کد خبر: 3623788
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۵

سازمان مجاهدین خلق؛ وصله چند تفکر

گروه سیاست و اقتصاد: مدیر عامل انجمن نجات و عضو ارشد و سابق سازمان منافقین با بیان اینکه سازمان مجاهدین خلق با هدف جذب حداکثری با تدوین یک ایدئولوژی ترکیبی از اسلام، ملی‌گرایی و مارکسیست، هر سه جریان را جذب کرد، گفت: این سازمان از هرجا یک وصله و پینه‌ای زد و در مقطعی نیز موفق بود به‌گونه‌ای که یکی از جذب‌های تاریخی آن اولین رئیس جمهور ایران یعنی بنی‌صدر بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، ابراهیم خدابنده، مدیر عامل انجمن نجات و عضو ارشد و سابق سازمان منافقین در نشست تخصصی رویش فرهنگ با عنوان «مرگ یک فرقه مخوف» با موضوع بازخوانی فعالیت‌های منافقین که همزمان با سالروز عملیات مرصاد، شامگاه پنجم مردادماه در سالن نمایشگاه‌ها و همایش های آستان قدس رضوی برگزار شد، ضمن اشاره به آغاز فعالیت خود در گروه مجاهدین خلق بیان کرد: در سال 59 به این گروه پیوسته و پس از انجام ماموریت در 20 کشور برای سازمان به ماهیت این فرقه پی برده و به ایران بازگشتم.
وی ادامه داد: زمانی که در دانشگاه نیوکاسل انگلیس تحصیل می‌کردم، فردی به نام احمد شادبختی که به نهج‌البلاغه مسلط بود درباره سازمان سخنرانی کرد و در نتیجه جوانان زیادی به ویژه دانشجویان انجمن اسلامی جذب این فرقه شدند.
خدابنده با اشاره به برخی از بیانات شادبختی در خصوص انقلاب اسلامی گفت: شادبختی معتقد بود در شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی رسیدن به استقلال امری نشدنی است.
وی با بیان اینکه قبل از سقوط شاه، بنی‌صدر به جمع دانشجویان نیوکاسل دعوت شد و در این خصوص سخنانی ایراد کرد، گفت: بنی‌صدر لازمه سرنگونی شاه را تشکیل ارتشی مانند ارتش ویتنام و 20 سال جنگ می‌دانست که البته با منطق سیاسی صحیح است.
خدابنده، سرنگونی شاه را یک معجزه برشمرد و عنوان کرد: با توجه به اینکه در زمان پهلوی ایران تا مغز استخوان از لحاظ اقتصادی، سیاسی، نظامی، سرمایه‌گذاری و ... به آمریکا وابسته بود این تغییر حکومت امری محال به نظر می‌رسید.
مدیر عامل انجمن نجات و عضو ارشد و سابق سازمان منافقین اضافه کرد: وابستگی ایران تاحدی بود که قدرت سفیر آمریکا در ایران از قدرت شاه بیشتر بود و شاه بدون اجازه آمریکا آب نمی خورد تا آنجا که برای 30 هزار نیروی آمریکا مستقر در سلطنت‌آباد برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صندوق رای گذاشته بودند.
ترفند فرق، جذب به شیوه کلاسیک با القای ترس
خدابنده در خصوص شیوه جذب فرقه‌ها نیز گفت: فرق مختلف برای جذب، شیوه کلاسیک را با القای ترس در مخاطب بکار می برند که شیوه القاء ترس و فوبیا در انتخابات نیز کاربرد دارد و با ایجاد ترس در طرف مقابل وی را به سمت مبلغ هل می‌دهد، در واقع در این شیوه کلاسیک انگشت روی مشکلات فرد گذاشته شده و او را از شرایط موجود می‌ترسانند.
جذب تاریخی سازمان مجاهدین خلق و دروغ اساسی فرقه‌ها
وی با اشاره به کتاب «فرقه‌ها در میان ما» افزود: براساس آنچه که در این کتاب آمده فرقه‌ها اینگونه القاء می‌کنند که کلید مشکلات در دست ماست، فقط یک دروغ اساسی گفته و با این ترفند به جذب اعضای گروه می پردازند که یکی از جذب‌های تاریخی سازمان مجاهدین خلق، جذب اولین رئیس جمهور ایران یعنی بنی‌صدر بود.
وی گفت: این جمله را که بعد از انقلاب همه به دنبال کار سیاسی بودند و ما به دنبال تشکیل ارتش و فرستادن نفوذی در جمهوری اسلامی بودیم را خودم از زبان مسعود رجوی شنیدم.
خدابنده افزود: منطق گروه این بود که هرجا تاثیر گذاشتیم، نفوذ کرد‌ه‌ایم، مانند دولت بنی صدر و هرجا نتوانستیم تاثیرگذار باشیم عملیات نظامی انجام داد‌ه‌ایم مانند دفتر حزب جمهوری اسلامی.
بنی صدر، شهید بهشتی را اجل خود می‌دانست/ پناه بردن بنی‌صدر به دامن رجوی
وی اضافه کرد: با مراجعه به نشریات آن زمان که جان بنی‌صدر در خطر است، تصوری در بنی‌صدر به‌وجود آورده بودند به‌طوری که او شهید بهشتی را اجل خود می‌دانست در حالیکه ایشان بیشترین مدارا را نسبت به بنی‌صدر داشت.
خدابنده گفت: آنقدر روی بنی‌صدر کار شد که از دامن جمهوری اسلامی به دامن رجوی پناه برد و رجوی در این خصوص گفت: «این هنر ما بود که رئیس جمهور ایران را قاپیده و بردیم».
وی اضافه کرد: در میتینگ‌های این گروه که همه ساله در پاریس برگزار می شود، درنده‌ترین جنایتکاران امپریالیسم حضور دارند افرادی که معروف‌ترین قاچاقچیان اسلحه هستند و افراد خون‌ریزی که دولت آمریکا از این جنگ‌طلبان تبری جسته‌ است.
وی ابراز کرد: رجوی معتقد بود که بعد از انقلاب به فلسطین کمک نمی‌شود و حتی در دیداری که با یاسر عرفات داشت به او یک کلاش هدیه داد و گفت: «تنها را مقابله با اسرائیل عملیات مسلحانه است»، در حالیکه امروز در کنار اسرائیل قرار دارد.
استفاده از تکنیک مغزشویی در فرقه‌ها
خدابنده بیان کرد: کنترل ذهن مخرب یا در اصطلاح عوام مغزشویی از تکنیک‌هایی است که می‌تواند ذهن افراد را کنترل کرده و به کارهایی مغایر با ارزش‌های فطری وادار کند که نمونه آن را در گروه داعش شاهد هستیم که این افراد با انگیزه اسلامی جذب شده و کارهایی مغایر با ارزش‌های اسلامی انجام می‌دهند.
خدابنده گفت: در واقع جذب افراد در فرق مختلف با ایجاد ترس و فوبیا آغاز شده و سپس با متدهای روانکاوی به هر کاری وادار می‌شوند.
مثلث تشکیل‌دهنده سازمان مجاهدین خلق
وی در خصوص تاریخچه تاسیس سازمان مجاهدین خلق نیز اظهار کرد: سازمان مجاهدین خلق در سال 44 توسط محمد حنیف‌نژاد از اعضای نهضت آزادی تشکیل شد و در آن زمان سه گرایش مخالف شاه شامل مذهبیون متشکل از روحانیون و گروه‌های اسلامی، ملییون، شامل جبهه ملی و مصدق و جریان چپ، همان کمونیست و شاخص آن حزب توده فعال بودند.
سازمان مجاهدین خلق، وصله چند تفکر
وی اضافه کرد: سازمان مجاهدین خلق با هدف جذب حداکثری با تدوین یک ایدئولوژی ترکیبی از اسلام، ملی گرایی و مارکسیست، هر سه جریان را جذب کرد، مانند بنیانگذار حزب بعث که اسلام سوسیالیستی را با تفکرات خان عربی ترکیب و ایدئولوژی حزب بعث را تشکیل داد، سازمان هم با تفکرات مائویسم و چریکی آمریکای لاتین از هرجا یک وصله و پینه‌ای زد و در مقطعی نیز موفق بود.
رابطه سازمان با اسلام، تعبدی یا تمسکی؟
وی اظهار کرد: در سال 48 نامه‌هایی با محتوی اینکه جوانان این گروه علیه شاه مبارزه می‌کنند با تائید افرادی چون آیت‌الله طالقانی، هاشمی، یاسر عرفات و ... به نزد امام(ره) در نجف فرستاده شد و امام نیز با مطالعه کتب این فرقه فرمودند: اینان در رابطه با اسلام قبل از تعبد، تمسک دارند.
خدابنده در تشریح این جمله امام(ره) گفت: به عنوان مثال نواب صفوی مبارزه را یک تکلیف می‌دانست اما اینان اسلام را یک وسیله و مبارزه را برای کسب قدرت می‌خواستند.
وی با بیان اینکه سنگ بنای سازمان کج بود، افزود: برخی معتقد بودند سازمان بعدها منحرف شد اما وقتی بحث از مسلمان بودن بنیانگذاران سازمان بود این مطرح می شد که مسلمان بودن با اسلامی بودن متفاوت است، چراکه فرد با شهادتین مسلمان می شود اما هر فردی که صلاحیت تشکیل حکومت اسلامی را ندارد.
خدابنده با بیان اینکه در سال 54، تقی شهرام اعلام کرد سازمان مارکسیستی شده است، افزود: در آن زمان نیمی از مردم کمونیست بودند و تمام مبارزات انقلابی باید تحت پرچم مارکسیست انجام می‌شد.
وی گفت: در این زمان معدود جنبش های اسلامی در ایران و سایر نقاط جهان بود، اما این سوال مطرح می شود که اعضای مسلمان گروه که با امضای اسلامی آمدند علاوه بر آنان که از گروه خارج و کشته شدند، چرا عده‌ای با مارکسیستی شدن همچنان در گروه ماندند؟
فرق مخرب ذهن، تهدید اصلی هزاره سوم
خدابنده در پاسخ به این سوال اظهار کرد: این همان ترفند متولوژی روانی یا همان مغزشویی بود که به قول دانشمندان فرقه‌های مخرب، کنترل ذهن به عنوان تهدید اصلی هزاره سوم به شمار می‌رود.
وی جوانان را آسیب‌پذیرترین قشر در برابر جنگ نرم، تبلیغات و ... برشمرد و گفت: امروز با اینترنت و فضای مجازی جوانان به راحتی در معرض تهدید های این فرق هستند، حتی قشر جوان و تحصیل کرده در معرض تهدید این فرق، به این نقطه رسیده که وقتی لب‌تاب را باز کرده بلافاصله بعد از دیدن عکس آرامگاه کوروش، سجده می‌کند.
خدابنده افزود: قشر تحصیل کرده نیز با توجه به اعتماد کاذب از دانسته ها و عدم تجربه اجتماعی، بیشتر در معرض جذب فرقه‌هاست، چراکه با علوم آکادمیک در خود نیازی به مشورت نمی بیند و دانشجویان مهندسی با منطق صفر و یک نسبت به دانشجویان معارف و علوم انسانی بیشتر جذب منطق سیاه و سفید فرقه‌ها می شوند.
مدیر عامل انجمن نجات و عضو ارشد و سابق سازمان منافقین در پایان اظهار کرد: قشر دانشجو به دو دلیل عدم تجربه اجتماعی و داشتن معلومات بالا که خود را نیازمند مشورت نمی‌داند، بیشتر در معرض تهدید است.
captcha