به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، بانوان به عنوان نیمی از بخش فعال جامعه در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... تاثیرگذار و مهم هستند. حال اگر فعالیت این بخش از جامعه در عرصه قرآن و گسترش فرهنگ قرآنی باشد اهمیت بیشتری آن هم در تربیت نسل آینده کشور که قرار است مسئولیت خطیر همسری و مادری را بر عهده بگیرند، پیدا می کند.
این بانوان قرآنی در حالی که خود مادر هستند و تربیت فرزند را بر عهده دارند، باز هم با تلاش مضاعف در عرصه گسترش فرهنگ قرآنی پا به میدان عمل گذاشته، زندگی خود را به قرآن میسپارند و با عزمی جزم در این زمینه به فعالیت مشغولند.
در واقع اینگونه قدم برداشتن در مسیر زندگی و خود را در پناه قرآن قرار دادن، مصداقی از آوردن قرآن به بطن زندگی است و همه ما به این پناه بردن برای کسب آرامش و گام برداشتن با اطمینان قلبی نیاز داریم.
فاطمه علیشاهی سبزواری، مدرس تفسیر قرآن کریم در گفتوگو با ایکنا، به بیان خاطرهای از دوران تدریس خود پرداخت و گفت: اوایل شروع به فعالیتم، تدریس کلاس آموزش تجوید یک و دو را بر عهده داشتم. آن زمان اولین فرزندم سه سال بیشتر نداشت و در طبقه فوقانی منزل مادرم ساکن بودیم.
وی افزود: هر روز فرزندم را قبل از رفتن به کلاس به مادرم میسپردم، اما یک روز صبح هنوز فرزندم حجت از خواب بیدار نشده بود و موقع رفتن مادرم را صدا زدم که مراقب حجت باشد.
این مدرس تفسیر ادامه داد: طبق معمول همیشه کلاس آغاز شد، اما وسط درس یک لحظه دلم لرزید و دلهره عجیبی سراسر وجودم را فرا گرفت. حجت تازه دستش به دستگیره در میرسید و شیطنتهایش در آن سن به اوج خود رسیده بود. آنگاه با خود فکر کردم نکند در را باز و از پلهها سقوط کرده باشد.
فرزندم را به قرآن سپردم
وی اضافه کرد: همه افکار و اتفاقات ناگوار در ذهنم پدیدار شد و آنجا بود که از عمق وجود، فرزندم را به قرآن سپردم، با این نیت آرام شدم و به تدریس ادامه دادم.
علیشاهی سبزواری گفت: وقتی به منزل بازگشتم، متوجه شدم چه دردسری برای مادرم درست شده است. حجت بعد از بیدار شدن از خواب و خالی دیدن اطرافش، موتور اسباب بازی خود را برداشته در را باز کرده و با موتور از درب منزل که از قضا باز هم بوده، خارج میشود.
وی ادامه داد: منزل ما در محدودهی بلوار آیتالله عبادی بود و فرزندم با همان موتور اسباب بازی، خود را به چهارراه راه آهن رسانده بود و در همان لحظات سرگردانی با حالت گریان یکی از بستگان ما که آن زمان منزلشان قاسم آباد بوده و برای سر زدن به پدرش که همان حوالی زندگی میکرده، اقدام کرده و پس از رسیدن به محض پیاده شدن از ماشین، کودکی گریان را میبیند.
درک باطن قرآن با شیطنتی که از فرزندم سر زد
این مدرس قرآن اضافه کرد: به گفته وی، ابتدا شک داشته که این کودک حجت است یا نه. و وقتی نزدیکتر میرود، در نهایت تعجب که اینجا کجا و حجت کجا؟ او را که حالتی گریان و ترسان داشته به آغوش کشیده و به منزل باز میگرداند.
وی تصریح کرد: آنجا بود که نتیجه سپردن فرزندم به قرآن را از عمق وجود درک کردم و اینکه خداوند با این توسل من یکی از نزدیکانم را مأمور مراقبت از فرزندم قرار داد.
قدم در مسیر قرآن با مسائل مادی قابل قیاس نیست
علیشاهی سبزواری بیان کرد: این اتفاق خاطره خوشی از توسل به قرآن در ذهنم گذاشت و آنجا بود که فهمیدم کار در مسیر قرآن با مسائل مادی قابل قیاس نیست چرا که اگر نیت ما در راه قرآن، رضای خدا باشد اولین تأثیر آن بر قلب انسان است.
این مدرس تفسیر با اشاره به حدیث قدسی «من کان لله کان الله له، هرکس در زندگی با خدا باشد و برای خدا قدم بردارد، خدا هم با او و پشت و پناه اوست»، اظهار کرد: اگر هر کاری که انجام می دهیم برای جلب خشنودی حضرت حق باشد، خدا هم با ماست و در اشعار ما اینگونه به این مطلب پرداخته شده است «با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش هر چه خواهی کن».
انتهای پیام