کد خبر: 3719269
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۸

استناد حالات عاطفی به خدا و جایگاه همدلی در دین

گروه معارف – مدرس فلسفه در دانشگاه‌های ایران، کانادا و آمریکا در پاسخ به این سوال که آیا همدلی بین خدا و انسان امکان پذیر است؟ گفت: واژگانی چون رحمت‌الله و غضب‌الله نشان می‌دهد که همدلی در دین هم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و لذا در معرفت شناسی کاربرد دارد به تشریح این بحث پرداخت.

نشست‌ معرفت، دین اخلاق با عنوان« همدلی و شناخت» برگزار شد
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، علیرضا مازاریان، مدرس فلسفه در دانشگاه‌های ایران، کانادا و آمریکا همزمان با نهم خردادماه، درتالار شهر در خصوص بحث همدلی و شناخت، بیان کرد: یکی از مباحث پرکاربرد در گستره علوم گوناگون مانند مطالعات فلسفی، معارف، سیاست، روانشناسی، مراقبت پزشکی، علم اخلاق، حقوق و قضا، مطالعات جنسیت، هنر و رسانه و علوم اعصاب مسئله همدلی است.
وی ادامه داد: این کلمه کاربردهای ادبی گسترده ای دارد و مفاهیم گوناگون و حتی متضاد با این واژه گره خورده که در یک نشست مختصر نمی‌توان به بحث کاملی از این واژه پرداخت.

تألیف صدها کتاب در حوزه شناخت همدلی
این پژوهشگر حوزه فلسفه، تصریح کرد: همدلی در سه سطح تقسیم می‌شود و بدون اغراق می‌توان گفت صدها کتاب در حوزه مباحث عمومی فلسفه معاصر در این خصوص نوشته شده است که در بین این تقسیم بندی فلسفه ذهن همدلی از جایگاه ویژه ای برخورداربوده که شامل حالات ذهنی نظیر ترس، استرس، هیجان و ... است.

استناد حالات عاطفی به خدا و جایگاه همدلی در دین
مازاریان اظهار کرد: روش پایه فلسفی است که برای اثبات اذهان دیگر به کمک فیلسوف آمده ولی در همدلی از منظر اخلاق این سوال پیش می‌آید که آیا همدلی بین خدا و انسان امکان پذیر است؟ آیا حالات احساسی و عاطفی بین خدا و بنده وجود دارد؟ آیا حالات عاطفی را می توان به خدا استناد داد؟
وی گفت: واژگانی چون رحمت الله و غضب الله نشان می‌دهد که همدلی در دین هم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و لذا در معرفت شناسی کاربرد دارد ولی آیا منبع معرفت است یا خیر و تا چه اندازه قابل اعتماد است؟ آیا در مقام صدور و قضاوت حقوقی چه میزان باید به چه میزان همدلی نسبت به مجرمان و آنان که مورد یورش جرم قرار گرفته اند داشت؟
این استاد فلسفه در خصوص مرور بر پیشینه بحث همدلی، ابراز کرد: در فلسفه تحلیلی ذهن، مباحث زیادی در همدلی ذهن وجود دارد اما اینکه جایگاه معرفت شناختی همدلی و رابطه آن با اخلاق چه میزان می‌تواند به اخلاق زیستن ما کمک کند؟

تبیین کاربردی مفهوم همدلی در فلسفه
وی اضافه کرد: به لحاظ کاربردی مفهوم همدلی شامل احساس آن چیزی است که دیگری احساس می‌کند به عنوان مثال وقتی کسی احساس درد کند و ما هم همان احساس را داشته باشیم، بدون اینکه تجربه قبلی از آن درد داشته باشیم.
این پژوهشگر فلسفه عنوان کرد: نوع دیگری از همدلی احساس نگرانی و توجه ویژه نسبت به فرد دیگر است مانند رابطه پزشک با بیمار که از این نوع همدلی به شمار می آید.
وی گفت: همدلی به لحاظ عاطفی و هیجانی، قرار گرفتن در موقعیت یک فرد، قرار گرفتن شخصی دیگر در موقعیت شخص دیگر مانند اسارت یک پیرمرد در دست داعش و با نگاه این صحنه تصور کنیم یک پیرمرد ایرانی در این جایگاه و موقعیت اسیر دست داعش است.
مدرس فلسفه در دانشگاه ایران، کانادا و آمریکا، ابراز کرد: استنتاج از رفتار دیگران نیز نوعی دیگر از همدلی محسوب می‌شود به عنوان مثال می‌دانیم اگر هوا سرد باشد دوستمان از خانه خارج نمی‌شود و یا حدس زدن درباره رفتار افراد در شرایط مختلف این امر را تشریح می‌کند.

آنچه اذهان فلاسفه را در بحث همدلی درگیر کرده است
وی ادامه داد: بر اساس توضیحات مطرح شده انواع مختلفی از همدلی وجود دارد که بر این اساس برخی همدلی را فرآیند غیر استنتاجی و آنی می‎دانند مثلا شدت ناراحتی و خوشحالی از تاثیرپذیری فرد از یک صحنه جزء این همدلی شمرده می شود.
مازاریان تصریح کرد: سوالی که ذهن فلاسفه را درگیر کرده این است که آیا همدل و فرد مقابل احساس مشابهی دارند و اینکه آیا ذات همدلی ربطی به بیرون دارد یا خیر؟
وی در تشریح این مطلب گفت: در علوم اعصاب شناختی دسته‌ای از کشفیات وجود دارد که بر اساس سلول‌های عصبی آینه‌ای احساس همدلی با یک فرد بخشی از مغز فرد مقابل را فعال کرده لذا این احساس سرایت وجود دارد که از مغزی به مغز دیگر منتقل می‌شود.
این پژوهشگر فلسفه ابراز کرد: همدلی انعکاسی نوعی از همدلی است که بر اساس استنتاج وقایع و به صورت آگاهانه صورت می‌گیرد مثلا با خواندن یک داستان آگاهانه با سرنوشت افراد در داستان همدلی می‌شود.
وی بیان کرد: بحث دیگر در واژه همدلی اعتبارسنجی و معرفت شناسی از این واژه است که به لحاظ معرفت شناسی همدلی توأم با واقعیت از اعتبار بیشتری برخوردار است.
مازاریان ادامه داد: همدلی عصبی انعکاسی چون بر اساس عقل است قابل اعتماد بوده چرا که بر اساس علم اعصاب، نورون‌های آینه‌ای وقتی که یک حادثه اتفاق افتد تحریک می‌‍شود.
انتهای پیام

 

 

captcha