به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در دورانی زندگی میکنیم که با وجود همه نوع پیشرفت و گستردگی در تکنولوژی، ابراز و وسایل باز هم بشر در جستجوی حقیقتی است و آرام و قرار ندارد، گویا به دنبال گمشدهای است. اما این گمشده چست؟ مگر این همه پیشرفت و در اختیار داشتن ابزارهای مختلف برای آدمی کافی نیست که باز هم آرام نمیگیرد. بیشک گمشده بشر چیز دیگری است. چیزی که با طبیعت و خلقت او همراه و سازگاری داشته باشد، به معنای واقعی آرامش را برایش به همراه بیاورد و به زندگیش معنا ببخشد. بازگشت به معنویت، اخلاق و اعتقاد به زندگی جاویدان گمشده این روزهای بشریت است.
هر دین و آیینی برای امید بخشیدن به پیروان خود جهت ادامه حیات، پایان و سرانجامی را برای این دنیا و همچنین چگونگی حیات بعد از مرگ تعریف کرده است. اما اینکه کدام آیین، حقیقت را میگوید چیزی است که همیشه پیش روی پیروان آنها بوده است. دین اسلام هم که برگرفته از فطرت آدمی و متناسب با نیازهای اوست برای آینده جهان و زندگی بشریت پایان مهدوی را تعریف کرده است که در شرایط کنونی جهان این فرهنگ غنی مهدوی نیاز به بازشناسی دوباره توسط صاحبنظران و اندیشمندان اسلامی و معرفی همه جانبه به بشریت دارد.
در ادامه گفتوگویی را که با محمدعلی وطندوست، استاد دانشگاه فردوسی مشهد انجام دادهایم، میآید:
خلأ جامعه اسلامی در حوزه مهدویت چیست؟آنچه توجه بدان اهمیت دارد، تلاش در راستای شناخت فرهنگ اسلامی از زاویه تحلیل و بررسی فرهنگ اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. بازشناسی زندگی ائمه معصومین(ع) به صورت کامل در جامعه امروزی که با پیروزی انقلاب اسلامی فرصت طلایی و ارزشمندی را برای محققان و اندیشمندان فراهم ساخته تا هر چه بیشتر در جهت احیاء معارف بلند اسلام و آثار ائمه هدی(ع) بکوشند، امری بایسته است، به ویژه آنکه حکام طاغوتی در طی قرون و دورههای گوناگون، همواره در تحریف و محو و نابودی آن تلاش داشتهاند.
اگر جامعه ما با زوایای زندگی فرهنگ مهدوی آشنا شود، بیشک در نگرشهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، روابط فردی و دیدگاههای اسلامی آنها تغییرات عمده و سازندهای پدیدار خواهد شد. آشنایی با سیره امام مهدی(عج) میتواند تحولی عظیم و عمیق در زندگی امت اسلامی به وجود آورد و زمینه را برای گرهگشایی از مشکلات آنان فراهم آورد.
جای تردید نیست که در این زمینه به حد کافی و در خور شئونات آن بزرگوار تحقیق علمی نشده و اختلاف دیدگاههای بسیار هم وجود دارد که خود دلیل روشنی بر این نکته است، گرچه همت اساتید فن و علمای اسلامی که در این زمینهها تلاش کردهاند، شایسته تکریم و ستایش است. پس میتوان گفت در دوره کنونی آنگونه که باید و شاید، اندیشه و فرهنگ مهدوی در رگهای جامعه جاری نشده از این رو بسیار ضروری است تا اندیشمندان اسلامی با مراجعه به منابع اسلامی، به بازشناسی و بازسازی مبانی اندیشه و فرهنگ مهدوی روی آورند و آن را در اندیشههای مردم و برنامههای فردی و اجتماعی سرایت دهند.
تحلیل شما از نحوه مواجهه مردم با موضوع مهدویت در عصر حاضر چیست؟همانگونه که در پاسخ پرسش پیشین اشاره شد، وضعیت جامعه اسلامی در دوره کنونی به گونهای نیست که اندیشه مهدوی را در ابعاد فردی و اجتماعی زندگی مردم به ما بنمایاند. مسئله مهدویت امروزه پیش از آنکه مبنای مناسبات فردی و اجتماعی مردم قرار گیرد، بیشتر به صورت شعاری و تنها در مناسبات خاص مانند نیمه شعبان و ... مورد توجه قرار میگیرد.
البته محبت و دوستی اهل بیت(ع) در دلهای همه مردم جاری و ساری است و همین مسئله میتواند با اندک جرقهای که از سوی اندیشمندان مسلمان پدید میآید، سبب شعلهور شدن اندیشه و فرهنگ مهدویت شود. با توجه به ستمهای فراوانی که امروزه از سوی ستمکاران، گردنکشان و حکومتهای مستبد در حق مردم جهان صورت میگیرد، دلهای آنها را تشنه عدالت و همگی آنان را آماده ظهور منجی عالم بشریت کرده است. اندیشمندان مسلمان و مبلّغان فرهنگ دینی باید از این فرصت پیش آمده در راستای ترویج و تبلیغ فرهنگ و اندیشه مهدوی نهایت بهره را ببرند.
چه مؤلفههایی نیاز هست تا علاوه بر اینکه یاد امام زمان(عج) در لحظه لحظه زندگی مردم باشد، مردم نسبت به حضرت معرفت حقیقی نیز داشته باشند؟قطعا معرفت و آشنایی عمیق نسبت به امام زمان(عج) و آشنایی با سیره، هدف و برنامههای ایشان، زمینهساز باور، ایمان و در نتیجه عمل و تعهّد خواهد بود. در اهمیت شناخت همین بس که حضرت علی(ع) چنین میفرماید: «انّ قیمة کلّ امرىء و قدرهُ معرفتُه، ارزش و منزلت هر کسی به اندازه معرفت او است.(بحارالانوار، ج 2، ص 184)».
راه شناخت امام زمان(عج) چیست؟نکتهای که توجه بدان اهمیت دارد این است که شناخت امام زمان(عج) از شناخت دیگر امامان معصوم(ع) جدا نیست. اگر کسی به طور کلی به شأن و جایگاه امامت آگاه باشد، حتما، به شناختی شایسته از امام عصر(عج) نیز دست خواهد یافت.
برای شناخت مقام والای امامت و شخصیت منحصر به فرد امام زمان(عج) راههای بسیاری وجود دارد؛ مطالعه همراه با تدبّر دعاها و زیارتهایی که از امام زمان(عج) رسیده است و یا روایات دیگری که از امامان دیگر(ع) درباره وجود مبارک ایشان به دست ما رسیده است. مانند تدبّر در عبارات «نهجالبلاغه»، سخنان امام حسین(ع) از آغاز تا پایان واقعه کربلا، آموزههای بلند امام سجاد(ع) در «صحیفة سجّادیه»، و همچنین از ادعیه مأثور یا مرتبط با امام عصر(عج) میتوان به برنامههای ایشان پی برد؛ بر این اساس، بهترین راه شناخت امام زمان(عج) شناخت زیارتها و دعاهای مرتبط با آن حضرت است.
توجه به این نکته نیز اهمیت دارد که شناخت امام زمان(عج) دارای مراتب است و طبیعتاً تأثیرگذاری هر مرتبه از معرفت در تبیین انتظار حقیقی و صحیح، با مرتبه دیگر متفاوت است؛ مثلاً شناخت ظاهری و شناسنامهای امام زمان(عج) و هرگز همانند معرفت معنای حقیقی امامت و شناخت حقیقت ولایت نخواهد بود.
در روایتی از شیخ کلینی و صدوق چنین آمده است: «اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولی بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان، خدا را با خدا، رسول را با رسالت و اولیالامر را با امر کردن به معروف و عدل و احسان بشناسید(كافی، ج1، ص85؛ التوحید، صدوق، ص286)».
در روایتی از امام باقر(ع) تزکیه و تطهیر باطن به عنوان پیش شرط رسیدن به شناخت حقیقی مقام امامت دانسته شده است: «ای ابا خالد! به خدا سوگند بندهای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند تا این که خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد و خدا قلب بندهای را پاکیزه نمیکند تا اینکه تسلیم محض ما شده و با ما آشتی کرده باشد. پس چون با ما از در آشتی درآمد، خدا از حساب سخت نگاهش دارد و از هراس بزرگ روز رستاخیز ایمنش سازد».
معرفت واقعی به امام عصر(عج) چگونه به دست میآید؟افرادی که در پی معرفت واقعی امام عصر(عج) و راه یافتن به ولایت ایشان هستند، باید افزون بر مطالعه، تحقیق و تدبّر در آثار رسیده از سوی ایشان، باید در پیروی عملی از آنان و تزکیه و تطهیر باطن نیز بکوشند و خود را از همه آلودگیهای ظاهری و باطنی، پیراسته سازند. در این صورت است که میتوان امیدوار بود انوار معرفت حقیقی در دل انسان متجلی خواهد شد.
همچنین باید توجه داشت که یکی از مهمترین پیش شرطهای شناخت امام زمان(عج) داشتن انتظار واقعی است. انسان منتظر، در مسیر اقامه توحید و استقرار ولایت، پرتلاش بوده و اهل جهاد و مبارزه است. از همین روست که امیرالمؤمنین(ع) در این باره چنین میفرماید: «کسی که چشم انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد».