریح به یک سفر خارجی رفت، من ازدواج کردم اما در هنگام بازگشت با تندی با من برخورد کرد و گفت: اجازه ندارید صاحب فرزند شوید. البته به لطف خدا صاحب سه فرزند شدم.
وی از روزهای نخست انقلاب، رأیگیری و اتفاقات آن زمان برایمان گفت و ابراز کرد: بعد از پیروزی انقلاب به مشهد آمدم و در شهرداری به عنوان یک رفتگر مشغول شدم و در حال حاضر نیز از زندگی خود راضی هستم که اینها همه به برکت پیروزی انقلاب اسلامی است.
وی گفت: زمان انتخابات در خصوص پاسخ و نظر مردم به جمهوری اسلامی، من رای آری را به صندوق انداختم تا من نیز نقشی هر چند اندک در به پایان رسیدن شرایط خفقان آن دوران داشته باشم.
در فیلم زیر میتوانید گفتوگوی کوتاهی که در نمایشگاه مشهدِ دوستداشتنی با وی داشتیم را مشاهده کنید:
