به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، امام خمینی(ره) شخصیتی جامع در ابعاد مختلف علمی و عملی بود و یكی از كمنظیرترین حادثههای تاریخ اسلام را رقم زد. بزرگمردی که حماسه رزمش آمیخته به بالاترین مراتب عرفان، فقهش متبلور در
فلسفه عملی حكومت اسلامی و حكمتش، شالوده سیاستهای نظام اسلامی بود و همین صفات از او شخصیتی کاریزماتیک در بین مردم، پیر و جوان ساخت. از بارزترین جلوههای رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی(ره) و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. دلیل دلدادگی ایشان به رزمندگان را میتوان در سخنرانیهای مختلف بنیانگذار انقلاب دید، که یکی از آنها این است که «من
به این چهرههاى نورانى و بشّاش شما و به این گریههاى شوق شما حسرت مىبرم. من احساس حقارت مىکنم. من وقتى با این چهرهها مواجه مىشوم و
این قلبهائى که به واسطه توجه به خداى تبارک و تعالى این طور در چهرهها
اثر گذاشته است، احساس حقارت مىکنم». به مناسبت سالگرد امام خمینی(ره) و نشان دادن تجلی عشق و علاقه امام راحل(ره) به رزمندگان و عاطفه رزمندگان به رهبر کبیر انقلاب(ره)، بر آن شدیم تا سلسلهوار به معرفی برخی از وصیتنامه شهدا بپردازیم.

محمدجواد اردیبهشتی، در سال 1347 در شهرستان سبزوار در یک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود، از شش سالگی تحصیلات خود را آغاز و پس از گذراندن دوره ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی داورزنی شد و بعد از گذراندن تحصیلات خود به هنرستان فنی و حرفهای دکتر شریعیت رفت و شروع به ادامه تحصیل کرد. این شهید، از نظر مذهبی و سیاسی فرد نمونهای بود به ورزش علاقه بسیاری داشت و در زمینه فوتبال هم مهارت بسیاری کسب کرد.
این شهید اخلاق بسیار خوبی داشت و زمانی که بیکار بود به تراشکاری مشغول میشد و زمان انقلاب هم در کتابخانه فعالیت میکرد. در زمان پیروزی انقلاب به همراه دوستان و برادران خود در مسجد محله فعالیتهای بسیار زیادی انجام میداد و همچنین در تظاهرات و چسباندن اعلامیه علیه رژیم شاهنشاهی صف اول بود.
وی فردی دستکار و پایبند به مسائل سیاسی و مذهبی بود. سرانجام در 22 بهمن 1365 در عملیات کربلای 5 در جبه بر اثر ترکش خمپاره بعثیها به شهادت رسید.
وصیتنامه شهید در خصوص امام راحل(ره)
«بسم الله الرحمن الرحيم»
خدا را شكر مىكنم كه به من عنايت كرد كه مدتى در ميان رزمندگان با اخلاص باشم. زبانم قاصر است و كامم گويا نيست و نمىتوانم از خداوند تشكر كنم، اى خدايى كه به من روح دادى، مرا در راه خودت ثابت قدم نگهدار و ممنونم از اينكه روز عاشورا و امام حسين(ع) را برايم سرمشق قرار دادى. «السلام عليك يا ابا عبدالله»، سلام بر تو اى حسين عزيز، اى كسى كه دلهاى ما را به توسط انقلاب اسلامى و رهبر بزرگ آن، امام خمينى(ره) به نور و به عشق خود روشن كردى، عشقى كه ديگر سر و جسم و جان را نمىشناسد، به اين دليل است هنگامى كه نداى «هل من ناصر» امام را از جماران میشنوم، ديگر جايى براى نشستن نيست، غير از سنگر، سنگرى كه در آن از عشق تو دفاع مىشود و اينها همه براى زنده كردن روز عاشورا است.
به آنهايى كه هنوز در خواب غفلت بسر مىبرند و هنوز هم بعد از مدت هفت سال جنگ، نخواستند كه بفهمند انسان بودن به چه معنى است، فقط بطور مجمل مىگويم، مردم، امام را تنها نگذاريد و بيدار شويد، اگر با انقلاب نيستيد، از انقلاب بد نگوئيد كه بعدها پشيمان مىشويد و آن موقع هم سودى ندارد و شما اى حسينيان زمان، اين زمان كه آواى ننگآور صلح و سازش را سر دادهاند، «والله العلى العظيم»، هدفى شوم در سر دارند كه انتهاى آن خفت و خوارى قرآن است، پس بياييد متحد شويد، تا ريشه هر فساد و تباهى را از بين ببريد، به امید اتحاد و همبستگى امتهاى مسلمان، به اميد پيروزى در سراسر گيتى به رهبرى امام عزيز.
والسلام