به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، با صدای توپ و تانک و خمپاره نوروز رزمندگان در جبهه آغاز میشد، به شهادت رسیدن برخی رزمندگان در آغوش رزمندههای دیگر سال نو آنها این گونه به پایان میرسید.
در سالهای جنگ، شهیدانی برای دفاع از خاک و میهن از جان خود گذشتند و در بهترین مراسمهای سال از جمله نوروز جنگیدند و جان دادند تا امنیت و آسایش اکنون را داشته باشیم، حال برای ادای دین کوچک به آن شهدا به معرفی برخی از شهیدان فروردین میپردازیم.
رضا فراهانی، فرزند حشمتالله در اول فروردینماه سال 1339 در شیروان چشم به جهان گشود، تولد او در ماه محرم بود تا سوم ابتدایی را در بجنورد تحصیل کرد و بعد به علت انتقال پدر به مشهد دوره راهنمایی را در مدرسه عنصری و دبیرستان را در دو مدرسه کورش و فردوسی تحصیل کرد.
خواندن کتاب داستانی و پخش اعلامیه سرگرمیهای شهید فراهانی
وی در دوران کودکی کتب داستانی و در سن جوانی کتب سیاسی، مذهبی از قبیل شهید مطهری و نهجالبلاغه را مطالعه میکرد، فعالیتهای اجتماعی شهید در دوران نوجوانی تا پیروزی انقلاب شرکت در تظاهرات، پخش اعلامیه و نوار بود با اکثر روحانیت مبارز شهید هاشمینژاد و آیتالله مرعشی نجفی ارتباط نزدیکی داشت.
این شهید، پس از پیروزی انقلاب لحظهای از مبارزه غافل نبود، پس از عضویت در سپاه مشغول خدمت شد و ضمن کار در سپاه به عنوان مربی پرورشی در مدارس نیز فعالیت داشت او در مبارزه با ضد انقلابی و جنگ کردستان شرکت کرد و پس از شروع جنگ تحمیلی از همان جا عازم جبهه شد.
وی اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام راحل(ره) را بین مردم شهرستانهای مختلف توضیع میکرد، کتابخانهای تشکیل داد و بچههای محل را دعوت می کرد تا از آن کتابها استفاده کنند، همچنین در کانون اسلامی فردوسی فعالیت میکرد.
شکارچی تانک در جبهه
شهید فراهانی اولین بار به عنوان فرمانده گروه تخریب و شناسایی که حدود سه ماه در کردستان حضور فعالی داشت و دومین بار به شوش اعزام شد، در جبهه به علت منهدم کردن تعداد زیادی تانک به شکارچی تانک معروف شده بود، نسبت به دین و اعتقادات مذهبی بسیار حساس بود وقتی نسبت به اعتقادات او توهین میشد سخت عصبانی میشد، اول سعی میکرد با منطق در غیر این صورت از نزاع هم باکی نداشت.
تحولات روحی و رفتاری شهید فراهانی و انگیزه مذهبی وی قبل از ورود به سپاه شکل گرفته بود و حضور شهید فراهانی در این ارگان باعث تقویت این رفتار شده بود.
وی اخلاق بسیار خوبی داشت، نمونه کامل یک انسان بود، برای والدین احترام خاصی قائل میشد، همواره میگفت من علاقهمندم سختیهای دنیا را تحمل کنم.
جلوگیری از هوای نفس با گرفتن روزه
شهید فراهانی به زهد و تقوا در بین دوستان و نزدیکان معروف بود با روزه گرفتن از هوای نفسانی خود جلوگیری میکرد.
خیلی شبها به گورستان میرفت و در آنجا نماز شب میخواند، با بچههای خانه مهربان بود و درسهای شرعی را به آنان یاد میداد، از پوشیدن لباسهای نو پرهیز میکرد.
شهید فراهانی دنیا را مکانی گذرا برای امتحان میدانست، دنیا و ظواهر دنیوی برایش هیچ ارزشی نداشت، ساده زندگی میکرد، اکثر روزها روزه بود و هیچکس از روزهاش خبردار نبود.
وی اهمیت زیادی به نوجوانان میداد و بیشتر وقت خود را صرف کودکان میکرد و میگفت اینها امید آینده هستند.
این شهید زمانی که به سن ازدواج رسید خانواده سپاهی و نجیبی را انتخاب کرد و تصمیم به خواستگاری گرفته بود که قبل از آن به جبهه رفت و شهید شد.
وی به امام راحل(ره) علاقه فراوانی داشت و میگفت ایشان هر کاری را از من بخواهند از انجامش کوتاهی نخواهم کرد، برای بازگشت امام خمینی به وطن از هیچ کوششی دریغ نورزید.
علاقه زیاد شهید به اهالی تایباد
شهید فراهانی به اهالی تایباد که اکثرا اهل تسنن هستند به خصوص دانشآموزان علاقه زیادی داشت و پیوسته دانشآموزان را به مشهد میآورد تا در محضر آیتالله شیرازی امام جمعه مشهد و مرحوم آیتالله واعظ طبسی، نماینده امام در مشهد بهره ببرند.
بزرگترین آرزوی شهید پیوند مسلمانان و شهادت در راه خدا بود، سرانجام در هفتم فروردینماه سال 1361 در عملیات دوم «فتحالمبین» به همراه گروهی در امتداد تانکها به عنوان «آرپیچیزن» حضور داشت، پس از انهدام تانک در اثر اثابت خمپاره به درجه شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای تایباد به خاک سپرده شد.
شهادت رضا فراهانی، اثرات سازندهای را به دنبال داشت، مادر وی زمانی که جنازه فرزندش را آوردند لباس او را در آورد و بر تن پسر دیگرش کرد و میگفت راه برادرت را ادامه بده.
یادآور میشود، شهید رضا فراهانی، متولد اول فروردینماه سال 1339، سرانجام در عملیات دوم «فتحالمبین» در هفتم فروردین 1363 پس از انهدام تانک در اثر اثابت خمپاره به درجه شهادت نائل آمد.