به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، 25 رجب سال 183 هجری قمری، روز شهادت امام موسی کاظم(ع) است، که در میان شیعیان معروف به باب الحوائج است. امامی که در علم، تواضع، مكارم اخلاق، كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضربالمثل بود؛ به همین مناسبت مروری کوتاه بر سیره و رهنمودهای آن حضرت داریم.
هفتمین امام شیعیان حضرت موسی بن جعفر(ع) در هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در ابواء(منطقهای در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودی کنونی) متولد شدند.
پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق(ع) و مادر گرامیش حمیده است و نامهای دیگری نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه برای او نقل شده است؛ این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احکام و مسائل بود که امام صادق(ع) زنان را در یادگیری مسائل و احکام دینی به ایشان ارجاع میداد.
کاظم؛ مشهورترین لقب امام هفتم(ع)
نام مبارکش موسی و القاب و کنیههایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروفترین کنیهاش ابوالحسن است. نقش نگین انگشتریاش جمله «حسبی الله» بوده است. به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الکاظم) شد؛ امام موسی کاظم(ع) در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.
فرزندان حضرت موسی بن جعفر را 37 تن نوشتهاند: 19 پسر و 18 دختر که ارشد آنها حضرت علی بن موسی الرضا(ع) وصی و امام بعد از آن امام بزرگوار بوده است و سایر اولاد و سادات موسوی هر یک مشعلدار علم و تقوا در زمان خود بودهاند، که در گوشه و کنار ایران و کشورهای اسلامی پراکنده شده و در همان جا به خاک سپرده شدهاند.

چگونگی به امامت رسيدن امام موسی الكاظم (ع)
در زمان حيات امام صادق(ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند، پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عدهاي چون از حيات اسماعيل ناامید شدند؛ پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام ميدانند.
پس از شهادت حضرت صادق(ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند، اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در ارشاد متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند، روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه به فطحيه موسوم هستند.
برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم(ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت ميكرد كه ایشان تصريح بر امامت آن حضرت كرده است.
علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح، امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل شد.
دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر(ع) مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و همزمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خونآشام عباسی به نامهای منصور دوانیقی، مهدی عباسی، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید.
از مشکلات روزهای نخستین امامت موسی بن جعفر(ع)، ادّعای امامت دروغین برادر بزرگتر حضرت، عبدالله افطح بود که گروهی را به دنبال خود کشید و فرقه «فطحیه»به همین ترتیب شکل گرفت. هر چند با برخورد روشنگرانه امام، عبدالله با شکست روبرو شد.
شخصيت اخلاقي امام موسی الكاظم (ع)
امام موسی الكاظم (ع) در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضربالمثل بود. بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت ميفرمودند.
شبها بطور ناشناس در كوچههاي مدينه ميگشتند و به مستمندان كمك ميكردند؛ مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسهها ميگذاشت و درمدينه ميان نيازمندان قسمت ميكردند. صرار(كيسهها) موسي بن جعفر(ع) در مدينه معروف بود و اگر به كسي صرهاي ميرسيد بي نياز میشد. در اطاقي كه نماز اقامه میکردند، جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.
حلم و بردباری
حلم و بردباری از ویژگیهای مهمی است که مردان موفق و بزرگ به ویژه رهبران راستین که بنا به وظیفه الهی، بیشترین برخورد و معاشرت را با مردم داشتند، از آن برخوردار بودند. امام هفتم(ع) که به خاطر همین ویژگیاش «کاظم » لقب گرفت، علم را با حلم آراسته بود، در برابر ناملایمات روزگار بردبار بود، با دشمنان و بد اندیشان با نرمی رفتار میکردند و با این شیوه به تربیت آنان میپرداختند.

زهد امام هفتم(ع)
به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الكاظم) شد. امام موسی كاظم(ع) به كنيههاي ابو ابراهيم و ابوعلي نيز معروف بوده است.
زهد و عبادت امام کاظم(ع) به قدری شهره بود که هارون الرشید سرسختترین دشمن امام نیز میگوید: «این مرد از راهیان بنیهاشم است» تاریخ نگاران او را عابدترین مردم روزگار خود خواندهاند تا آنجا که «عبدصالح» و «زین المجتهدین» لقب گرفت و هرگز کسی همانند او در بندگی و فرمانبرداری دیده نشده بود.
ابراهیم بنعبدالحمید، ابعاد و دامنه زهد امام کاظم(ع) را چنین بیان میکند: وارد خانهای شدم که حضرت در آن نماز میگزارد؛ در آن جا جز یک زنبیل که از برگ خرما بافته شده بود و شمشیری آویخته و یک قرآن چیزی دیگر نبود. در روایت ابراهیم، زندگی امام کاظم(ع) آن چنان ساده و زاهدانه توصیف شده بود که حداقل نیازها و وسایل زندگی که طبقه ضعیف جامعه آن روز نیز از آن برخوردار بودند را نداشت و این خود دلیل روشنی بر رویگردانی آن حضرت از دنیا و لوازم آن است؛ البته امام در حالی چنین زاهدانه می زیست که اموال فراوان و حقوق شرعی از سوی شیعیان برای امام فرستاده میشد.
و نیز در زمانی که در سیاهچالهای هارون بسر میبردند حضرت خطاب به خداوند عرضه میدارد: «اللهم انّی أسئلک أن تفرغنی بعبادتک اللهم و قد فعلتَ فلک الحمد. بار خدایا از تو میخواستم فرصتی عنایت کنی تا به بندگی و عبادتت بپردازم، خداوندا آنچه میخواستم فراهم نمودی پس ستایش تو را سزاست.»
دانش امام موسی کاظم(ع)
امام جعفر صادق(ع) بر علم فرزندش موسی بن جعفر(ع) گواهی داده و فرموده است: «اگر از این پسرم درباره آنچه در مصحف (قرآن) وجود دارد بپرسی به یقین عالمانه پاسخت را میدهد»، عالمان دانشهای فراوانی در عرصه دین و غیر دین از آن حضرت نقل کردهاند و در میان محدثان به «عالم» شهره یافته بود. مفید میگوید: «مردم روایات بسیاری از ابوالحسن موسی(ع) نقل کردهاند و او فقیهترین مردم زمان خود بود»
نمونههایی از عبادت امام موسی کاظم(ع)
شب را به نمازهای مستحبی میگزارد و آنها را با نماز صبح پیوند میداد. آن گاه تا برآمدن خورشید به تعقیبات میپرداخت و چون خورشید طلوع میکرد حضرت سر به سجده میگذارد و پیوسته به دعا و ستایش خداوند مشغول بود، تا اینکه ظهر فرا میرسید. البته باید توجه داشت که ظاهراً این عمل همیشگی حضرت نبوده است زیرا در تاریخ به کرار آمده که حضرت در پی حوائج مؤمنان بودهاند و این جزء سیره حضرات معصومین(ع) است که رسیدگی امور مسلمانان را مقدم بر عبادت شبانه روز غیر از واجبات میدانستند.
عبادت و بندگی
در میان مناقب بی شمار امام هفتم(ع) خلوت با معشوق و مناجات با قاضی الحاجات، درخشندگی خاصی دارد و بدین جهت آن حضرت را «عبد صالح، راهب بنیهاشم و زینالمتهجدین » لقب دادهاند؛ این امام بزرگوار بسیاری از شبها را تا سپیده صبح به دعا و مناجات میپرداختند.
نقل شده است که آن حضرت در اول شب وارد مسجد النبی(ص) در مدینه شد و تا سپیدهدم، در حال سجده این دعا را تکرار میکردند: «عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک یا اهل التقوی واهل المغفرة .» پس از ادای فریضه صبح تا طلوع آفتاب به تعقیبات میپرداختند و آن چنان با سوز و اشک تلاوت قرآن میکردند که هر شنوندهای بی اختیار میگریست .
عبادت و راز و نیاز آن بنده صالح خدا همگان را مجذوب خود ساخته بود، حتی زمانی که در زندان هارون الرشید قرار گرفت، از اینکه جای خلوت با دوست نصیبش شده است خدای را سپاس میگفت . فضل بن ربیع که به دستور هارون الرشید موسی بن جعفر (ع) را زندانی کرده بود، در نامهای به خلیفه نوشت: «اگر او را از من تحویل نگیری رهایش خواهم کرد، چون در مدت یک سال، در شبانه روز جز دعا و استغفار و طلب رحمت و مغفرت الهی کلمهای از وی شنیده نشده است»
تلاوت قرآن
حضرت قرآن را با دقت، تدبر و خوشنواتر از هر کس میخواند و چون به خواندن قرآن میپرداختند اندوهگین میشدند آنگونه که هر کس تلاوت حضرت را میشنید میگریست.حفص میگوید:« او قرآن را با آهنگی حزین میخواند و چون به تلاوت میپرداخت گویی که با مخاطبی گفتوگو میکند»
این امام بزرگوار در 25 رجب سال 183 هجری قمری در سن 55 سالگی، به وسیله زهری که در زندان« سندی بن شاهک» به دستور هارون الرشید به آن حضرت خورانیده شد به شهادت رسیدند و در مکانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) که هم اکنون به «کاظمین» معروف است دفن شدند.
در ادامه به بخشی از احادیث این بزرگوار اشاره میکنیم:
كسى كه مشورت كند، اگر كارش را درست انجام دهد ، مردم او را بستايند و اگر به خطا رود، معذورش دارند.
خوشا به حال اصلاح كنندگان بين مردم، كه آنان همان مقرّبان روز قيامتاند.
براى بازداشتن نفْس خود از خواهشهايش با آن مبارزه كن كه مبارزه با نفْس، همچون مبارزه با دشمنت، بر تو واجب است.
انتهای پیام