کد خبر: 3572038
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۵

گلایه مردم از نحوه اطلاع‌رسانی جشنواره فیلم فجر مشهد

گروه فرهنگی: ششمین روز از جشنواره فیلم فجر چهاردهم مشهد با اکران دو فیلم در ژانر دفاع مقدس در هشت سانس با نمایش فیلم‌های «ماه‌گرفتگی»، «ویلایی‌ها» و «چراغ‌های ناتمام» به روی پرده رفت و طبق نظرسنجی انجام‌شده، مخاطبان با رضایت از سالن‌ها بیرون آمدند اما همچنان از ضعف اطلاع‌رسانی گلایه داشتند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، ششمین روز از جشنواره فیلم فجر چهاردهم مشهد با اکران دو فیلم در ژانر دفاع مقدس در هشت سانس با نمایش فیلم‌های «ماه‌گرفتگی»، «ویلایی‌ها» و «چراغ‌های ناتمام» به روی پرده رفت و طبق نظرسنجی انجام‌شده، مخاطبان با رضایت از سالن‌ها بیرون آمدند اما همچنان از ضعف اطلاع‌رسانی گلایه داشتند.
«ویلایی‌ها»؛ تماشاگران: «عالی بود»
«ویلایی‌ها»، فیلمی به کارگردانی منیره قیدی، در سه سینمای جشنواره فجر در مشهد به نمایش درآمد؛ اولین فیلم منیره قیدی که تحسین صاحب‌نظران و عموم مردم را به خود جلب کرد و اثری بین‌المللی لقب گرفت؛ آن‌چه در ادامه می‌خوانید، نظرات مخاطبانی است که در سینما آفریقا به تماشای این فیلم نشستند.
فرهنگی-گزارش//با مخاطبان چهاردهمین جشنواره فجر مشهد در روزهای پایانی/فیلم‌های خوب؛ اطلاع‌رسانی ضعیف
علی رضایی، که در بخش چاپ دفتر روزنامه کار می‌کند نظرش را درباره چهاردهمین جشنواره فیلم فجر مشهد، این‌گونه ابراز کرد: این دوره از جشنواره نسبت به سال گذشته ضعیف‌تر بود اما «ویلایی‌ها» هم به لحاظ فیلمنامه و هم کارگردانی، خیلی قوی و عالی بود، فقط خیلی غمگین بود و جشنواره امسال فیلم شاد نداشت.
وی ضمن انتقاد از اطلاع‌رسانی ادامه داد: جشنواره فیلم فجر امسال ضعیف‌ترین اطلاع‌رسانی را نسبت به سال‌های گذشته داشت و به همین خاطر استقبال مردم هم کمتر بود.
این شهروند مشهدی که بلیت حضور در جشنواره را به صورت حضوری تهیه کرده بود، درباره نحوه تهیه بلیت، بیان کرد: چون امسال خلوت‌تر است، صبح‌ها بلیت می‌گیریم؛ هیچ مشکل و معطلی برای دریافت بلیت نداشتیم و خیلی راحت توانستیم بلیت جشنواره را خریداری کنیم.
وی فیلم‌های چهاردهمین جشنواره فیلم فجر را خوب ارزیابی کرد و گفت: فیلم‌ها خوب هستند و فیلم‌های «سدمعبر» و «ویلایی‌ها» را که دیدم عالی بودند اما «آذر» اصلا خوب نبود.
عاشورزاده، که به تماشای «ویلایی‌ها» نشسته بود، نظرش را درباره فیلم‌های این دوره از جشنواره این‌طور بیان کرد: فیلم‌های امسال خیلی جشنواره‌ای و کسالت‌آور بود؛ باید فیلم‌های اکشن خوب، کمدی و حرفه‌ای اکران شود.
این شهروند مشهدی که همه‌ساله جشنواره را پیگیری می‌کند و در این دوره نیز از طریق برنامه «هفت» پیگیر جشنواره است، ادامه داد: «ویلایی‌ها» جزو فیلم‌های خوب جشنواره امسال بود؛ ابتدای فیلم کند بود اما در ادامه، اتفاقاتی افتاد که فیلم را خوب کرد.
وی با انتقاد از اطلاع‌رسانی ضعیف جشنواره فیلم فجر، اضافه کرد: نمی‌دانم چرا اما امسال از جشنواره چهاردهم فیلم فجر مشهد اصلا استقبال نشد و سینماها هم خالی بود.
عاشورزاده که بلیت خود را حضوری و از طریق گیشه خریداری کرده بود، اظهار کرد: در تهیه بلیت هیچ معطلی نداشتیم و خیلی راحت توانستیم بلیت را تهیه کنیم که البته به نظرم دلیلش این بود که استقبال، زیاد نبود.
وی در پایان اضافه کرد: امسال حداقل در مشهد به جز دو، سه فیلم، فیلم‌های خوب و جذابی نیامده است؛ من برای روزهای آینده خیلی دوست دارم «ماجرای نیمروز» که خیلی مورد تحسین قرار گرفته را ببینم.
محمدسعید احدیان، رئیس هیئت مدیره خانه مطبوعات خراسان رضوی با بیان این مطلب که سوژه خوبی برای این فیلم انتخاب شده بود، توضیح داد: این فیلم یکی از موضوعاتی که در تاریخ دفاع مقدس وجود داشت را از زیر خاک بیرون آورده و به مردم امروز نشان داده بود و توانست حس و شرایط را به خوبی به نمایش بگذارد.
وی همچنین ادامه داد: بازیگران و به ویژه خانم قاسمی و خانم ایزدیار بازی‌های خوبی داشتند؛ فیلم برخلاف خیلی از فیلم‌های جشنواره که دیدیم، خیلی صحنه اضافه نداشت و خسته‌کننده هم نبود.
احدیان با اشاره به اینکه فیلم‌هایی که من در جشنواره امسال دیدم هرکدام نقاط ضعف و قوتی داشتند، افزود: در فیلم‌های این دوره، جاذبه‌ها کمتر است، فیلم‌ها کشش بیشتری دارند و در مجموع، فیلم‌هایی که من دیدم به نسبت سال‌های قبل سالم‌تر است و اخلاقیات بیشتر در آن‌ها رعایت شده است.
«چراغ‌های ناتمام»؛ احترام به باورهای شخصی و عاشقانه‌های شهدا
«چراغ‌های ناتمام» ساخته مصطفی سلطانی و با حضور مجید صالحی و شقایق فراهانی؛ فیلمی که به گفته کارگردانش، درون‌گرا است و موضوع آن دغدغه شخصی وی بوده است؛ شخصیت اول داستان، نویسنده‌ای است که شغل درست‌ و حسابی ندارد اما دلیلش نه بی‌کفایتی خودش یا وضعیت اقتصادی بلکه ناسازگاری برخی کارها با باورهای او است؛ برخلاف انسان دوره پست‌مدرن، نقش اول داستان از شغل تنها به دنبال درآمد نیست بلکه، بیش از درآمد، دغدغه شرافت، طبع لطیف خود، اخلاق و فرهنگ جامعه است که برایش مهم است؛ پول و درآمد ارزش زیرپا گذاشتن ارزش‌های انسانی را ندارد.
زندگی آقای نویسنده نمایش بعد اقتصادی انسان واقعی است؛ اقتصادی اخلاق‌مدار در مقابل اقتصاد سرمایه‌داری که اصالت در آن، سود شخصی است؛ فارق از برخوردهایی که بین شخصیت در فیلم و کسانی که به ارزش‌های انسانی بی‌تعهد هستند، اقتصاد اسلامی به خوبی در این فیلم به نمایش درآمده است.
در ادامه داستان، به آقای نویسنده پیشنهاد می‌شود که برای یک گردان 240 نفره که فقط 14 نفرشان از عملیات بازگشتند و آن‌ها هم پیدای‌شان نیست، بنویسد؛ ابتدای داستان این شهدا در روستایی در شمال کشور به تصویر کشیده می‌شود؛ فضای بی غل‌وغش و پاک روستا، قصه عاشق‌شدن یکی از آن شهدا و انتخاب مناسب و به‌جای الهام نامی برای کاراکتر شهربانو، دختری که شهید با او ازدواج می‌کند، حسی رمانتیک و سرشار از پاکی و عشق را در روح مخاطب به جریان می‌اندازد و قصه خداحافظی شهید با همسر جوانش برای رفتن به جبهه، بیش از پیش روح انسان را به حرمت عشقی که به عشق خدا ختم شد، به وجد می‌آورد و او را برای پیگیری داستان مشتقا‌ق‌تر می‌سازد.
«به لحاظ محتوایی، فنی و کیفی زیاد خوب نبود و متوسط بود»، «خیلی راضی نبودم»، «مزخرف بود»، «ما را به عمق خاطره‌های هشت سال دفاع مقدس برد، واقعا غم‌انگیز و قشنگ بود»، «فیلم خوبی بود اما باب پسند من نبود»، «کمی کش‌دار بود اما قصه‌اش خوب بود»، «بد نبود»، «خوب بود»؛ این‌ها بخشی از نظرات تماشاگران فیلم بود اما تعدادی از آن‌ها که تخصصی‌تر به ارائه نظرشان پرداختند، گفتند:  فیلم عالی‌ای بود فقط کند بود و حوصله را سر می برد؛ گره اول که باز شد احساس می‌کردیم فیلم تمام می‌شود اما گره دوم که ایجاد شد، طول کشید؛ من دوستش داشتم و به طور کلی این سبک فیلم‌سازی را دوست دارم.
یکی دیگر از شهروندان مشهدی که به تماشای این فیلم نشسته بود ابراز کرد: فیلم خوبی بود؛ به نظرم فیلم کمی سفارشی بود اما از تصویربرداری‌اش خوشم آمد، ساخت فیلم خوب بود، کارگردانی بد نبود و به طور کلی، فیلم خوبی بود اما کمی سفارشی بودنش یک خورده دافعه ایجاد می‌کرد.
یکی از تماشاگران، این فیلم را فوق‌العاده قوی توصیف کرد و افزود: فیلمنامه، فوق‌العاده قوی بود اما دو مشکل کوچک داشت؛ یکی مسترینگ صدا یود که مقدار زیادی اذیت می‌کرد و فکر می‌کنم نتوانسته بود درست از آب دربیاورد و دیگری نورپردازی که به ویژه در سکانس کوله مشکل داشت؛ بقیه‌اش خیلی عالی بود.
«ماه‌گرفتگی» قصه معترضان ساختگی و حرف‌هایی در تاریکی
«ماه‌گرفتگی»؛ فیلمی ساخته مسعود اطیابی؛ اثری که به تبیین زوایای پشت صحنه فتنه 88 می‌پردازد؛ قصه هادی، دانشجوی ممتاز و متدینی که برای رسیدن به اهدافی شوم عده‌ای قربانی می‌شود؛ کسی که صدای قرآن‌ خواندنش آرامش قلب مادرش است و داستان مردانگی‌اش در دانشگاه، دختر همکلاسی‌اش را شیفته او ساخته اما ادامه زندگی او در قضایای فتنه 88 طور دیگری رقم می‌خورد.
جعفر، عموی هادی و از ماموران امنیت است و به دنبال او است؛ بعد از مدتی طاقتش طاق می‌شود و وقتی با همکار خود، حاجی مشغول صحبت می‌شود، می‌خواهد حرفی بزند اما یکی از ماموران قبل از آمدنش از حاجی عذرخواهی می‌کند و می‌گوید چند لحظه‌ای باید برق را قطع کنیم؛ در همان‌ حال، جعفر حرف‌هایی می‌زند که گویا خودش هم در واقعیت پشت صحنه ماجرا تردید کرده است؛ از نقش «خس‌ و خاشاک‌» خواندن رقیب در شکل‌گیری اغتشاشات می‌گوید و از اینکه طرف دیگر نمی‌تواند چهار سال صبر و تحمل کند؛ پس از این بخش از دیالوگ جعفر، برق‌ها وصل می‌شود.
سکانس صحبت جعفر با حاجی و قطع‌ شدن چند لحظه‌ای برق به خوبی این حس را به مخاطب القا می‌کند که برخی حرف‌ها را نمی‌شود در عیان گفت و جای گفتن‌شان در تاریکی است و در خلوت.

کارگردان «ماه‌گرفتگی» در مراسم فرش قرمز این فیلم گفته است: در مورد این فیلم قضاوت‌های زود هنگامی شده است؛ از همه شما عزیزان درخواست می‌کنم این فیلم را تماشا کنید و بدون توجه به اظهار نظرهای گروه‌های مختلف سیاسی نسبت به این فیلم، خودتان به طور شخصی درباره این اثر قضاوت داشته باشید.
آنچه در ادامه می‌آید، گفت‌وگو با چند نفر از تماشاگران است که نظرات‌شان را با ما درمیان گذاشتند؛ محمد واعظ، کارشناسی ارشد الهیات، ابراز کرد: خیلی کلی بود اما داستان جالبی داشت؛ فکر می‌کنم پرداختش باید پخته‌تر می‌بود، احساس می‌کنم برای این دوره شاید مناسب نباشد و با فضای امروز جامعه ما همسو نباشد گرچه که نقاط قوتی هم داشت.
وی در رابطه با نقاط قوت «ماه‌گرفتگی»، گفت: من موسیقی‌اش را دوست داشتم، کارگردانی می‌توانست خیلی بهتر از این باشد و بازی‌ها هم به نظرم متوسط بود.
این شهروند مشهدی همچنین نظرش را درباره جدول اکران فیلم‌های جشنواره در مشهد این‌گونه، بیان کرد: شاید بشود گفت، کارهایی که برای یکی دو روز اول انتخاب شده بود خیلی جالب نبود اما فیلم‌های یکی دو روز باقی‌مانده از جشنواره خیلی بهتر هستند و من کیفیت فیلم‌های سال گذشته را بیشتر دوست داشتم.  
وی همچنین اضافه کرد: اطلاع‌رسانی جشنواره هم حداقل در مشهد، مقداری ضعف داشت.
وحید بیات، عکاس روزنامه خراسان این فیلم را خوب ارزیابی کرد و ادامه داد: در نقدهایی که در سایت‌ها خواندم، با توجه به گذشت زمان، این فیلم نسبت به فیلم «قلاده‌های طلا» حرف متفاوتی نداشت؛ شاکله فیلم عوض شده بود و خواستند تداعی کنند که آنچه ما درباره چنین مسائلی فکر می‌کنیم آن چیزی نیست که در واقع اتفاق افتاده و این نکته‌اش جذاب بود اما کلیتش خیلی تعریفی نداشت.
وی درباره نقاط ضعف جشنواره چهاردهم مشهد، ابراز کرد: استقبال خیلی بد بود، اطلاع‌رسانی ارشاد هم ضعیف بود و طبق شنیده‌های من از مردم، فیلم‌ها ضعیف بودند.
خدیوی، کارشناسی مهندسی عمران نیز با بیان اینکه این فیلم خواسته بود جانب دو طرف را داشته باشد اما هر دو طرف را خراب کرده بود، اضافه کرد: فیلم چهره واقعی فتنه را نشان نداد و از طرفی هم در حق شهدای فتنه ظلم کرد.

در پایان سانس سوم فیلم‌های جشنواره، مقابل پردیس سینمایی هویزه صف‌های طولانی و اجتماع مردمی دیده می‌شد که در مقابل گیشه منتظر دریافت بلیت بودند؛ ساعت شنی جشنواره چهاردهم از روزهای پایانی خبر می‌دهند و از استقبال بیشتر مردم؛ امید که سالن‌های سینما در این روزهای پایانی حضور گرم‌تری را به خود ببینند.
captcha