محمدعلی مجاهدی، شاعر معاصر آئینی، در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از خراسان رضوی، در رابطه با نقش عاشورا در اشعار فارسی، گفت: شعر عاشورا از یک پیشینه مکتوب یازده سدهای برخوردار است و به خاطر فرهنگ گرانسنگی که دارد و ناگفتهها و ناشنیدههای بسیاری از این فرهنگ مانا وجود دارد، شاعران متعهد امروز تلاششان بر این است یک قرائت حماسی و ارزشی از فرهنگ عاشورا ارائه بدهند که پاسخگوی نیازهای جوامع مسلمان باشد.
وی با بیان اینکه قرائتهای مختلفی از عاشورا در اشعار شاعران از گذشته تا کنون وجود داشته است، افزود: ما تاکنون قرائتهای مختلفی از فرهنگ عاشورا داشتهایم. قرائت ماتمی محز، قرائت خرافی و مبالغه آمیز و قرائن ارزشی و مکتبی که بعد از انقلاب در حال تکامل است.
مجاهدی با بیان اینکه در آثار شعرای گذشته در اکثر دیوانهای اشعار شاعران نمونههایی از اشعار عاشورایی وجود داشته است، اظهار کرد: اگر نگاهی به پیشینه شعر فارسی بکنید، خواهیم دید که از سال 1265 که زبان رسمی مردم ایران زبان فارسی دری شد، در زمان یعقوب لیث صفار ما می بینیم که اشعاری که برجای مانده با پنجاه سال اختلاف با توجه به اینکه کارگزاران حکومتی اموی و عباسی و سایر حکومتهای شیعه ستیزی که بعد از آنها سرکار آمدند که با فرهنگ شیعی و فارسی در ستیز بودند. علیرغم همه این موانع شعر عاشورا هزار و صد سال است که سابقه مکتوب دارد یعنی از کسایی مروزی که در سال 121 بدنیا آمده است تا کنون دیوان شعری نیست که در آن نمونههایی از شعر ولایی و شعر عاشورایی نباشد و استفادهای که شعرا توانستهاند از فرهنگ عاشورا ببرند و عظمت وجودی سید الشهدا را تا حدی که در اندازه معرفت و شناختشان بوده است از این امام معصوم(ع) که به تصویر بکشند اطلاعات منقول از اىمه اطهار(ع) در دست داریم.
این شائر آیینی راز ماندگاری شعر عاشورا را در ارتباط تنگانگی با فرهنگ عاشورا عنوان کرد و افزود : تا زمانی که عاشورا زنده است شعر عاشورایی نیز ماندگار خواهد بود. شعر عاشورا که جنبههای ارزشی و جنبههای حماسی و جنبه های عرفانی و اخلاقی این قیام الهی را به تصویر کشیده است مسلما این گونه آثار هم ادامه حیات میدهند و در بین آثار شاعران الهی درخشش چشمگیری دارند. بعد از پیروزی انقلاب هم این نخل تناور از سایه سار بیشتری برخوردار بوده و ما امروز شاهد به برج نشستن و بالندگی این نخل تناور هستیم و امیدواریم که بعضی از اشعار سست و آفتزده و پر از مطالب گزافه و خرافه و تحریف آمیز این چشمه زلال را آلوده نکنیم و تعهدی که در برابر امام حسین(ع) داریم اینست که در حفظ این امانت الهی کوشا باشیم.
مجاهدی یکی از آسیبهای اشعار عاشورایی را قرائت ماتمی محض از عاشورا عنوان کرد و گفت: قرائتهای مختلفی از فرهنگ عاشورا است. متاسفانه از زمانی که مقتل فارسی روضه الشهدا در سال 908 هجری توسط ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری تالیف شد، علیرغم سبک نگارشی متین و قابل قبولی که دارد از نظر محتوایی مطالب غیر مستندی در این مقتل فارسی راه پیدا کرده و به نبال ارائه قرائت ماتمی محض از فرهنگ عاشورا بوده. این جریان حدود پانصد سال بر هیاتهای مذهبی ما سیطره داشته است.
وی افزود: در دوره قاجاریه به حد اعلای خودش میرسد و ملا آقا دربندی یکی از علمای پرآوازه تهران بوده تحت تاثیر همین قرائت ماتمی دو مقتل دیگری مینویسد و کار ناتمام واعظ کاشفی سبزواری را تمام میکند و با نوشتن مطالب بسیار نامستند و نامعتبر این چهره جمیل عاشورا را دچار ابهام میکند و اطلاعاتی که در دو مقتل ملا آقا دربندی در زمان ناصرالدین شاه ارائه میشود، اطلاعات نادرستی است که پیش از او و پس از او در هیچ منبع روایی و تاریخی معتبری ما این نوع مطالب را ندیدهایم و لذا همین مطالب است که باعث شده است که دشمنان قسم خورده شیعه برای این که فرهنگ عاشورا را از چشم شیفتگان ادب ولایی بیندازند سعی میکنند این مطالب نادرست را درشت نمایی کنند و به رخ ما بکشند.
مجاهدی در ادامه عنوان کرد: بعد از این مساله بزرگانی بودند که به دنبال قرائت ارزشی و اخلاقی از فرهنگ عاشورا بودهاند. مرحوم محدث نوری در متاب لولو و مرجان به دنبال آسیبشناسی محافل حسینی است و نمونههای بسیار متاثر کنندهای را القا میکند که در زمان قاجاریه معمولا ذاکران و مرثیهسرایان آن نوع مطالب نامعتبر و غیرمستند را در محافل نقل میکردند. بعضی از شعرا هم تحت تاثیر همین قرائتها هستند که قرائت ماتمی محض را در نظر دارند برای گرفتن اشک بشتر ، قرائت عرفانی برای اینکه معرفت انسان نسبت به حضرت سید الشهدا و نهضت عاشورا بالا برود یا قرائت براندازی به این معنا که امام حسین(ع) قیام کرد که به طور کلی سلسله اموی را از میان بردارد و قوانین اسلام را حاکم کند و قرائتهای افسانهای و اساطیری.
وی با بیان اینکه در میان شعرای گذشته، رگههایی از این قرائتها را میتوانیم پیدا کنیم، اظهار کرد: بعد از پیروزی انقلاب به دلیل روشنگری های روشنفکران و متفکران بزرگ ما سعی کردند اهداف پیامها و عبرتهای عاشورا را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهند و همین هشدارها باعث شد که رویکرد شاعران معاصر ما بر جنبههای ارزشی و حماسی فرهنگ عاشورا معطوف شود و امروز شاهد آفرینش آثاری در فرهنگ عاشورا هستیم که می شود، گفت جای خالی بسیاری از آنها در آثار گذشتگان خالی است.
مجاهدی یکی از آسیبهای دیگر اشعار عاشورایی را وجود مضامینی دانست که استناد تاریخی درستی ندارد و گفت: در قرائت ماتمی محض به اشعار سستی برمیخوریم که استناد تاریخی درستی ندارند که باید مورد آسیبشناسی قرار بگیرند. در آسیبشناسی سرایش اشعار عاشورایی بایدها و نبایدهایی وجود دارد. یک شاعر عاشورایی سرا باید متعهد باشد که بایدها را بشناسد و از نبایدها پرهیز کند. یک خطهای قرمزی وجود دارد که باید از نزدیک شدن به این خطها پرهیز کند و ورود پیدا نکند. فرض کند نسبت دادن اولویت و خدایی به ائمه(ع) شرک محض است. در زمان ماهم میبینیم که گاهی شعرا مرتکب چنین اشتباهی میشوند یا اشعار غلوآمیز، اشعاری که خود ائمه اطهار(ع) از شنیدن این مطالب ناراحت می شدند. در بعضی از اشعار این مطالب وجود دارد.
وی با بیان اینکه رسالت شاعران در سرایش اشعار عاشورایی متعهد بودن نسبت به سید الشهداو شهدای عاشورا است، اظهار کرد: بنابراین شاعر امروز ما باید معلومات خود را از تاریخ عاشورا و از مقتلهای دست اول به دست بیاورد و نه دست سوم و به گفتهها و شنیدهها بسنده نکند و برود به دنبال تحقیق و از منابع دست اول رفع عطش بکند و آموختههای خودش را و صحنههای مختلفی را که در عاشورا اتفاق افتاده است با هنرمندی خودش ترسیم کند. آثار آفتزده و پرآسیب در میان اشعار عاشورایی بعد از انقلاب کم است و امیدوارم که همین مقتدار اندک هم در شاعار شاعران عاشورایی مشاهده نشود.