عباس جانفدا، کارگردان تئاتر، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، با اشاره به نمایش شهید «بابا نظر»، عنوان کرد: ما به شهدای خود مدیون هستیم، چراکه آرامش امروزمان را مدیون رشادتهای آنها هستیم، رزمندگانی که روزی، از زندگی و خانواده خود گذشتند و امنیت جامعه و کشور را بر همه چیز ترجیح دادند.
وی در ادامه گفتههای خود، تصریح کرد: بابا نظر، جزو شهدای شاخص هشت سال دفاع مقدس بود، به شخصیت و زندگی این شهید در عرصه هنرهای نمایشی و ... پرداخته نشد حتی فیلمی از زندگی ایشان تولید نشده است، اگر هم تولید شده از کیفیت مناسبی برخوردار نبوده است.
بابانظر با وجود 8 درصد حیات کارهای بزرگی انجام داد
جانفدا با اشاره به ویژگیهای خاص شهید محمدحسن نظرنژاد معروف به «بابانظر»، اظهار کرد: یکی از ویژگیهای بابانظر این است که بارها تا مرز شهادت رفته اما شهادت نصیبش نشده است، کسی که با 92 درصد جانبازی، از جنگ جانم سالم به درمیبرد و تنها 8 درصد این فرد از لحاظ علم پزشکی توانایی حیات داشته است اما با همین 8 درصد کارهای بسیار بزرگی انجام داد.
این کارگردان تئاتر افزود: وجوه دراماتیک زندگی شهید بابا نظر، بسیار زیبا و برجسته است، این موضوعات من را بیشتر ترغیب کرد که به زندگی ایشان بپردازم.
بابانظر؛ فرمانده خشن دوران دفاع مقدس به لحاظ جدیت در کار
وی با بیان اینکه بابا نظر را جزو فرماندهان خشن دوران دفاع مقدس میدانستند، ابراز کرد: این شهید بسیار جدی بوده و اهل شوخی نبود و جایی که پای اصول و مواضعش در میان بود اصلا کوتاه نمیآمد.
جانفدا ادامه گفتههای خود را این چنین عنوان کرد: اوایل انقلاب که تازه سپاه پاسداران در حال شکلگیری بود، افرادی که از لحاظ تحصیلی مدرک پایینتری داشتند را اخراج میکردند که یکی از آنها بابا نظر بود، این شهید به دلیل درگیر شدن در مسائل انقلاب و مبارزات، از تحصیل باز میماند.
این نویسنده برجسته تئاتر بیان کرد: بابا نظر با توجه به جدیتی که در محیط بیرون داشت اما در کانون خانواده، انسانی لطیف و بسیار حساس، خانواده دوست بود، به این وجه دوگانه ایشان کمتر پرداخته شده است.
وی ادامه داد: آنچیزی که از بابانظر در نمایشم به تصویر میکشم، همین قسمتها و بخشهای پنهانی دیگری از زندگی ایشان است که در کتاب خاطراتش خیلی به آن اشاره نشده است یا اگر اشارهای شده، گذرا و سطحی بوده است.
نشان دادن وجه زمینی سرداران و فرماندهان دفاع مقدس؛ در نمایش شهید بابانظر
جانفدا با اشاره به اینکه به وجه زمینی بودن سرداران و فرماندهان دفاع مقدس کمتر در کتاب و نمایشی پرداخته شده است، اظهار کرد: هدف ما از نمایش «بابا نظر»، این بوده که بگوییم، بابا نظر نیز همانند افراد دیگر در جامعه بوده است، گاهی دچار لغزش و خطا میشده، گاهی دلش لرزیده و دچار احتیاط شده و.... اما به خاطر آرمان، عقیده و هدفی که داشته از همه اینها عبور کرده است.
این نویسنده تئاتر در پاسخ به این سوال که نوشتن نمایشنامه بابا نظر را از کی آغاز کردید، ابراز کرد: سال 91، مسئولان وقت بنیاد شهید خراسان رضوی به من سفارش نمایشنامهای دادند و تنها درخواستشان این بوده که نمایشنامه شهیدمحور باشد، یعنی به شهدای خاص دفاع مقدس بپردازم، همان لحظه که من از بنیاد شهید بیرون آمدم و از کنار کتابفروشی بنیاد شهید که میگذشتم، کتاب بابا نظر توجه من را به خود جلب کرد و چون از مدتها پیش به این شخصیت علاقهمند بودم، تصمیم گرفتم در خصوص بابانظر بنویسم.
وی تصریح کرد: سال 92 در همان ایام، این نمایشنامه نوشته شد و به روی صحنه رفت اما چون مورد حمایت قرار نگرفت، اجرای تئاتر آن چیزی که من میخواستم، نشد. در طول این سالها همیشه این فکر با من بود که یک بار دیگر بتوانم نمایشنامه را بازنویسی کنم و مجددا آن را به روی صحنه ببرم.
جانفدا ادامه داد: نمایشنامهای که اکنون نوشته شده، نگاه مجددی به نمایش« 92 درصد زندگی» است که سال 92 در سالن اصلی تئاتر شهر مشهد اجرا شد، آن چیزهایی که در آن نمایشنامه ذکر نشده بود و جزو نقایص آن محسوب میشد را در نمایشنامه جدیدی که نوشتم آوردم.
این کارگردان تئاتر بیان کرد: در نمایشنامه اولم نیز به وجه مبارزاتی بابا نظر، به خوبی پرداخته نشده بود و من بیشتر به زندگی بابا نظر و ارتباطش با اعضای خانواده پرداخته بودم، اما رشادتها و خاطرات ایشان مغفول مانده بود.
پرداختن به زندگی جهادی و شخصی شهید بابانظر؛ در نمایش «از نظر تا ظفر»
وی در ادامه گفتههای خود تصریح کرد: در نمایشنامه جدیدم تحت عنوان «از نظر تا ظفر»، به این موارد بیشتر پرداختم و به نوعی نمایشنامه، رفت و آمدی بین زندگی شخصی و جهادی بابا نظر است، اینکه اصلا چه شد به ایشان لقب بابا دادند، ارتباطش با سربازان زیر دست و آدمهایی که اطرافش بودند و ارتباطش با اعضای خانواده بیان شده است.
اجرای نمایش اردیبهشت 97
جانفدا با بیان اینکه نمایشنامه «از نظر تا ظفر»، یکبار بازنویسی شد، افزود: این نمایش کاری دلی است و از حالت سفارشی بیرون آمده، قرار است با سرمایهگذاری شخصی و بخشی هم با حمایت سرمایهگذار خصوصی، اردیبهشت سال 97 به روی صحنه برود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به اینکه شاید شخصیت بابا نظر را یکی از چهرههای سینمایی و تئاتر کشور بازی کند، تصریح کرد: همه چیز در حد حدس و گمان است، با یک و دو نفر صحبت شده، از طرفی منتظر هستیم تا تیم پشتیبانی که قرار است نمایش را حمایت کند، چه تصمیمی خواهد گرفت، به نظر من مشهد آنقدر سرمایه و بضاعت هنری دارد که آثار بومی را با استفاده از هنرمندان خود تولید کند و نگاهی به تهران نداشته باشد.
جانفدا با بیان اینکه اصلیترین منبع من در نوشتن نمایشنامه «بابا نظر»، خانواده این شهید بودند، اظهار کرد: همسر این شهید و فرزندانشان، نقش مهمی در شکلگیری اثر داشتند، به خصوص وقتی از نهادهای دولتی دلسر میشدیم، حمایت و انرژی این خانواده بسیار مؤثر بود.
پرداختن به ویژگیهای خاص همسر شهید بابانظر؛ در نمایش «از نظر تا ظفر»
این نویسنده تئاتر بیان کرد: برخلاف آنچه که در سال 92 بود، به شخصیت همسر بابا نظر، در نمایشنامه «از نظر تا ظفر» بیشتر پرداختم و در طول این مدت متوجه ویژگی خاص این بانو شدم، مرضیه نظرنژاد، همسر و دختر عموی شهید بابانظر، در عین حال که وجوه زنانه خود را دارد، مردانه عمل میکند، ما کمتر زنی داریم که بتواند بخاری و تلویزیون تعمیر کند.
وی ادامه داد: همسر بابا نظر، در مقطعی که ایشان در جبهه و جنگ بوده و در سالی که دوازده ماه دارد، بابا نظر شاید حداکثر یکماه در کنار خانوادهاش بود و در یازده ماه دیگر، همسر ایشان یک تنه، یک محله را میچرخاند، محلهای که همه مردان آن در جنگ بودند و این شیر زن چه کارهایی که انجام نداد.
تأثیرات جنگ بر نوشتههایم
وی در پاسخ به این سوال که این همه انگیزه و پرداختن به زندگی شهدا از چه چیزی سرچشمه میگیرد، تصریح کرد: من با جنگ بزرگ شدم، زمانی که شخصیت من در حال شکل گرفتن بود، کشور در جنگ به سر میبرد، طبعات آن جنگ در زندگی من بسیار تأثیر گذاشت، من به عینه میدیدم آدمی را که دیروز در کوچه با او بازی میکردم و من را بغل میکرد، روز دیگر عکسش در حجله شهادت بود.
این کارگردان تئاتر افزود: آدمهای زیادی دور و اطراف من بودندکه با پای خود به جبهه رفتند و بیپا برگشتند، مگر میشود این موضوعات را به عینه دید و لمسکرد و درباره آن بیتفاوت بود.
جانفدا در ادامه عنوان کرد: از طرف دیگر، زمانی که کشورم درگیر جنگ و تحریمهایی بیش از اکنون بود، اتفاقهایی افتاد که اکنون به هیچ عنوان آنها را در جامعه نمیبینیم مثل خلوص و نوعدوستی مردم.
وی در این راستا اضافه کرد: یادم میآید در یک شب سرد زمستان، همسایه ما به در خانهمان آمد، برای بخاریاش نفت میخواست، چراکه آن زمان نفت سهمیهبندی بود و ما 20 لیتر نفت بیشتر نداشتیم، پدرم این 20 لیتر را در اختیار همسایه قرار داد، در صورتی که ما نیازمند آن مقدار بودیم.
دستاورد جنگ؛ نوعدوستی و ازخودگذشتگی مردم برای یکدیگر بود
جانفدا ادامه داد: اکنون، کدام یک از این کارها و از خود گذشتگیها انجام میشود، من وظیفه دارم این موضوعات را به تصویر بکشم و به مردم یادآوری کنم که ما زمان جنگ، به این صورت زندگی میکردیم، اکنون چیزی تحت عنوان معرفت وجود خارجی ندارد، این موضوعات چیزهایی بود که جنگ با خودش آورده بود.
انتهای پیام