به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، قصهگویی یکی از سنتهای دیرینه و فرهنگی کشور ما است که رفته رفته از گذشته تا امروز توسط مادربزرگها، مادران و یا مربیان کانونهای فرهنگی کودکان و نوجوانان و بر اساس آداب و رسوم شهرها و کشورها با موضوعات مختلف نقل میشود. قصههایی فولکلور و مذهبی که خاطرات زیادی را برای نسلهای گذشته و کماکان امروز یادآور میشود، حال در عصر ارتباطات و دنیای مجازی که سبک زندگی و فرهنگ ما رنگ و بوی دیگری گرفته، هنوز هم این رویه در قالب برگزاری جشنوارهای تحت عنوان قصهگویی در ایران و خارج از کشور برگزار میشود.
برای زندهنگه داشتن این سنت و گرامیداشت پیشکسوتان این عرصه، به سراغ یکی از همین راویان شبهای کودکی رفتیم؛ عصمت عاملی، پیشکسوت قصهگویی مذهبی، در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به علاقهمندی خود به قصهگویی، تصریح کرد: متولد 26 بهمن 1338 در مشهد هستم و لیسانس ادبیات عرب از دانشگاه فردوسی مشهد دارم، از زمان کودکی همه را دور خودم جمع میکردم و برایشان قصه میگفتم.
این پیشکسوت قصهگویی در ادامه، با بیان اینکه فعالیت خود را از سال 85 در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع کرده است، اظهار کرد: در ابتدا به عنوان کتابدار در کانون پرورش فکری مشغول به کار شدم و بعد از چند سال به عنوان مربی فرهنگی، حول محور قصههای مذهبی و قرآنی فعالیت خود را ادامه دادم.
عاملی با بیان اینکه پدرم مشوق اصلی من در انجام کارهای قرآنی بود، گفت: ایشان خود حافظ قرآن بودند. در دوران ابتدایی نیز معلم دینی ما برای حفظ سورههای قرآن و یا آیةالکرسی و... امتیاز ویژهای قرار میداد. همچنین من شوهر خواهری دارم که ایشان همیشه جایزه میگذاشتند برای کسانی که صبحها بعد از نماز قرآن بخوانند؛ من در همین راستا خیلی با قرآن مأنوس شدم و در زمینه قصهگویی هم این محوریت را انتخاب کردم.
خانوادهام بسیار در موفقیتم تأثیرگذار بودهاند
وی در ادامه ابراز کرد: سال 1359 ازدواج کردم و ثمره آن دو پسر و یک دختر است. تمام موفقیتم را مدیون خانوادهام هستم، چراکه وقتی فرزندانم کوچک بودند نیز به کانون میرفتم و مادرم زحمت بزرگ کردن فرزندانم را برعهده داشت. همچنین همسرم هم بسیار کمک حالم بود.
عاملی با اشاره به اینکه در بسیاری از جشنوارهها و سمینارهای کشوری شرکت کرده و رتبههای بسیاری دارد، ادامه داد: بهترین قصهام مربوط به سال 1376، افتتاحیه جشنواره قصهگویی کانون است که موضوع آن کرامات حضرت عباس(ع) بود.
وی در ادامه گفتههای خود، با بیان اینکه قرآن انسانساز است، اظهار کرد: چرا باید فقط پدربزرگ و مادربزرگهای ما قرآن بخوانند، دلیل اینکه جوان امروزی با قرآن مأنوس نیستند، چیست؟ ما نتوانستیم مفاهیم قرآن را به شکلی متفاوت و زیبا برای آنان بیان کنیم.

آموزش مفاهیم قرآنی به صورت غیرمستقیم به کودکان
این پیشکسوت قصهگویی در ادامه با تأکید بر اینکه آموزش مفاهیم دینی باید به صورت غیرمستقیم به کودکان منتقل شود، گفت: برای تولد ائمه(ع)، از بچهها در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میخواستم که برای آنان نامهای بنویسند و یا در داستان «کمیل» به کمک بچهها با گِل زندانی درست میکردیم و این قصه را اینطور برای آنان شرح میدادم.
عاملی ابراز کرد: برای آنکه قصص قرآنی بهتر به کودکان منتقل شود، از شیوه نمایش استفاده میکردم تا برای آنها جذابیت داشته باشد.
تشکیل جلسه قرآن و بیان قصص قرآنی و خاطرات شهید
وی ادامه گفتههای خود را این چنین عنوان کرد: در محدوده زندگی خود به یاد شهیدان جلسه قرآنی تشکیل دادم که در آن بیشتر قصص قرآنی و خاطرات شهیدان بیان میشود.
عاملی با اشاره به اینکه قرآن قصه و تمام هستی ما با خدا است، افزود: قرآن را باید طوری بیان کنیم که نوجوانان و جوانان ما به آن راغب شوند، همانطور که به صوت و لحن آن میپردازیم، باید جوانان را با ترغیب به شنیدن قصههای قرآنی، با مفاهیم قرآن آشنا کنیم.
قصهگو باید بسیار مطالعه داشته باشد
این پیشکسوت قصهگویی مذهبی با اشاره به اینکه مطالعه در قصهگویی بسیار مهم است، ابراز کرد: قصهگو باید تحقیقات بسیاری در خصوص قصص قرآنی و یا حتی تاریخی داشته باشد تا بتواند به سوالات بچهها پاسخ بدهد و برای رساندن مفاهیم قرآنی باید قصص را با اشاره و داستان تعریف کند.
وی در ادامه با اشاره به زیباترین داستان قرآنی که برای بچهها گفته است، افزود: همه داستانهای قرآن، از هابیل و قابیل گرفته تا داستان حضرت یوسف(ع)، همه زیبا هستند و هر کدام نکات آموزشی و اخلاقی خاصی دارند.

وی ادامه داد: اگر فرزندان ما از کودکی قرآن را به زیبایی در قالب داستان یاد بگیرند، میتوان انتظار این را داشت که در بزرگسالی آن را سرلوحه زندگی خود قرار دهند. متأسفانه معلمان قرآن در مدارس اکثرا کهولت سن داشته و بداخلاق هستند، با وجود چنین مسئلهای چطور میتوان از کودک انتظار داشت با قرآن مأنوس شود.

عاملی گفت: وضعیت قصهگویی در ایران برای کودکان و نوجوانان بسیار خشک و ضعیف است. برای قصهگویی سرمایهگذاری نشده و برای گسترش و احیای آن گامی برداشته نشده است.
انتهای پیام