به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) نخستین شب از مراسم سوگواری ایام شهادت حضرت فاطمیه(س) در امامزاده علی اکبر چیذر برگزار شد. حجتالاسلام سیدحسین مومنی با اشاره به سیره آن بانوی بزرگوار نسبت به اهتمام به شکر الهی در تمام حالات، به ذکر فواید و برکات این موضوع پرداخت و گفت: بی تردید برای سلوک در امور مادی و معنوی نیاز است که به دو عنصر مجهز شویم که عبارتند از مراقبه و محاسبه.
وی در معنای «مراقبه» توضیح داد: مراقبه به این معناست که انسان از سرمایههایی که خداوند در اختیار او قرار داده است استفاده حداکثری ببرد. 5 سرمایه مهم به انسان داده شده است که عبارتند از حیات پیش از فرا رسیدن مرگ، فراغت قبل از گرفتاری، غنا و دارایی پیش از فقر و تهی دستی، سلامتی قبل از ابتلای به بیماری و دوران جوانی پیش از رسیدن ایام کهولت و پیری. در کنار مراقبه، لازم است که انسان محاسبه نیز داشته باشد. محاسبه بدین معناست که انسان حساب و کتاب دقیق داشته باشد که چقدر توانسته است در مسیر سلوک خود از این سرمایهها بهره ببرد. هر کس باید از نفس خودش حساب بکشد.
مومنی در خصوص ثمرات محاسبه خاطر نشان کرد: ثمره و فایده محاسبه یا شکر حقیقی است و یا استغفار حقیقی. چرا بعد از خواندن زیارت عاشورا به سجده میرویم و میگوییم «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین». این بدان جهت است که باید بابت کسب توفیق زیارت سیدالشهداء به درگاه الهی شکر بگوییم و شگر این نعمت را بیان کنیم. در خطبه حضرت زهرا(س) در همان فرازهای اول، حضرت میفرمایند که خداوند شکر را موجب ازدیاد نعمت قرار داد.
وی اضاقه کرد: اگر انسان در جریان محاسبه مشاهده کرد که از این سرمایههایی که نام برده شد درست استفاده کرده است باید وارد وادی شکر شود و الا اگر دید که درست استفاده نکرده است باید وارد وادی استغفار شود. اثر این شکر این است که نعمت را چندبرابر میکند. همچنین اگر از این سرمایهها به درستی بهره نبرده بود میشود مستغفر حقیقی. این استغفار هم فواید و ثمراتی در پی دارد.
کارشناس مذهبی در ادامه عنوان کرد: استغفار به انسان چه میدهد؟ فایده استغفار در این است که هر چه خرابی در گذشته بوده است به واسطه استغفار ترمیم میشود و همچنین ناهمواریهای آینده نیز به سبب آن هموار میشود. به تعبیر دیگر، استغفار موجب ترمیم گذشته و ترسیم آینده است. انسان از رهگذار محاسبه به این نقطه دست پیدا میکند.
مومنی در باب اهمیت شکر تصریح کرد: شیطان میخواهد که ما را از وادی شکر فاصله بدهد: «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ؛ آنگاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مىتازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت (آیه 17 اعراف)». شیطان نداشتههای ما را بزرگ جلوه میدهد و داشتههای ما را بی مقدار نشان میدهد. این در حالی است که نباید باطن زندگی خودمان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه بکنیم.
وی در ادامه افزود: قطب راوندی این روایت را در کتاب خود ذکر میکند که پیامبر(ص) به امیرالمومنین(ع) این چنین موعظه فرمود: هر کس صبح کند و حمد 4 صفت را به جا نیاورد از این میترسم که این نعمتها از او زائل شود: اولین مورد این است که خداوند را سپاس بگوید که خودش را به ما شناساند و از این جهت به مردن قلب مبتلا نشدیم. خدا خودش را به ما شناسانده است و هنگام نیاز او را میخوانیم و دست نیاز به سوی خالق بی نیاز دراز میکنیم. شکر خیلی مهم است و لازم است بعد از هر نماز به سجده برویم و شکر و حمد الهی را به جا بیاوریم.
وی در ادامه گفت: دومین مورد این است که بگوید «الحمد لله الذی جعلنی من امت محمد؛ خدا را شکر که ما از امت پیامبر هستیم». کسی جزء امت پیامبر است که ولایت امیرالمومنین(ع) را قبول داشته باشد. روزی پیامبر به اصحاب خطاب کرد که هر کس از علی(ع) خبری برایم بیاورد هرچه بخواهد به او میدهم. سلمان خبری از امیرالمومنین(ع) به ایشان داد و در ازای آن از حضرت درخواست کرد که یکی از اسرار شب معراج را برایش بازگو کند.
مومنی ادامه داد: پیامبر با او به قبرستان رفت و یکی از قبرها شکافته شد و شخصی بیرون آمد. وی که مردی یهودی بود به پیامبر گفت که من به دلیل عدم ایمان به جهنم رفتم اما در جهنم حصاری مرا در برگرفت و مانع از این شد که آتش جهنم به من گزند و آسیبی برساند. پیامبر از آن شخص سوال کرد که علت این امر چیست؟ آن مرد پاسخ داد که من در دنیا علی(ع) را خیلی دوست داشتم. پیامبر به سلمان گفت که شبی که به معراج رفتم خداوند خطاب کرد «ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی».
وی افزود: سومین نعمت این است که بگویی سپاس خداوندی را سزاست که رزقم را در دست خودش قرار داد و در دست کس دیگری قرار نداد. شکر چهارمین نعمت هم این است که بگویی «الحمد لله الذی ستر ذنوبی و عیوبی». وقتی حضرت زهرا(س) به مسجد آمد تا خطبه بخواند در آغاز فرمود: «اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلي ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ» یعنی آغاز خطبه با حمد و ثنای الهی است در حالی که 5 ابتلای سنگین حضرت را احاطه کرده بود که یکی از آنها فقدان پدرش بود.